سلام و خسته نباشید
من حدود شش ساله ازدواج کردم، باوجود بی پولیاش عاشقانه باهاش زندگی کردم اما شوهرم وقتایی که عصبانیه بددهنی میکنه حتی اگه جوابشو بدم کتکم میزنه،، البته اخلاق بددهنیش رو دوران عقد هم داشت فکر میکردم درست میشه،،
دوبار جلوی خانوادم زده توی گوشم که پدرم پادرمیونی کردن اگر تکرار شه طلاقتو مگیریم،،حتی امتحان کردم سکوتم بکنم نمیاد معذرت خواهی کنه،،میگه حقت بوده عصبانیم کردی
مثال اگر سالی یبار دلم بگیره ناراحت باشم یا عصبانی بشم میگه هروز خدا اینجوری هستی
وقتایی که همچی باب میلشه ومن تمام خاسته هاشو رفع میکنم باهام خوبه محبت می‌کنه
اما امان از وقتی دلم بگیره مریض باشم عصبانی باشم
منو به فش می‌کشه
خیلی تنهام خیلی چون شوهرم هیچوقت مرحم زخمم نبوده،سنگ صبورم نبوده،، فقط وقتایی حالم خوبه باهام خوبه
یک هفته پیش به کرونا مبتلا شد و من کاملا ازشون پرستاری میکردم ولی سه روز بعد حالشون بهتر شد و من مبتلا شدم باورتون میشه توقع داشت بزارم جلوشو بپزمو بشورم،،، میگفت دردی نداری خودتو لوس کردی بهم فش میداد خیلی داغونم خیلی هم از نظر جسمی هم روحی، الانم با رضایت خودشون منو اوردن خونه پدرم که مادرم ازم پرستاری کنه و حتی یه زنگ هم نمیزنه که حالمو بپرسه،
راه حل چیه بنظرتون؟