سلام .وقت بخیر
پدر و مادر من حدود ۲۰ ساله بر سر عوض کردن خانه با هم بحث و مشاجره می کنند .
خانه ما لوکس و نوساز نیست.در محله متوسط شهره و مادرم اصلا از بودن در اینجا رضایت نداره.به علاوه اینکه مادر پدرم هم در طبقه پایین ما زندگی میکنه حس بد تری
بهش میده.حس می‌کنه سرایدار این خونه شده و تا حد زیادی محدود شده.
ندادم در حرف هایش به بابام میگه تو منو گول زدی چون قرار نبود این همه سال در این خونه بمونیم.و پدرم معتقده تغییر این خونه هم مثل تغییر بقیه وسایل و ماشین و غیره ، زود گذره و این جنگ اعصاب همچنان ادامه پیدا می‌کنه و از طرفی هم میگه من توان خرید خونه رو ندارم…و مامانم معتقده بابا دروغ میگه و همه این بهانه آوردند بخاطر اینه که مادر پدرم دربه در نشه …
خلاصه تمام این بیست سال این ماجرا به شکل های مختلف مثه یه زخم کهنه
هر بار سر باز می‌کنه…و واقعا تو رو حیه ما بچه ها هم تاثیر گذاشته…خونمون پژمرده و بی روح شده….همش ناامیدی…همش حس کافی نبودن، بی ارزش بودن
بخاطر محله مون…
انگار بابا مامانو کنار گذاشته…مامان هم بابا رو….ولی دعوا هاشون سر خونه
روح ما بچه ها رو داغون کرده….گاهی دلم میخواد از این خونه بزارم برم…
هر بار اعتراض میکنم که یه مشاوری برید بخاطر ما بچه ها…مخالفت میکنن…
بابا میگه شما سرتون به کار خودتون باشه….هر راهی دوست دارید برید…هر
کاری که فکر میکنید درسته بکنید..
حس میکنم اونقدر از زندگی مشترک هم به جاهای ناامیدانه ای رسیدن و افسردگی
شدیدی دچار شدن که حالا سرنوشت ما،شخصیتمون و این حالمون براشون اهمیتی ندارن…
خیلی بده ،دلم میخواد کمکشون کنم اما اونا متاسفانه به مشاور و روانشناس اعتقادی ندارن…فکر میکنن خودشون استاد همه چی دانن…
بابا میگه نمیتونه خونه بخره….مامان هم از در و دیوار این خونه متنفره

هر دو بعد هر بار حرف زدن پژمرده تر میشن…و افسرده تر

لطفا بگید من چیکار میتونم بکنم…برای اونا ،برای خواهر برادرام، برای خودم و برای زندگیمون….راه حلی که رفتن پیش مشاور نباشه…چون می‌دونم قبول نمیکنن

متشکرم