فرزند
سلام.من باخانوادم دچار مشکل شدم
من هیچ آزادی و حق انتخابی ندارم،خانواده من بد نیستن ولی به اسم صلاحتو میخوایم،حق انتخابو ازم گرفتن و اونقدر باهوش هستت که باز تقصیرا میوفته گردن من
من حتا حریم خصوصی ندارم و با ۲۰سال سن،هنوز توی رابطه هام محدودیت دارم و به گفته مامانم،حتا دوست پیداکردن هم خوب نیست و من محدودیت دارم
بیروت رفتن اجازشو ندارم و همه جا باید حتما باخودش برم
بارها سعی کردم اونو متقاعد کنم که با مشاور صحبت کنیم ولی هیج تاثیری نداشت و مجبورم ازاین طریق پیش برم
من محدود خیلی زیادی دارم ،توی انتخاب رشته ام،توی انتخاب نمره هام،حتا دانشگاهم و دوستام و اطرافیانم
من افسردگی داشتم یه مدت و اگه اینو به مامانم بگم میخنده
همش میگه توعاشق اینی که از درخونه بری بیرون ،نمیخوای توخونه باشی
میخوای بری دنبال رفیق بازی
درصورتی که یک بار ازخودش نمیپرسه که چرا من فراری ام؟
من زندگیم سخته،حرف زدن باخانوادم سخته چون درنهایت یجوری بحثو به نفع خودشون تموم میکنن و من هیچ حرفی نمیتونم بزنم و مجبورم به ایم زمدگی که هرلحظه میخوام تموم بشه،ادامه بدم
اگه میشه کمکم کنین
من تنهام و کسی جز شما نمیتونه کمکم کنه،حتا خانوادم🥲














سلام به شما دوست عزیز
قابل درک هست که این میزان از کنترل گری برای شما با فشار روحی زیادی همراه شده است اما عزیزم در این مورد بهتر است که در کنار بیان احترام به دیدگاها و باورهای آنها واضح و روشن بیان کنید که این شرایط برای شما با چه احساساتی همراه شده است.
در هرصورت برای اینکه بتوان تغییری ایجاد کرد نیاز است که در مسیر تعامل با انها پیش بروید و سعی کنید که زمانی را حتی شده تحت نظر خود آنها برای رفتن به کلاس هایی که دوست دارید و یا بودن با دوستانتان سپری کنید.