سامانه پرسش و پاسخ مشاور::: مرجع راهنمایی و مشاوره روانشناسی آنلاین خانواده
دسته بندی موضوعات سامانه
- قبل ازدواج (2,664)
- اخلاق و رفتار|تیپ و ظاهر پسر یا دختر (92)
- ازدواج در سربازی و درحال تحصیل (45)
- ازدواج فامیلی (81)
- ازدواج مجدد یا ازدواج با زن یا مرد مطلقه (56)
- تفاوت در مسائل مذهبی، قومیتی و پوشش دختر یا پسر (32)
- حاملگی قبل ازدواج دوران نامزدی (22)
- خیانت نامزد و دوست پسر یا دختر (71)
- دوست داشتن یا نداشتن دوست یا نامزد و عشق (166)
- روابط دختر و پسر|رابطه داشتن با دوست (512)
- سایر موارد قبل از ازدواج و دوستی نامزدی (225)
- سن دختر و پسر| اختلاف سنی در ازدواج (60)
- سوالات خواستگاری|مراسم خواستگاری|بعد از خواستگاری (42)
- طولانی شدن یا سرد شدن رابطه قبل ازدواج (77)
- مخالفت دختر، پسر یا خانواده با ازدواج (98)
- مراکز مشاوره (200)
- مرکز مشاوره (16)
- مشاوره آنلاین (171)
- مشاوره تلفنی (6)
- مشاوره آنلاین فردی (1,721)
- اضطراب|ترس|دلهره|خواب پریشان-کابوس (142)
- تنها بودن| سرگردانی و ناراحتی بعد از دوستی یا طلاق (54)
- خودارضایی دختر یا پسر (121)
- خودکشی (76)
- روانشناسی افسردگی (195)
- سایر مشاوره روانشناسی آنلاین یا روانپزشکی فردی (186)
- شغلی|کاریابی|انتخاب کار|جلسه مصاحبه|تغییر شغل (65)
- عدم کنترل خشم|عصبانی شدن|پرخواشگری (49)
- لکنت زبان|خجالت و خجالتی بودن و مشکل ارتباطی (39)
- مشاوره پزشکی (60)
- مشاوره تحصیلی|برنامه ریزی درسی|برنامه ریزی کنکور (113)
- وسواس فکری|ناراحتی|حساس و زودرنج بودن (126)
- مشاوره تلفنی (11)
- مشاوره خانواده (5,798)
- خانواده همسرم (190)
- خیانت همسر|زن|شوهر|به همسرم (271)
- رابطه جنسی-رابطه زناشویی-مشاوره جنسی (727)
- رفتار و اخلاق همسرم (551)
- سایر موارد خانوادگی یا زناشویی (226)
- فحش و دعوای فیزیکی در خانواده (88)
- مشاوره قبل طلاق (154)
- مشاوره کودک و نوجوان (471)
- مقالات عمومی (33)














سلام من متولد۷۳ هستم و ۵ ساله با شوهرم ک هم سن من هست ازدواح کردم.من تک دختر هستم وخانوادم خیلی حساس هستن و نازکتر از گل یهم نگفتن ولی متاسفانه شوهری نصیبم شد ک همش دعوا و لحبازی میکنه و به بهدنه ها مختلف حرف خودش غالب میکنه واسه رفتن خونه مامانم منو محدود میکنه و به زور و دعوا کارایی ک خودش نیخاد باید انجام بدم اوایل میومدم همه اتفاقات زندگی و محیط کارم براش تعریف میکردم اما گاهی از همون تعریف هام تو دعوا علیه ام استفاده میکنه دیگ کلا زده شدم اون حس ارامش و امنیت نمیکنم. کسی هم ندارم باهاش درد و دل کنم .گاهی از زندگیم خیلی دلم میگیره بجای اینک بتونم حرفامو به شوهرم بزنم همش ترس اینو دارم مخفی کنم ک باز به روم نیاره.
دیگ خسته شدم از این زندگی بی مهر و محبت
همش منو مقایسه میکنه میکه تو خانوادت بیشتر از من دوست داری.
تو فلان کار کردی واسشون.خب اتفاق پیش میاد ادم کاری کاسه خانوادش انجام باید بده ولی میگه نه هیچکاری نباید بکنی.
هم دعوا بیشتر میشه تهدید میکنه دیگ برو خونه مامانت برنگرد.بنظرتون این زندگی ارزش موندن داره یا هنوز ک بچه ندازم طلاق بگیرم؟
اوایل میگفتم تا با خلق و خوی هم اشنا بشیم زمان میبره درست میشه ولی الان واقعا خسته شدم دیگ توانی برای درست کردن برام نمونده. ودرست بشو هم نیس اصلا