سلام
دختر ۲۴ ساله ای دارم که به جای سعی در رفتار و عملکرد درست ، مرتب با دروغ گویی به کارهایی که خودش می خواهد ادامه می دهد. .به شدت نگران این هستم که آیا زندگی او به ثمر خواهد نشست یا خیر. با استفاده از یک نرم افزار ، با افراد مختلفی آشنا میشود . با آنها قرار می گذارد ، و البته می گوید قصد همسریابی دارد . اما من به شدت به او شک دارم . یا حداقل با عملکردی که او دارد به شدت نگران هستم که مبادا با این افراد رابطه ی جنسی برقرار می کنند . واقعا نمی دانم. باید چه کنم . وقتی با او صحبت می کنم یا به طرز باور نکردنی ای با منطق و ماهرانه مرا قانع می کند و یا به پرخاش و توهین ختم می شود .
به هیچ وجه حاضر نیست راه درست را به سادگی پیش بگیرد. مرتب در حال فرار از شرایط است.
بسیار لجباز و بی نهایت کودکانه فکر می کند. سر نترسی هم دارد به طوری که بدون ترس و نگرانی با افراد مختلفی هم زمان در ارتباط است. در هر بار هم می گوید فرد مورد نظرش را یافته است .
اما دریغ از ثبات …
ضمنا به علت همین لجبازی ها از سن نوجوانی تا کنون باعث درگیری ها و مشاجرات لفظی و فیزیکی شدید در منزل با پدرش شده و سال گذشته یک بار از منزل فرار کرد و با کمک آگاهی او را پیدا کردیم .و درست سه ماه پس از آن پس از یک شکست عشقی و در پی مشاجره ی شدید و بی آبرویی در محل کار به پلیس و اورژانس کشید و در نهایت منزل را ترک کرد و با دخالت مادر بزرگش که دچار بیماری دو قطبی و توهم مددکار اجتماعی است به منزل ایشان رفت.
پس از ۹ ماه به خانه برگشته. اما انتظار دارد من در برابر ملاقات های او با افراد مختلف سکوت کنم .به راهنمایی های من توجه نمی کنید . در اولین ملاقات هنگام سلام طرف را در آغوش می کشد به گمان این که این رفتار امروزی است .
ناگفته نماند ، ایشان بسیار باهوش ، خوش لباس ، مسلط به زبان انگلیسی. مهندس صنایع غذایی با معدل عالی است.
در یک سال گذشته به عنوان فروشنده در صنعت لباس کار پیدا کرده . چیزی که هرگز در مخیله ام نمی گنجید که روزی فرزندم به چنین شغلی روی بیاورد.
ناگفته نماند من و پدرش هر دو تحصیل کرده و از افراد قوی این جامعه بوده ایم ، دختران من زندگی شاهانه ای را تا قبل از بازنشستگی ما و رکود اقتصادی تحمیلی تجربه کرده اند . همیشه الگوی دیگران و زبانزد فامیل بوده ایم . اما اکنون اعتبار و آبرو و حیثیت و ۳۰ سال رنج و سختی کار در مناطق محروم کشور و همه و همه بی ثمر شده و مستأصل شده ام .
به جهت مشکلات اقتصادی حاکم امکان پرداخت هزینه های مشاوره را ندارم . . خواهش می کنم در صورت امکان مرا یاری کنید