سلام،من یه دختر ۱۴ سالم از وقتی که ۶ یا ۵ سالم بود مادرم به پدرم خیانت میکرد و یادمه اون مرد رو به خونه میاورد و میرفتن تو اتاق و در رو میبستن و منو با حرف های مختلف گول میزد چون بچه بودم اون مرد همیشه پیشمون بود من گاهی اوقات از لای در رابطه اونارو می‌دیدم و این خیلی برام سخت بود اون موقع زندگی خیلی خوبی داشتیم و پدرم هنوز هم از این ماجرا خبر نداره اون مرد رفت و رابطشون تموم شد اما من هنوز اون رو میبینم که با دختر خاله ی مامانم در رابطست. همه ی اینا به کنار مادرم تمومش نمیکنه این قضیرو الان با چند نفر هم زمان در رابطست و عکس و پیام های خیلی بدی برای هم میفرستن و رابطه برقرار میکنن خودم چندشم میشه به اسم مامان صداش میکنم الان با پدرم سر ی سری موضوعات زندگی خیلی بدی داریم و مادرم هنوزم داره خیانت میکنه با هرکی از راه میرسه می‌خوابه من واقعا نمیدونم چی بگم اینو به برادر بزرگترم که ۱۷ سالشه گفتم و امشب هم میخوام دوباره چیزایی ک فهمیده ام رو براش توضیح بدم اها این رو یادم رفت بگم یه بار توی شاد برام یه پیام اومد عکس برگه شکایت به دلیل رابطه نامشروع از مادرم و یه مرد دیگه بود که زن اون مرد پیام های تهدید آمیز فرستاده بود و کلی توهین اون رو به برادرم نشون دادم به مادرم گفت و عصبی شد اما مادرم گردن نمیگرفت و انکار میکرد میگفت تهمته و حتی یه داستان چید تا باور کنیم !!!!!!! نمیدونم باید چیکار کنم ازش خیلی بدم میاد خیلی بد باهاش رفتار میکنم و دلم میخواد اصلا نباشه از اون و پدرم متنفرم