سلام من دختر یه خانواده 5نفره هستم 25سالمه
تقریبا از دوازده سیزده سال پیش فهمیدم ک مادرم به پدرم خیانت میکنه
با یه مرد نه با کلی مرد در رابطه بود بالای ده بار این موضوع رو به خودش گفتم
گفتم که میدونم رابطش با مردای مختلف و با گریه التماس بهش گفتم لطفا دیگه
انجام نده ولی هر سری خودشو میزد جیغ میزد میگف اگه به کسی بگی خودمو میکشم و ازین حرفا تا پارسال ک دیدم خیلی زیاد شده این رابطش با بقیه
طوری بود که هرروز با یکی بود و به هر مردی ک بهش توی اینستاگرام پیام میداد شمارشو میفرستادو قرار میذاشت و با همشون هم میدونستم ک رابطه هم داره
عکسای لختی واسه کسایی ک حتی دوروز بود باهاشون حرف میزد میفرستاد
خلاصه من بهش باز گفتم کلی بهم فحش داد گفت به تو ربطی نداره خوب کردم
من دیدم داره اوضاع بد میشه و رفتم به خاله بزرگم گفتم و خالم باهاش حرف زد
و مامانم زیر بار نرفت(من همه چیزو با عکس و فیلم به خالم نشون دادم ک نگه دارم دروغ میگم) مامانم از همون موقع تقریبا هرروز بهم میگه من دختری به نام تو ندارم
دخترم مرده تو واسم غریبه ای پاشو ازین خونه برو بیرون دیگه برنگرد من تورو خیلی وقته دوست ندارم حالم ازت بهم میخوره و همش داره بد منو به پدرم میگه میخوام بدونم که من باید چیکار کنم دقیقا
با اینک میدونم کاراشو ول نکرده هنوز ولی کلی فرق میذاره بین من و دوتای بچه ی دیگش با اینک من بچه بزرگ بودم این همه سال به چشمم دیدم افسردگی گرفتم گریه کردم حالم بد بوده همیشه چرا پشیمون نیست و ادامه میده کارشو و از منم طلبکاره؟من باید چیکار کنم دقیقا