اصرار به طلاق ودرگیری از طرف زنم وخانواده اش بعداز18سال باوجود بچه
حدود سه سال هست بابهانه ها وبدرفتاری وپرخاش زنم مواجهه هستم. دراولین بحث وقهر کردن به منزل پدرش رفت .احساس میکردم تحریکات مادرش باعث رفتارعجیب همسرم شده.درهمون زمان رفتم دنبالش که بیارمش که باتوهین وضرب وجرح ناگهانی پدرومادرش وعنوان کردن طلاق ووکیل داستان شروع شد.بهرشکلی بود بخاطر دخترم وعلاقه ام به همسرم باحضوربرادرش اشتی کردیم.تنها نصیحت برادرش که حدود47 سال داره این بود که ازاین خونه پدریش دور باشیم واگر خواهان زندگیت هستی باشناختی که ازاینها داره فقط باید از رفت وامد خودداری کنم.ویا منزلم دور از انها باشه.کاری که خودش عملی کرده بود.. ازاون روز رفتار کارهای مرموز زنم شروع شد. بعداز دوماه با بدگویی وتخریب من درجهت بدجلوه دادنم بچه ام را وادار به بی محلی و…میکرد که این وحشت واسترس خاصی در دخترم ایجاد کرده بود.باعلاقه ورابطه صمیمی که بادخترم دارم این قضییه بحث وشروع کرد. تو ماشین درحال رانندگی از رفتار تند وتوهینش شوکه شدم درحالی که دخترم باوحشت وگریه فریاد میزد همسرم درب ماشین روباز کرد وباسرعتی که درحرکت بودیم قصد پریدن داشت که باعکس العمل سریع من مواجه شد ودرحال زدن من بود که مجبور شدم باپشت دست ضربه ارومی بزنم ودستاشو کنترل کنم..و ..قهر وفرار شروع شد. که بعدازسه روز وکیلش تهدید وابلاغ رو بدستم داد .متعجب از اینکه تاریخ درخواست طلاقش به دو ماه قبل یعنی همون دعوای روز اول بود وپدرش که خودش بازنشسته دادگستری هست به دستور مادرزنم پی ریزی این طلاق روداشتن..خلاصه بعداز کلی طرفند دروغ جو سازی درددگاه چیزی نداشت برای محکوم کردن بادسیسه وکیل کارکشته اش منو به روانپزشکی وازمایش فرستادن که نتیجه پاک وسالم به دادگاه ارائه شد.در این دوره با43 سال سن باوجود بچه وفشار واسترس ازشوک دادگاه بردنم بعد از 18 سال زندگی فهمیدم واسه خانم مکانی به عنوان مطب تهیه کردند ومشغول کار شدن.زنم 6ماه کوچیکتر از منه پزشکی خونده ومنم کارشناسی تربیت بدنی هستم.با کار کردنش مخالف نبودم اصلا بعددوماه باباشوماشین زد 9ماهی بستری بود دو یاسه ماه بیشتر به مطب نرفت وتعطیل کرد….باباش حالش که خوب شد دعوای ساختگی همسرم وفرار دوباره وبه بهانه دیدن بچه کشوندن من بدر خونه همان شدکه منو باچاقو از ناحیه سروصورت وپهلو با خونریزی شدید شریان گردن راهی بیمارستان کردند….ودوساعت بعد دختربچه خردسالم که شاهد این ماجراهابود درپارکینگ رها کردند متواری شدند تا الان که 15 ماه میگذره خبری جزاز وکیل برای طلاق طلاق طلاق وتهدید نیست.بااین اوضاع واحوال دختر پریشان وافسرده چه بایدکرد؟؟؟؟دریغ از یه تلفن به بچه اش ؟؟؟؟؟













