با سلام دختری بیست و پنج ساله هستم حدود شش ماه هست که عقد کردم و دو مته هست که عروسی کردم به دلایلی یک ماه هست که با شوهرم از تهران که خانه مان است به شهرستان و خانه پدرم امده ایم خواهری دارم چهل ساله که مجرد است به تازگی رفتار شوهرم با او خیلی خوب شد با او خیلی می خندد وپیام زیاد در رابطه با مسایل مختلف رد و بدل می کنند من دارم داغون میشم وقتی خواهرم مریض می شود بیشتر ازمن به او اهمیت میدهد از خواهرم متنفر شدم و اخلاقم با شوهرم فرق کرده که دست خودم نیست چه کنم به شوهرم مسیله را بگم چگونه مطرح کنم فعلا هم امکان اینکه از خانه پدرک برم هم نیست