سلام من دختری20ساله ودانشجوی رشته مهندسی شیمی هستم 2سال هس ازدواج کردم تقریبا یک ماه پیش تودانشگاه پسری سرراهم قرارگرفت وازم خواست رابطه ای دوستانه بدون هیچ درخواستی داشته باشیم خیلی مقاومت کردم دربرابرش تا اخر راضی به رابطه شدم همه چیز عادی بود تا اینکه بحثی بین ماپیش امدازاونجایی که قبلا سابقه خودکشی داشته ترسیدم دوباره دس ب اینکاربزنه…..بهم گفت خودکشی میکنم و یک نامه مینویسم همه چیز تقصیر تو میندازم الان ازم رابطه میخواد رابطه جنسی بنابر مشکلاتی که باهمسرم دارم نمیتونم باهاش مطرح کنم بجایی رسیدم که تصمیم به خودکشی دارم تن ب خواستش بی ابرویی هست ندم بازم بی ابرویی هس ک ب شوهرم میگه ……..نمیدونم باید چیکارکنم خواهشا کمکم کنید