مشکل خانوادگی
سلام، ما یه خونواده پر جمعیتیم برادرام با خانوماش و خانوم خودم همه تو یه خونه هستیم ، بابامونم فوت کرده ، بزرگ خونواده مامانمه ، خانوم داداش بزرگم با همه اعضای خونوادمون مشکل داره لج میکنه ، مثلا یه چیزی اگه خراب بشه از دست خودش ، میندازه تقصیر بقیه یا یه جوری یه کاری میکنه تا دعوا پیش بیاد بین خونواده ، هیچ کدوم از خونواده ما باهاش صحبت نمیکنن و همچنین اون با ما بجز خونواده خودش که شامل شوهرش ، دو تا پسراش ( 15-16) سال دارن و یه دخترش که 5 سالشه ، همه چیزش جداست حتی ظرفهای آشپزخونش بجز چند تا وسایل مثل لباس شویی و اجاق گاز و … ، من تازه عروسی کردم دو ماهی میشه خانومم الان همینجاست تو همین خونه ، دو روز از تازه اومدن خانومم نگذشته بود که باهاش دعوا کرد همون خانوم داداش بزرگم ، خانومم لباسشویی رو روشن کرده بود لباس میشست خودش برگشته بود تو اتاق بعد لباسشویی افتاده بود رو زمین حالا طرف بهونه پیدا کرد الکی شلوغ کرد خدا میدونه لباس شویی خودش افتاده بود یا انداخته بودش خلاصه دعوا درست میکنه ، در گوش پسراش هم میخونه که بیاد ما رو اذیت کنه اوناهم که مارو اذیت کنن اگه ما بگیم نکن این کارارو به بابات میگیم ، جواب میده میگه بابام بهمون هیچی نمیگه ، اگه خودمون چیزی بگیم باباش از دست ما عصبانی میشه میگه شما همه یه طرف شدین به بچه ها زور میگین آخه خودش سر کاره نیمدونه تو خونه چخبره ، هر کسی هم نمیتونه خونشو جدا کنه آخه اینقدر پول نداریم بخوایم جدا زندگی کنیم ، هر روز تو خونه دعوای لفظیه ، همه هم میدونن تقصیر کیه این مشکلات حتی داداش بزرگم میدونه تقصیر خانومشه ولی بازم هیچی به هیچی ، چندبار همه یه جا جمع شدیم صحبت کنیم تا سر موضوع باز میشه داداشم داغ میکنه میگه اونا بچن دارن بزرگ میشن نمیدونن و همشون هم تقصیر اونا نیست خلاصه از این حرفا ، لطفا راهنمایی کنین که چیکار کنیم. منتظر جوابتونم














راستی یادم رفت داداش بزرگم یه زن دیگه هم گرفته یه سالی میشه ولی اینجا نیست تو این خونه
ای بابا خوب برید مستقل بشید روحیه ها الان تغییر کرده شرلیط طوریه دیگه نمیشه مثه قدیم زندگی دسته حمعی دلشت من به زن دادلشتونم حق میذم بعد لینهمه زندوی هنوز تو یه محیط شلوغه و ارامش نداره اعصابش بهم ریخته عس ..ادنا باهم متفاوتن شاید اون لین شرلسطو نمیتونه تحمل کنه وبهانه جویی میکنه شما واقعا مردلهای خودخاهی وتنبلی هستین که بهاطر اینکه فشار مالی نداشته باشین همسو بچه هاتونو تو فشار میزارین الان جوونا با قرضم شده میرن خونه اجاره میکنن مستقل میشن سعی کتید مثه دادلشتون نشید که ارامشو جای دیگه پیدا کنید ..مراقب خودتونو همسرتون ورایطه تون باشید اعصابتونو تو اون حو هدر ندید ما یبلر بیشتر زندوی نمیکنیم ..مرد باشیذ رو پای خودتون وایستید من دیدم نمونه هایی که بسختی زندوی میگذرونن و مستقل زندوی میکنن فقط بخاطر ارلمش نسبی خودشون و همسزشون ..ببخشید رک گفتم واقعا دلم واسه همسراتون سوخت