سلام،من25سالمه،پرستارم،8ماهه عقدکردم،شوهرم28سالشه،وقتی باهمسرم عقدکردم بیکاربودبخاطراخلاق خانواده وطرزبرخوردش شیفتش شدم،الان تقریبا2ماهه شاغل شده،ناگفته نماندمن خودم پرستارم،همسرم باایمان،حافظ قرآن وقاری قرآنه،اخلاقش بامن خیلی خوبه برام چیزی کم نمیذاره،ولی مشکل من طرزبرخوردش باخواهرشه،خواهرش هرنیم ساعت بهش زنگ میزنه ومیگه کجایی،بااینکه خودش متهله ولی محبت شوهرانه روازبرادرش خواستاره،وقتی میرم خونه مادرشوهرم همه بازوهای شوهرم کبوده جای گاز خوارشوهرمه،سینه وپشت کتفاشوبازوهاش همیشه کبوده،براحتی کنارهم لباس عوض میکنن،هردفعه همومیبینن بایدهموبغل وبوس کنن،میخاستم ببینم مشکل ازمنه؟من زیادی حساسم؟یارابطه خواهربرادریه اینافراتر ازهمس،که همیشه فکرمیکنم الویت زندگیه شوهرش خواهرش ومادرشه بعدمنم
لطفاکمکم کنید،زندگیم تحت شعاعه…
باتشکر