47
خیانت همسر
باسلام.وخداقوت به شما.اجرتون با مولا.
بنده همسردوم همسرم هستم که ۸ ساله ازدواج کردیم.درکنار همسراول و۳ فرزندپسرش.قبول کردن همسراولش به دلیل جمع شدن شوهرش بوده که مدعی بوده عاشق منه ومن همه زندگیش هستم.اما حالا بعداز۸ سال باضبط صدای درحال س کردن همسر م درخانه با دخترعمویش وسه نفر دیگر .فهمیدم همیشه دروغ گفته.بازهم به کنایه های مختلف ازش میپرسم، میگه به غیرازمن باهیچ کس نمیتونه رابطه داشته باشه. حالا من چیکارکنم ضبط صدارو بهش نشون بدم وترکش کنم .نمیدونم لطفا کمکم کنید چه کاری باید انجام بدم.ممنونم














به هر حال شما اگر ایشون رو دوست دارید پس برملا کردن این اتفاق هیچ تاثیری نداره فقط میتونید به صورت غیرمستقیم در این مورد به ایشون گوشزد کنید و حریم و خط قرمز زندگی خودتون رو مشخص کنید … و اینکه این بارو نادیده بگیرید .. ولی اگر نظر دیگه ای دارید راه مشخصه ولی هر تصمیمی گرفته بشه تماما” به خواست و نظر و حس درونی شما داره و بس …
پس بهتره در این مورد بیشتر فکر کنید و به خودتون فرصت بدید
متاسفانه اگرخودش اقرارکنه که انجام داده میتونم ببخشمش اما وقتی ازش میپرسم میکه نه من به غیرتو به کسی نگا نمیکنم.واین بار اولش نبوده.میگه اگه مدرکی داری روکن! ومتاسفانه جسارت پیدا میکنن وقهرمیکنه
بنظرتون درست هست که اینبار امتحانش کنم دوربین بذارم؟
با سلام وخسته نباشید همسرم به من خیانت کرده با یک زن شوهر دار رابطه ی دوستی داشته من ازش پرسیدم که ایا رابطه جنسی داشتید یا نه به من میگه نه من از کجا باید بقهمم که راست میگه یا دروغ واز کجا باید متوجه بشم که بینشان چی گذشته؟!…
شما باید اعتماد کنید و موضوع رو اونقدر کش ندید که باعث فرار شوهر شما به سمت دیگه ای بشه … شما باید به طور غیرمستقیم هم به ایشون گوشزد میکردید …
تا هم ایشون رو به دروغگویی وادار نکنید و هم راه فرار رو برای ایشون باز نکنید
بهتر در این مورد با صبر و منطق خودتون جلو برید و از احساساتی شدن بیمورد پرهیز کنید
سلام…دوازده ساله ازدواج کردم..یه دختر هم دارم..شوهرم بهم خیانت میکنه…چند بار بخشیدم اما فکر میکنم درست نمیشه…..بنظر شما یه زن تنها میتونم زندگی کنه؟؟خودم شاغل و حقوقم هم کفار میده
دوست عزیز همه این موارد به خودشما بستگی داره … به هر حال خیلی از خانم ها به خاطر مسائل عاطفی و احساسی نمیتونن در این شرایط تصمیم گیری کنن
بهتره مشاوره ای حضوری انجام بدید تا بتونید یک تصمیم درست و قطعی بگیرید
در این مورد میتونید با مشاوران کانون، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴
با سلام. همسر من سعی میکنه بعضی مسایلش رو از من مخفی کنه. مثلا به شدت به نزدیک شدن و دست زدن من به گوشی موبایلش حساس است. و چند مورد هم متوجه شدم این بخاطر پیغام های خانوم هاست. هفته پیش که بدون اجازه گوشیش رو چک کردم دیدم که شماره یکی از همکارای خانومش به یه اسم دیگه ثبت شده. وقتی ازش میپرسم دست پیش میگیره و دعوا میکنه که چرا شک میکنی بهم و بعد از چند روز دعوا بدون اینکه توضیحی بده فقط میگه عزیزم بهم شک نکن. ولی این دیگه آرومم نمیکنه. باید چکار کنم؟ پیش مشاور هم نمیاد.
خب دوست عزیز تجسس شما میتونه اول ایشون رو به انکار و بعد به دروغ وفرار تشویق کنه …. شما باید در این موارد در کنارش باشید و با روش خودش اقدام کنید … چون دنیای مجازی وجود داره و کسی نمیتونه انکارش کنه و خود فرد لازمه در این مورد پرهیزکاری پیشه کنه ولی در کل خیلی از این ارتباطات در همین حد هستند و شما با حساسیت زیاد و تلخ کامی به جای جذب شوهرتون ، ایشون رو از خودتون دور میکنید … مثل سابق به محبت کردن خودتون ادامه بدید و چیزی رو کم نکنید تا در کنار شما احساس امنیت داشته باشه
سلام امیدوارم همگی خوب باشید میخوام کمکم کنید دوستم باباش به مادرش خیانت کرده حالش خیلی بده چیکتر باید بکنه؟؟توروخدا کمکم کنید
صبور باشه … همین
چنین مشکلاتی رو نمیشه با احساسات حل کرد چون ممکنه حلی براش نباشه
بهتره اول مطمئن بشه … چون هر صحبت کردن زن و مردی خیانت نیست و بعد از فردی قابل اعتماد در خانواده و یا فامیل برای مشورت استفاده کنه
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸
اخه باباش درحدیه ک زنارو میاره تو خونه حالش خیلی بده میگه میخوام خودمو بکشم
سلام، ۲ ساله که ازدواج کردم قبلا باشوهرم دوست بودیم،طی این۲ سال زیاد دعوامون میشد ولی زمانه استراحته زایمانم که ۶ ماه پیش بود خونه مادرم بودم فهمیدم ک با یه دختره ۱۸ ساله رابطه عاشقانه داره در حدی که اهنگه پیشوازه مثل هم داشتن ،و با من خیلی بد برخورد میکرد و اصلا راضی نبود که به خونه برگردم. بعد از فهمیدن قضایا بخاطر اینکه ابروشو نبرم ازم معزرت خاهی کرد ولی از اون روز اختلاعاته شدیدی بینمون هس و اثلن نمیتونم خیانتشو فراموش کنم تقریبا دچاره افسردگی شدم جسمنا و روحا دائمادر عذابم ولی ترک کردنش هم برام خیلی سخته از طرفی هم خودشم میگه که دوسم نداره و بخاطر بچه و ابروش داره تحملم میکنه، و حرمتو احترام تماما از زندگیمون رفته لطفا راهنماییم کنین
دوست عزیز چنین زندگی خیلی وقته طلاق عاطفی در اون اتفاق افتاده و شما باید تکلیفتون رو با خودتون روشن کنید
به هر حال قراره به خاطر فرزند در کنار هم باشید پس با هم صحبت کنید شاید بتونید گذشته رو کنار بذارید و اینده جدیدی رو بسازید
در غیر اینصورت اگر شما نخوایت پرسش و در خواست کمکتون کاملا” بی مورده
خوب بودن من ،منو نابود کردولی بازم نمی خوام بد باشم.شاید خوب بودن نییست حماقت هست نمی دونم البته تمام دوستان و آشنایان مرا آدم عاقل می دانستم ام حالا بعد از ۱۳ سال زندگی با مردی که فقط به خاطر اصرار و ایمانش باهاش ازدواج کردم احساس نابودی می کنم.
درتمام زندگی قصد آزارم را داشت :پول تو جیبی نمی داد ،بیرون نمی گذاشت برم،کار دولتیم رو ازم گرفت و برای اینکه پولی برام باقی نمونه ،به من گفت برو آمریکا کارها رو درست کن تا من هم بیام ولی بعد از ۱ ماه منو تهدید کرد برگرد و خیلی شب ها خونه نمی امد،ازش می پرسیدم اگه دوسم نداره جدا شیم ولی قبول نمی کرد،توی جمع به من توهین میکرد،فقط یکبار به من گفت تو خیلی غرور داشتی و داری ،می خوام که خرد شدنت رو ببینم.تمام این ها رو برای ۳ چیز تحمل کردم:پسر عزیزم- سرنوشت خانه مادرم دست او بود(به خاطر یک اعتماد اشتباه)وبرای اینکه می ترسم کسی رو ناراحت کنم.
الان با تمام توانایی علمی و کاری به لحاظ گرفتاری ،کاری نمی توانم بکنم وخانه مادرم در رهن بانک است.تو را بخدا برام دعا کنید.در آخر این را گفتم چون خانواده من به من آموزش ندادن خوب بودن خوبست اما هرگز به کسی بیش از یک حد اعتماد نکن، حتی همسر.
سلام خسته نباشید.تورو خدا کمکم کنید،من به همسرم شک یکی دو ماه پیش واسه یه پسر ازطریق واتساپ پیام عاشقانه فرستاده بود که من دیدمش وبهش گفتم اول بهم گغت خواهرم بهش گفته این پیامو از طرفش رد کنم بعد که به خواهرم گفتم قسم خورد که کار من نبوده بعد گفت از طرف یکی از دوستاش واسه رفیقش ردکرده من باورنکردم تابادوستش تماس گرف و گفت که شوهرم یعنی من فهمیده واونم التماس میکرد و گریه زاریو….تا این. چند وقته که خیلی مشکوک میزنه تماسها وپیامک های مشکوک همش میگه باخواهرمه وسریع پاک میکنه.تادیروز که بازم با واتساپ پیام فرستادو من که دیدمش سریع چاتساپو حذف کردو قسم میخچرد که اصلا واتساپ ندارم ولی بعدزد زیرش .تااینکه مخفیانه داشت پیام میداد به طرف که دیگه پیام نفرسته که من گوشیو ازش گرفتم وبه لرزه افتاده بود میگفت میخوام واسه خواهرم بفرستم ولی مطمئنم که دروغ میگه حالا من باید چکار کنم همش فکرم هزار جا میره تورو خدا کمکم کنید
دوست عزیز در این موارد اینقدر تجسس کنید چون راه دروغ رو به روی طرف باز میکنید … وقتی ایشون گفته اینکارو نکرده تجسس شما در مورد همسرتون کاری رو درست نمیکنه در صورتی که به طور غیر مستقیم اقدام کرده بودید ایشون هم اگر اشتباهی کرده از راهش برمیگشت
و گرنه یا شما باید ایشون رو ببخشید و یا اینکه طلاقش بدید … پس کمی آرامتر برخورد کنید
پسرس هستم متولد۷۲قبلا چندین رابطه ی دوست دختر دوست پسری با دخترای مختلف داشتم،ولی الان با یه دختر آشنا شدم که واقعا دوسش دارم و با مشورت خانواده ها قصد ازدواج باهاشو دارم،با دختره هن صحبت کردم و گفتم که قبلا رابطه ها یی داشتم.حتی اونم قبلا دوست پسر داشته،ولی یه چیزی آزارم می ده،من قبلا رابطه جنسی از پشت با دختر داشتم،احساس می کنم حق اونه که اینو بدونه،به نظر شما اینو بهش بگم یا نه؟اگر نگفتم اون پرسید راستشو بگم یا انکار کنم؟؟
بهتره از فکر گفتن گذشته بیرون بیایت چون این صحبت ها مثل یک سم زندگی رو مسموم میکنه
هر چند با چنین حرفی که شما گفتید نشون دادید برای ازدواج و زندگی مشترک هنوز هم امادگی ندارید و بهتره بیشتر در این مورد صبر کنید
با سلام بنده خانومي ۳۲ ساله بخاطر يك اشتباه و ورود به شبكه هاي مجازي و برنامه هاي گوشي و ارتباط پيامكي با مردان غريبه مدت زماني است كه با همسرم دچار مشكل شده ام. البته من از كارم توبه و اظهار پشيماني كردم و او هم ظاهرا منو بخشيده ولي گوشيمو ازم گرفت و سيم كارتم هم برداشت و به قول خودش براي روز مبادا نگه داشته تا در محضر دادگاه ارائه بده و يك سيم كارت به اسم خودش و يك گوشي ساده برام خريده و مدام گوشيم رو چك ميكنه و حتي زمانهايي كه شبكه مشغول است و خطوط به هريخته بهم شك ميكنه و ميگه چرا تماس گرفتم باهات اشغال بودي ؟ با كي حرف ميزدي؟
و … هنوز شك داره چند ماهي گذشته و با تمام وجود دارم بهش ثابت ميكنم كه من از كارم پشيمونم و ديگه بهش خيانت نميكنم ولي اون هنوز شك داره و به نوعي منو تحقير ميكنه يك دختر ۷ ساله دارم و تمام اين ها رو بخاطر اون تحمل ميكنم .لازمه كه بگم اون خودش در سالهاي اول زندگيمون وقتي مسافرت بودم بهم خيانت كرد و خانومي رو به خانه آورده بود و با شواهدي كاملا مشخص و اعتراف خودش بهم ثابت شدولي اون زمان به خاطر دخترم كه شش ماهه بود بخشيدمش و به هيچ كس نگفتم و توقع دارم اونم منو ببخشه و ديگه شك نكنه .شما بگين چيكار كنم از نظر روحي و رواني به هم ريختم من زني تحصيكرده و شاغلم و خودم از پس زندگيم بر ميام ولي اون هم از نظر تحصيلات و هم شغل از من پايينتره ولي من دوستش دارم و زندگيم رو هم دوست دارم…
دوست عزیز اینو بدونید اکثر افرادی که متعصبانه رفتار میکنن خودشون در زندگی کارهایی کردن که امروز به همه با چشم تردید و شک نگاه میکنن…
به هر حال شما با یک فرد در دنیای مجازی صحبت کردید که میتونسته در محیط خارج هم باشه ولی دلیلی به خیانت نیست …. عصر ارتباطات هست و نباید صورت مسئله رو پاک کنید بلکه باید بدونید در این محیط ها چطور رفتار کنید … بهتره در این مورد یک بار برای همیشه با ایشون صحبت کنید چون خودش قبلا” اینکارو کرده حق نداره شما رو در فشار و شک و تردید قرار بده و ادعایی داشته باشه … پس گفتگوی شما در این مورد باید قاطع و صریح باشه و تمام این نگرانی ها رو پایان بده
سلام و احترام
من یه زن ۲۴ ساله هستم
یکساله که ازدواج کردم
دوران عقد متوجه شدم که حدود روابط توی خانواده همسرم رعایت نمیشه
خواهر همسرم به اندازه شوهرش با برادرش راحته
جلوش همیشه بچه شیر میده و حرفای اونجوری میزنه
حتی یکبار دوران عقد همسرم به من گفت که خواهرش بهش گفته شیر خودشو خورده و انقدر شیرش شیرین بوده که دلشو زده، همسرم به شدت تحریک شده بود و گفت آرزو کرده بخوره ازش
خواهرش حتی به دیدن فیلمهای سوپر دعوتش میکنه و اصلا شرمی نداره
همه اینا به این بهانه که برادرشه و محرمشه! به ظاهر مذهبی هستن
همسرم قبول نمیکنه که خواهرش کاراش عمدیه، میگه حواسش نیست
حتی خواهر شوهرم یکبار جلوی جمع گفت چه اشکالی داره خواهر و برادر با هم برن حموم
خواهر شوهرم از نظر من فاسده
از نظر شوهرم که حالا خیلی از خاطراتشم داره انکار میکنه فقط حواس پرته!
من چیکار باید بکنم؟
زندگیم نابود شده
تو این سن سکته قلبی داشتم
تو رو خدا کمکم کنید
دوست عزیز وقتی چنین شرایطی رو نمیتونید تحمل کنید و با معیارهای شما همخوانی نداره …پس باید تصمیم سختی در زندگی بگیرید …. و گرنه نه میتونید شوهرتون رو از خانواده و خواهرش جدا کنید و نه میتونید خواهرش رو از برادر جدا کنید و باید یا راه سازگاری و تحمل رو در پیش بگیرید یا اینکه تصمیم جدی دیگری گرفته شود
حدود ۱۰ سال از ازدواجم میگذرد متاسفانه با گروهی روابط خانوادگی و دور همی برقرار کردیم که زندگیم را دگرگون کرد و متوجه رابطه همسرم با خانمی در همین گروه شدم که از طریق دنیایی مجازی با هم در ارتباطند والان هم فکر می کنم که ارتباط دارند شوهرم و اون خانم انکار می کنند ما حدود دو ماه باهم مشاجره شدید داشتیم من از لحاظ روحی در وضعیت خوبی نیستم شوهرم از لحاظ عاطفی محبتی به من ندارد من یک زن احساساتی هستم و توجه لازم را از همسرم نمی گیرم و این موضوع جدید هم باعث اختلاف بیشتر ما شده نمی دونم چکار کنم با فرزندم چکار کنم هم همسرم دوست دارم هم به شدت ازش دلگیر و عصبانیت کمکم کنید
در این مورد با همسرتون صحبت کنید و در مورد احساستون حرف بزنید و بدونید این ارتباطات الزاما” ختم به خیانت نیست و شما فقط با محبت کردن میتونید ایشون رو به خودتون حفظ کنید و گرنه با زیر ذره بین گذاشتن همسرتون فقط بهانه ای برای فرار از فشار و پناه بردن به آغوش گرم دیگری بهش دادید
با سلام من دوماه نامزد کردم و قبلا سه ماه بانامزدم رابطه عاشقانه داشتم و کاملا عاشقانه همو دوس داشتیم اما بعد از یه مسله که الاتوضیح خواهم داد دعوا مون گرفت و به کل از من سرد شده،من یه تبلت داشتم و به نامزدم دادمش ازش استفاده کنه ولی من قبلا تو تبلت سه ماه پیش با کسنی چت کرده بودم ولی یادم نبود که این چت هارو پاک کنم و متاسفانه ایشون این حرفهای مارو دیده بود وخونده بود والان فک میکنه که من بهش خیانت کردم .هرچند همه پسر دختر ها قبلا دوست پسر دوست دختر داشتن و حرفهای باهم زدن اما از وقتی با نامزدم اشنا شدم من اون دوس دختر بازی هارو گذاشتم کنار و قسم خوردم که فقط اورو دوس داشته باشم وا تو این مدت خدایش عمل کردم اما نامزدم باور نداره و میگه من اشتبا کردم که با تو ازدواج کردم و نامزدت شدم وبعد کلی توضیح هنوز باورم نداره که من فقط با اون ارتباط دارم وفقط اون رو دوس دارم و گفته فقط بخاطر بابام هستش که الانم باهاتم و هزار تا بد وبیرا بهم گفته البته حق داشته من نباید اون اشتباه رو میکردم و الان گفته مجبورم تحملت کنم و باهات ادامه بدم و هیچ وقت نمیزارم بهم دس بزنی حتی اگه زیر یه سقفهم باشیم الان موندم چکار کنم بخدا دارم براش دیونه میشم ایا ممکنه که من رو ببخشه ایا امکان داره که من رو دوس داشته باشه چقد طول میکشه که او نظرش نسبت به من عوضشه و زندگی به روال عادی برگرده
باتشکر لطفا راهنمایی کنید زندگیم از هم نپاشه و من به نظر شما چکار کنم
به هر حال کاریه که اتفاق افتاده و شما باید به ایشون فرصت بدید تا در این مورد به نتیجه برسه و جواب بده … اگر نمیتونه با این اتفاق کنار بیاد بهتره همونطور که گفتم بهش فرصت بدید تا فکر کنه …. این مسایل رو زمان میتونه از تب و تابش کم کنه
با سلام، خانمی هستم ۲۸ساله، سه ساله ازدواج کردیم. بچه نداریم. من لیسانسه هستم و شوهرم بیسواده.به اصرار خانواده ازدواج کردیم. وضع مالیش خوب نبود. اما بعد از ازدواج هردومون کار کردیم و الان زندگی رو سر وسامون دادیم.اما تازه فهمیدم با ماشینی که من براش خریدم میره و دخترا رو سوار میکنه. تماس تلفنی مشکوک داره. خیلی بد اخلاق شده. اصلا براش اهمیت ندارم. غیر مستقیم بهش گفتم که مواظب زندگیمون باش. برای سالگرد ازدواجمان یک جشن سوپرایز گرفته بودم که با بداخلاقی همه چیز را به هم ریخت. میدونم که رابطه داره با یه دختر. اما نمیتونم ثابت کنم. در ضمن پاسپورتامون رو دادیم واسه ویزای انگلستان. نمیدونم چیکار کنم ، لطفا راهنمایی کنید. ممنون
در تمام این موارد برخورد به خودتون بستگی داره … هیچ کس مثل شما نمیدونه این زندگی با این شخص میتونه برای شما مناسب باشه یا خیر ؟ چون شما در مورد فردی دیگر صحبت میکنید و هیچ راه حلی برای افراد مقابل وجود نداره چون تا وقتی کسی خودش تمایل نداشته باشه نمیتونید به تغییرش امیدوار باشید پس بهتره در این مورد بیشتر فکر کنید تا رفتن شما به خارج ختم به رفتارهای دیگری از ایشون نشه و شمارو آزار نده
سلامم من شش ماهه کهع عروسی کردم توی این شیشی ماه متوجه شدم همسرم فیلم های پورن زیادی توی کیفش داره که یکبارم میخوایست بزاره باهم ببیبنیم که من با لحنی ارومو منتقی ازش خواستم که ی ا ین کارو نکنه، حالا دوبار دیگه هم برحسب اتفاق ازش فیلم پیدا کردم، علتو میپرسم میگه میخوم ازت سرد نشم و بخاطر ارامش روح و جسم میبینمشون، درواقع میگه میخوام با دیدن این فیلما اتیشه عشق تورو روشن نگه دارم. اما من حالم خوب نیست نگرانم برای زندگیم نگرانم، کمکم کنید
پس در این مورد باید با ایشون صحبت کنید و حریم خودتون رو برای ایشون مشخص کنید … و گرنه تا وقتی که ایشون از نیت وفکر شما خبر نداشته باشه نمیتونه رفتار مرتبط رو به کار بگیره
سلام من دوسالی میشه که ازدواج کردم متاسفانه دوسه ماه اوال ازدواجم دست به خیانت زدم و الان دوسال که از اون ماجرا میگذره اون هر دو یا سه ماهی یادش میوفته و یه جوری تو دلم خالیش میکنه مثل بهونه هی الکی گرفتن و بعدش تا چند روز باهام حرف نمیزنه منم باهاش حرف میزنم جواب نمیدم البته اون موقع هم که فهید خیانت ردم با یکی از پسرهای دانشگاهمون بود میخواست منو طلاق بده البته بخاطر وجود بچه ی توشکمم اینکارو نکرد و الان هر موقع دعوانون میشه میگه نمیخوامت و میخوام طلاقت بدم ولی با صبحت کردن پدر و مادرش و یکی دو بار به وسیله ی واسطه درست شدم توروخدا شما بگین چیکار کنم تا فراومش کنه خیانتم رو؟
کاری نمیتونید بکنید چون اعتمادی که از بین رفت به سختی برمیگرده و تنها کاری که میتونید انجام بدید دوری کردن رفتارهای تنش زاست که ایجاد شبهه در فکر ایشون کنه …
سلام. احساس میکنم شوهرم بهم خیانت میکنه بهش اعتماد ندارم هرلحظه ب این فکر میکنم ک داره بهم خیانت میکنه اصلا ارامش ندارم خسته شدم. چکار کنم. خواهش میکنم راهنماییم کنید ی چیزی بگید ک بتونم ارامش پیدا کنم. اگه ممکن ی شماره بهم بدید تا با تلفن مشاوره بگیرم. ممنون میشم
خیلی دلم گرفته
سلام بنده۴۳سال سن دارم بعداز ۱۰سال زندگی بیلمیرم وقتی برادرش فوت کرد. یک دفعه منو کنار گذاشت وبا پسر عموش به من خیانت کرد. من سه سالی میشه ازش صداش شدم ولی یک رشته ناگسستنی بین ما هست اونم فرزندمه دیروز بعد از مدتها فرزندمان رو برده بودیم دکتر که پسرم داشت با گوشی مادرش بازی میکرد که بطور اتفاقی چشمم به smsهاش افتاد فکر کنم با کسی دوست شده. از دیروز حالم بد چطوری میشه اونو برای همیشه از ذهنم بیرون کنم؟
سلام بعداز هفت ماه ک از زندگی مشترکم باشوهرم گذشته بود متوجه خیانتش شدم.حدود یک سال ازین ماجرا میگذره ولی من نمیتونم فراموش کنم و کارم شده گریه و حس میکنم بازم داره بهم خیانت میکنه.اشتباه کردم ک بخشیدمش؟
دوست عزیز اگر زندگی گذشت و احترام به خواست هم نباشه پس دلیلی برای ادامه دادن ندارید … بهتره خاطرات تاریخ مصرف گذشته رو دور بریزید و به زندگی آینده نگاه کنید
سلام. دو ساله که ازدواج کردم و ۴ سال با همسرم درگیر بودم چون راضی به ازدواج با ایشون نبودم. همسرم پسر داییمه و برای ازدواج با من تمام فامیل رو بسیج کرده بود . اما بعد از ازدواج رفتارش کاملا عوض شد و شروع به بی محبتی و بی اعتتنایی کرد .علاوه بر مشکلات عاطفی مشکلات مالی هم مزید بر علت بود. تا اینکه مدتی پیش بهش شک کردم و پس از چک موبایلش متوجه شدم با خانمی مطلقه همکاراش رابطه داشته . خونه رو ترک کردم. و مدت سه ماهه که در خونه پدرم هستم. برای بازگشت شروطی مثل حق طلاق خونه مستقل و درس خوندن رو گذاشتم . اما همسرم حاضر به قبول هیچکدوم نیست . و حالا همه ازم می خوان که بدون هیچ شرطی ببخشم و فراموش کنم و روح خودم رو به کمال برسونم با این بخشش و فراموشی کارهای گذشته همسرم. لطفا راهنمایی کنید .با تشکر
دوست عزیز رک و روشن بهتون میگم … هیچ کسی مثل شما نمیدونه این زندگی به نتیجه میرسه یا خیر … پس اگر از شریک زندگیتون دروغ و خیانت دیدید این رفتارو میتونید در آینده هم ببینید و اگر امروز میبخشید باید فردا و روزهای آینده رو هم ببخشید … پس با خودتون خلوت کنید و قاطع در این مورد تصمیم گیری کنید و گوشتون رو از حرفهای خاله زنکی خالی کنید چون همین حرفها شمارو به این جا رسوند
با سلام من ۵ساله که ازدواج کردم چند سال بود که بچه دار نمیشدیم و مشکل از شوهرم بود یک سال بعد ازدواج پیامکی از یه خانوم تو گوشی همسرم پیدا کردم و بهش گفتمو باهاش برخورد کردم که با کس دیگه رابطه داری اما منکر شد و گفت که نه و به من خیانت نمیکنه و اون ماجرا گذشت تا اینکه ۴سال بعد با عمل حامله شدم و طی این سالها هنوز موارد مشکوکی ازش میدیدم تا اینکه بعد حاملگی کم کم ازم دور شد و بعد به دنیا اومدن بچه ها این دوری بیشتر شد و با پیدا کردن یه سری مدارک مطمئن شدم که بهم خیانت میکنه ولی خودش این مسئله رو انکار میکنه پیش مشاوره هم رفتم و هرکاری گفته رو کردم ولی فایده نداشته لطفا راهنماییم کنین میخوام زندگیمو نجات بدم و نمیخوام بچه هام این وسط قربانی شن
اگر یک مرد با زنی غیر از همسر خود در ارتباط باشد، از نگاه عموم خیانت محسوب میشود اما اگر همین مرد مدارکی را برای مشروع بودن رابطهاش ارائه کند، ازدواج دوم است و از نگاه قانون دیگر خیانت نیست در حالی که بسیاری از خانوادهها این رفتار را یک نوع خیانت میدانند اگرچه این جامعه و قانون یک جامعه است که میزان خیانت و نامهربانی را مشخص میکند.
همیشه کسی که خیانت دیده باور نمیکند این اتفاق افتاده است و به جای تلاش برای بهبود وضعیت با انکار این موضوع، مشکلاتش را پیچیدهتر میکند.
صریح و بیتعارف سؤال کنید
اخلاق به شما میگوید، زن و مرد باید چطور رفتار کنند. از نظر اخلاق کاملا درست است که زن و شوهر از اوضاع و احوال هم با خبر باشند. زن و شوهرها توقع دارند شریک زندگیشان برای یک رابطه رمانتیک و عاشقانه تلاش کند، همانطور که توقع دارند برای صداقت و امنیت در رابطه تلاش کند. با این حال هیچ زن یا شوهری دوست ندارد تمام رفتار و اعمالش زیر ذرهبین باشد. اگر میخواهید به همسرتان نزدیک باشید و از همه چیز باخبر شوید از نظر اخلاقی بهتر است از خودش سؤال کنید. بهترین راه پیدا کردن حقیقت این است که از او بخواهید صادقانه و صریح درباره هر چیزی که به رابطه شما مربوط است، حرف بزند. اگرچه بیشتر زن و شوهرها پرسیدن مستقیم را سختتر از کند و کاوهای پشتپرده رفتار همدیگر میدانند. حتی اگر با زیرنظر گرفتن همسرتان فهمیدید او خیانت میکند این دلیل خوبی نیست چون جاسوسی کردن کار درستی نیست. اگر همسرتان را زیرنظر بگیرید و هیچ اشتباهی در رفتار او پیدا نکنید، ممکن است احساس آرامش کنید، اما یادتان باشد که صداقت همسرتان را نشانه گرفتید. اکنون این شما هستید که در رابطه زناشوییتان چیزی را پنهان کردهاید. همه میخواهند حقیقت را بدانند، اما معمولا با انتخاب بدترین راه به این هدف میرسند.
دروغ شیرین یا حقیقت تلخ؟
همه ما اصرار داریم هرچه شریک زندگیمان میگوید، باور کنیم چون اعتماد به او، احساسی از امنیت و آرامش به ما میدهد. هیچکس نمیخواهد به این مسئله اهمیت بدهد که همسرش دروغ میگوید بهویژه وقتی که احساس کند خیانتی در کار است. بیشتر انسانها «دروغ شیرین» را به «حقیقت تلخ» ترجیح میدهند.
بسیاری از زنان تلاش میکنند از خیانت همسرشان چشمپوشی کنند، زیرا تغییرات تازه و قبول آنها غیرقابل تحمل است و دقیقا به این دليل است که معمولا همسران دیرتر از دیگران از خیانت شریک زندگیشان باخبر میشوند. همسر خیانتکار معمولا تمام تلاشش را برای گرفتن اعتماد شریک زندگیاش كرده و از این موقعیت کاملا سوءاستفاده میکند. او همان چیزی را میگوید که همسرش دوست دارد بشنود: «من هرگز به تو خیانت نمیکنم.».
خانمها! زرنگ باشید
کسی که خیانت میکند همیشه نگران این است که گیر بیفتد. اگر او بفهمد همسرش به او شک دارد، تمام تلاشش را میکند تا هیچ رد و نشانهای از خیانت باقی نگذارد. درواقع فرد بدگمان به همسرش کمک میکند تا در خیانت موفقتر باشد. اگر به همسرتان شک دارید و بدگمانیهایتان را به همسرتان نشان ميدهید، فهمیدن حقیقت خیانت برایتان سختتر میشود. اعتماد و بدگمانی هر دو میتوانند برای همسر خیانتكار مزیت باشند.
اگر به همسرتان شک دارید آن را ابراز نکنید تا زمانی که بتوانید اثباتش کنید. خوب است کمی درباره مشکلات زناشوییتان با هم حرف بزنید، اما به خیانت هیچ اشارهای نکنید، چون او هرگز به شما نمیگوید که خیانت کرده است، مگر اینکه شما دلایل خوبی برای اثبات داشته باشید. پس هرگز بدگمانیتان را تا زمانی که دلیل واضحی برای خیانت او ندارید، نشان ندهید. او به راحتی میتواند حذف شما را انکارکند. به واکنش همسرتان در برابر اتهامی که به او میزنید، فکر کنید. او به شما چه خواهد گفت؟ «شوخی میکنی؟»، «ما فقط دو تا دوست صمیمی هستیم»، «هیچ چیزی بین ما نیست»، «تو داری اشتباه میکنی.» اگر بتوانید واکنشهای همسرتان را حدس بزنید، میتوانید، از قبل دلایل مستندتان را به او نشان دهید.
شوک بعد از کشف خیانت
وقتی متوجه خیانت همسرتان میشوید خیالات و افکار زیادی درگیرتان میکند. شوک بعد از کشف راز خیانت واکنشهایي مثل افسردگی، خشم، افکار پریشان، عدم تمرکز و زیرنظر گرفتن همیشگی همسر نتایج اجتنابناپذیر این موضوع هستند. بهترین راه برای مقابله با این احساسات و واکنشها این است که با فرد مناسبی حرف بزنید با کسی که قضاوت نمیکند، حامی است و آرامتان میکند. کسی را انتخاب کنید که بدون پیشنهادات نامعقول و خشونتآمیر و نصیحتهای ابتدایی و همیشگی شنونده خوبی باشد. نصیحت در این شرایط مفید نیست. پند و اندرز هیچ کمکی به شرایط شما نمیکند، تصمیمگیریهای آنی نیز بیفایده هستند. اما پیدا کردن کسی که شنونده باشد بسیار مهم است زیرا تنش و فشار عصبیای که تحمل کردهاید را آرام میکند.
همچنین احساساتتان را نباید فورا با همسرتان در میان بگذارید. وقتی شما این راز را میفهمید و آن را با همسرتان مطرح میکنید او نمیتواند به حرفهایتان گوش بدهد یا همراهیتان کند. مطرح کردن احساسات منفیتان با شدت و فشاری که تحمل میکنید باعث واکنشهای دفاعی در همسرتان میشود.
جدایی تنها راه نیست
اگر زن و شوهر هر دو بخواهند رابطه زناشوییشان را حفظ کنند باید به فکر گامهای بعدی باشند. قدمهای بعدی سختتر و مهمتر هستند. نجات و حفظ رابطهای که از خیانت آسیب دیده است نیاز به همدلی هر دو نفر دارد. این هدفی نیست که به تنهایی به آن برسید.
تشخیص انگیزههای اصلی خیانت و حرف زدن درباره آن بسیار مهم است. اما همسر خیانتکار همیشه جزئیات را پنهانکند زیرا او نگران این مسئله است که حرف زدن درباره جزئیات فقط مشکلات را بیشتر و سختتر کند. گفتوگو درباره داستان خیانت باعث مطرح شدن حرفهایی میشود که نه گوینده و نه شنونده تحمل شنیدن آن را ندارند. سؤالهایی که جواب دادن به آنها سخت است و شنیدن جوابها غیرقابل تحمل، بنابراین پیدا کردن انگیزههای خیانت و گفتوگو درباره جزئیات آن برای زن و شوهرها نیاز به بینشی عمیق و مهارتهای ارتباطی موثر دارد. اما هرچه به مسئله پرداخته نشود مشکلات پیچیدهتر میشوند. مشاوره برای زوجهایی که تردید دارند و نمیتوانند احساساتشان را درست بشناسند و نگران آینده رابطه هستند بسیار ضروری و کمککننده است.
این نکته را فراموش نکنید که زنان قدرت کافی برای مقابله با خیانت را دارند، تنها کافی است از این باور که همه مردها مثل هم هستند و جز به رابطه جنسی به چیز دیگری فکر نمیکنند، دست بردارند و در جهت بهبود شرایط زندگی مشترک خود تلاش کنند. لازم است بدانید برای مردان مهمترین چیز در زندگی مشترک این است که ارزشمند و مورد احترام باشند و به آنها نشان دهند که تا چه اندازه به آنها احترام میگذارند و آنها را توانمند میدانند.
ماجرای خیانت از روزی که همسرتان با نفر سومی صحبت میکند، آغاز نمیشود. سابقه این اتفاق به ماهها و حتی سالها قبل از آشنایی او با زن دیگری برمیگردد. به روزهایی که بیتوجه به خطری که پشت در خانهتان کمین کرده، تنها با خیال اینکه همدیگر را دوست دارید به ریزهکاریهای ارتباطتان بیتوجهی میکردید. اگر میخواهید با این ریزهکاریها آشنا شوید. این صفحه را با دقت بخوانید و توصیههایمان را هر روز در خانه تمرین کنید.
تو یک فرشته نیستی
گرچه حفظ یک رابطه زناشویی سختترین نوع حفظ یک رابطه است اما باید بدانیم در هر رابطهای از هر نوع و هر شکل هر فرد فقط میتواند خود را تغییر دهد نه هیچکس دیگر را. پس به جای کنترل کردن همسرتان و بازی کردن نقش کارآگاه، صادقانه و دور از تعصب به چالشها و مشکلات زندگی مشترک خود نگاه کنید. برای شروع بهتر است نگاهی به رفتارها و باورهای خود بیندازید. سهم شما از فاصلهای که میان شما و همسرتان ایجاد شده چقدر است؟ بهتر است تصویر فرشتهمانندی که از خودتان ساختهاید را پاک کنید و با پذیرفتن اشتباهاتتان برای برطرف کردنشان تلاش کنید.
خسته نشوید
ایمن کردن زندگی مشترک، کار یک روز و ۲ روز نیست. ساختن روابط مطلوب نیازمند تلاش مداوم است. گرچه میزان همخوانی و شباهت شما و همسرتان تاثیر مثبت زیادی در دوام یک ارتباط موفق دارد اما آنچه در ایجاد و حفظ رابطه زناشویی اهمیت بیشتری دارد، برخورد مناسب با ناسازگاریها و ناهماهنگیهاست. به عبارت دیگر آنچه موجب شکست در رابطه میشود تفاوتهای شما نیست بلکه نوع نگاهتان به تفاوتهاست، پس مراقب خطرساز شدن نگاهتان باشید.
عادی نشوید
یکی از بهترین راههای دستیابی به صمیمیت و نزدیکی در رابطه زناشویی خلاقیت و جستوجوی راههای تازه است. پختن یک غذای جدید و متفاوت با کمک همان موادی که میدانید همسرتان از خوردنشان لذت میبرد، تماشای یک فیلم خوب در آخر هفته، خرید و یک تفریح تازه برای خلق چند ساعت متفاوت و وقت گذراندن با هم یا حتی ایجاد تنوع و تغییر در ظاهرتان همه راههای به ظاهر ساده اما تاثیرگذاری هستند که کسالت را از زندگی شما دور میکنند. وارد شدن به خانهای که همیشه یک شکل است، خوردن غذاهایی که همیشه یک طعم میدهند و دیدن فردی که هیچ وقت به ظاهرش نمیرسد حتی اگر در روزهای اول ایجاد مشکل نکند به مرور خستهکننده و عادی میشود و بیش از حد عادی شدن همان اتفاقی است که میتواند زندگی مشترکتان را به خطر بیندازد.
صمیمی شوید
مهمترین انگیزه زن و مردی که به سوی روابط فرازناشویی کشیده میشوند، تجربه مجدد صمیمیت فردی و جنسی است چراکه در چنین رابطهای هیچ یک از طرفین به عیبجویی، سرزنش و تهدید یکدیگر نمیپردازند. پس صمیمیت و دوستی را جایگزین رفتارهای مبتنی بر کنترلگری مانند سرزنش، تنبیه و… کنید.
مثبتها را ببینید
همسرانی که ویژگیهای مثبت یکدیگر را به خاطر میسپارند و نکات منفی یکدیگر را به کل شخصیت هم نسبت نمیدهند و تلاش بیشتری برای تغییر نقاط ضعف خود میکنند، به احتمال بسیار کمی با این بحران روبهرو میشوند. محرمانه نگه داشتن رازها و ناتوانیهای همسر از نشانههای ارتباط موفق است.
قدر شناس باشید
بد نیست بدانید در میان تمامی دلایلی که ممکن است همسرتان را از شما ناراضی کند، ۵۴درصد موارد به قدرنشناس بودن همسرشان اشاره میکنند. آمارها نشان میدهد که ۱۲ درصد پرخاشگری همسر و ۱۱ درصد نبود شرایط لازم برای بحث در مورد عواطف و احساسات واقعی را دلیل جدایی عاطفی میدانند. فقدان ارزشها و علایق مشترک هم در این میان در مراتب بعد قرار دارد. این آمارها نشان میدهد که مهمترین تفاوت فرد سوم نسبت به شما، رفتار اوست که سبب میشود همسرتان احساس کند خواستنیتر و دوستداشتنیتر است، پس تا دیر نشده، خودتان این حس را در او ایجاد کنید.
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
سلام با تشکر از جوابتون با تلاشایی که کردم و حرفایی که با همسرم زدم احساس میکنم جواب داده همسرم چند وقته دچار مشکلاته مالیم هست امروز آمد و بهم گفت بخاطر یه سری کارا مجبوره یه هفته نباشه و رفت و پیام داد که مشکلاته مالی رو سر و سامون میدمو بر میگردم و من هم گفتم من با مشکلات مالی مشکلی ندارم مشکل من خیانته توإ و میخوام که این مشکل رو حل کنی که در جواب گفت تو عصابم رو بهم نریز بذار این مشکلات رو با عصاب آروم حل کنم این کارم که درست شد مشکل تورو حل میکنم .خوشحالم که حداقل قبول کرده که مشکلی هست چون اصلا زیر بار نمیرفت که داره بهم خیانت میکنه الان ازتون میخوام کمکم کنین حالا که قبول کرده مشکلی هست من باید چطور باهاش رفتار کنم به حال خودش بدارم که فکر کنه یا نه میخوام بگین که چه رفتاری باهاس داشته باشم که زندگیمون سروسامون بگیره و به حالت اولیه برگرده
سلام خسته نباشید.شوهر من اخلاقش اینه وقتی با یه دوستی رفتا امد میکنم وقتی چندتا خانم رو ببینه کلی بگو بخند میکنه من ازاین زفتاررش خوشم نمیاد.حدود دوسال پیش با یکی از دوستاشون رفتاامد میکردیم.خانم اون طرف مثل شوهرم خیلی بگو بخند میکنه .یک بار که شوهرم با شوهر اون خانم تماس گرفت گوشی رو خود اون خانم جواب داد خیلی هم صمیمی حرف زد منم تعجب کردم گفتم دلیلی نداره بخواد اینطور صمیمی جواب بده.بعد اون موضوع من خیلی حساس شدم.نمیتونم رفتا امد کنم.رفت وامدمون شده سالی یکی دوبار.وقتی شوهرم میگه بریم من میگم نه.بهش هم گفتم ازخانمش خوشم نمیاد زیاد لوسه.اونم میگه ربطی نداره.گفتم خودتم زیاد لوس میشی همش فکرت سمت ماست و جواب مارو میدی .نمیدونم چیکار کنم شکم خوبه یا نه؟؟
حساس بودن زیاد شما باعث میشه ایشون از روی لجبازی با شما رفتار کنه … بهتره در این مواقع کاملا” ارام باشید و وقتی صحبتی پیش اومد اونو مدیریت کنید … شاید این رابطه خنده فقطدر همین حد باشه و حساسیت شما باعث بروز تفکراتی در این مورد بشه
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه
با عرض سلام و خسته نباشید.من رویا زنی هستم۲۸ ساله که ۷ ماهه که ازدواج کردم.ازدواج من و همسرم ازدواجی کاملا از روی علاقه بود.حتی به خاطر به هم رسیدن کلی با خانواده هامون جنگیدیم.در طول دوران دوستی و عقد چند بار متوجه دختر های دیگه ای توی زندگی همسرم میشدو ولی به جز چند بار نمیتونستم چیزی رو بهش ثابت کنم ، یا هر سری با کلی دروغ و دغل قضیه رو سمبل میکرد و با کلی وعده و وعید از دلم در میاورد.تا الان که ۷ ماه از ازدواجمون رسیده باااااارها تو گوشیش پیام های مختلف دیدیم و میتونم بگم ما هر هفته دعوا داریم.
متاسفانه علت این کارشو نمیفهمم ،زندگی و رابطه ما تو هر دو فامیل زبانزده.همسرم واقعا نکات مثبت زیادی داره و واقعا منو زندگیمونو دوست داره ولی همچنان به این کاراش ادامه میده .
متاسفانه به خاطر اینکه علی رقم تصمیم خانواده ام این ازدواج سر گرفت الان اصلا نمیتونم به خانوادم حقیقتو بگم.از طرفی همسرم انقدر پیش خانوادم محبوبه که اصلا کسی باورش نمیشه ما انقدر مشکل داشته باشبم.
من خیلی زندگیمو همسرمو دوست دارم و واقعا هر کاری واسه بقا اون انجام میدم.ولی دیگه بریدم و نمیتونم این وضعیت رو تحمل کنم.به نظرم همسرم یه نوع بیماری روحی داره که خودشم ازش خبر نداره.وگرنه آدم بدی نیست و میگم که خیلی آدم مهربونیه و منو واقعا دوست داره.
ولی هر بار عکس العمل های من شدیدتر میشه و احساس میکنم این قضیه داره واسش عادی میشه تا جایی که دیگه حتی اسم طلاق واسش وحشتناک نست و بعد از انکار میگه هر کاری که دوست دارم بکنم.
بازم میگم من همسرم و زندگیمو دوست دارم و نمیتونم منکر خوبی هاش بشم ولی همین ۱ مورد بدی داره زندگیمو خراب میکنه.
ازتون خواهش میکنم راهنماییم کنین به نظرتون خانوادمو در جریان بذارم یا بازم تلاش کنم؟چون از نظر خودم در میون گذاشتن این موضوع با خانوادم یعنی بسته شدن پرونده این زندگی مشترک به ظاهر موفق!
هیچ کسی جز شما نمیدونه امیدی به این زندگی هست یا خیر ؟
پس مشاوره کنید و تصمیم درست و قاطع بگیرید و گرنه عمرتون رو تلف میکنید و هیچ نتیجه ای هم نخواهید گرفت
اگر تردید دارید مدتی رو فرصت بدید ولی بدونید هر رفتار و اخلاقی از ایشون میبینید در آینده هم تکرار خواهد شد و تا کسی نخواهد کسی نمیتونه عوضش کنه
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
دفتر قیطریه:
۰۲۱-۲۲۶۸۹۵۵۸ خط ویژه
دفتر سعادت آباد:
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲ خط ویژه
دفتر شریعتی:
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵ خط ویژه