من رفتاربدی یابی احترامی به مادرش نکردم ولی محبتم نکردم چون تنفرایشان ازهمان اول نسبت به خودم درچشمانش میبینم.همسرم خیلی عصبی است دردعوای اخری ازرفتاری ازاوناراحت شدم خانه ی پدرم بودم امددادوبیدادوبحث ورفت.من هم خیلی عصبانی شدم چون درمسافرت خانه ی اقوام خانه ی پدرم وخانه ی خودم بارهااین کلی بازی وابروریزی راکرده راستش عصبی است دیگه خسته شدم رفتارمنزل پدرش ازرفتاراوگلایه کنم مادرش پشتش درامدوبه من توهین کردهمسرم هم زمان بامن رسیداوهم گفت من دیگه بااین زندگی نمیکنم البته هردفعه عصبی میشه میگه ولی این بارزنگ زدافرادخانوادهردوامدوجلوی همه توهین کرد.اوحرمتم راشکسته قصدجدایی ندارم ولی دلم شکسته من کاری نکردم دلیل دعوابی معنی وعلکی است اوهمه شلوغش میکند.چاره چیست؟