با عرض سلام و خسته نباشید
من و همسرم بعد از سه سال دوستی و اشنایی در مرداد ماه بالاخره بعد از مخالفت های خانواده بنده بر سر رسم و رسومات و بعدا راضی شدن بر سر کنار گذاشتن رسم و رسومات دوخانواده با هم عقد کردیم ما عاشقانه هم رو دوست داشتیم و همه جوره پشت هم بودیم طوری که حتی بعد سه سال دوستی بعد مراسم عقد هم برای دیدن هم لحظه شماری میکردیم ولی بنده به نظر همسرم چندوقتی هست که اون ابراز محبت و علاقه که قبلا بروز میدادم را الان نشان نمیدهم از نظر خودم هیچ چیز از عشق و علاقه خودم کم نشده و همچین چیزی به خاطر مسائل و مشغله هایی هست که برای اینده دارم، در حال حاضر بعد از یک جر و بحث مفصل همسرم میگه هیچ حسی بهت ندارم با اینکه من به اشتباه خودم پی بردم و گفتم که همان ادم قبلی میشم ولی باز هم همسرم رفتار سردی دارد و انگار قصد بخشش اشتباه من را ندارد هرچه سعی میکنم احساس عاجز بودن میکنم و واقعا نمیدانم چه کار کنم، حتی همسرم گفت بخاطر پدرمادرم مجبورم باهات باشم ملاک من برای انتخابت احساسات و علاقت بود که اونو ازم دریغ کردی و الان هیچ فرقی با بقیه نداری
ممنون میشم راهنمایی کنید چون واقعا عاجز شدم
این دعواها و حرف ها طی یک هفته اخیر اتفاق افتاده بنده متولد 70 و خانومم متولد 75 و هر دو کم تجربه هستیم
با تشکر از راهنمایی شما