مشکل با پدرم
در یک دعوای بسیار شدید من با پدرم راجع به لج کردن من با او به من گفت یا این کار(شستن ظرف ها) را انجام میدهی یا دیگه نمیرارم بری دانشگاه و جون پدر مادرش هم قسم خورد
این اتفاق در باغ پیش خانواده مادرم افتاد
حالا دیگه نمیذاره برم دانشگاه
از چند روز پیش هم کلا دعوا داشتیم سر اینکه من میگفتم خیلی تو کار من دخالت میکنه و پدرم میگفت میخواد رابطش با من خوب باشه
بعد از اون دعوا تو خونه منو تهدید کرد که اگه دیگه به حرفش گوش ندم منو میکشه و ازم خواست که دوباره حرفشو تکرار کنم
تنها فکر تو سرم خود کشیه
همیشه از اول بین پدر مادرم دعوا بوده و پدرم مادرم رو میزده اون روز هم چند تا سیلی به من زد
من همیشه از بابام بدم میومده با اینکه خیلی زحمت میکشیده و این رو هم بهش گفتم که ازش بدم میاد
من دانشجو ترم دوم مهندسی پزشکیم
برای ایندم کلی برنامه دارم
ولی حتی با کلی عذر خواهی هم قبول نکرد چون میگه جون پدر مادرش رو قسم خورده
ممنون که وقتتون رو در اختباریتون گذاشتم














با سلام خدمت شما
بهتر است از یک واسطه کمک بگیرید کسی مثل عمو یا دایی یا هر کس دیگری که مورد قبول پدرتان است تا بتواند ایشان بهترین تصمیم را بگیرد . خودکشی راه مناسب نیست شما هم می دانید که زندگی هر کس مسئله خود را دارد و توانایی شما حل این مسائل است نه پاک کردن صورت مسئله . در این زمینه می توانید از روانشناسان کانون مشاوران ایران یاری بگیرید۸۸۴۲۲۴۹۵
هرګز خودکشی راه حل شده نمی تواند و در هر مرحله زنده ګی انسان مشکلاتی می باشد و انسان فکر می کند که یګانه راه که بیشروی دارم ان خودکشی است ولی بعد از ګذشت زمان و مبارزه بامشکل و تحمل مشقت ها خود بخود راه حل پیدا خواهد شد و بعدا خودت به خود حیران خواهی بود که چقدر مشکل اندکی بود و من در انزمان چقدر برایش بریشان بودم . صرف به من اعتماد کن و کمی تحمل کن بعدا خوب خواهد شد و ثانیا می توانی با احترام و رفتار خوب اعمال پدرت را تغیر بدهی زیرا که خاصیت انسان هاست که هرکس اینه می باشد اگر خوب بایش رفتار کنی وی هم با شما خوب می باشه و اکر خراب رفتار کنی بدون شک رفتار وی هم عوض می شود