مشکل در ازدواج با مردی که ازدواج دومش بود
سلام من 25 ساله هستم فوق لیسانس حسابداری و در شرکتی حدودا 3سال مشغول به کارم و از لحاظ اجتماعی در موقعیت تقریبا خوبی هستم 6سال پیش با مردی که 16سال از من بزرگتر بود و طلاق گرفته بود و دو بچه متولد سالهای 77 پسر و 82دختر داشت من از روی علاقه زیاد و خام بودن با اسرار زیاد در مقابل مخالفت های خانواده با ایشون ازدواج کردم تو این مدت از طریف بچه ها آزارهای زیادی به زندگیمون رسیده از قبیل اینکه دخترش پسر آورده خونه و یا اینکه پسرش یه نفرو با چاقو زده و … اما من همیشه پشتش بودم. مدتیه که تصمیم گرفتم یه ملک بخرم و از اون روز همسرم خیلی تغییر کرد طوری که ملک را سه دانگ سه دانگ خریدیم اما مشکل این نیست ایشون مدتیه به دخترشون که خیلی لطمه به زندگی ما زدن توجه خیلی زیادی میکنن و من همیشه با این مشکل که ارضای محبت نمیشم از جانب ایشون روبرو بودم ولی تو این مدت اخیر از لحاظ روحی داغون داغون شدم و نمیتونم بپذیرم که من باوجود این همه گذشتی که در برابر همسرم داشتم نفر سوم تو زندگیش باشم و گزینه های اول و دوم بچه هاش ولی خودش زیر بار نمیره و معتقده که به اونا کمتر محبت میکنه میشه یه راه حل برام بذارید و اینکه با چه چیزی میتونم خودمو مشغول کنم تا نسبت به کم لطفیاش بی تفاوت شم چون واقعا برام سخته که انقدر ازش گدایی محبت کنم. ممنون














با سلام خدمت شما
شما با علم و آگاهی از اینکه ایشان قبلا ازدواج کرده اند و صاحب دو دختر می باشند با ایشان ازدواج کرده اید. هرچند ایشان همسر خود را طلاق دادند ولی دخترانشان همچنان هستند البته قابل قبول است که که ایشان نتوانند بین روابط شما و دختران تعادل برقرار کنند اما شما می توانید خود به دنبال ایجاد تعادل در رابطه با همسر و دختران ایشان باشید. شما الگوی همسرتان قرار گیرید که تعادل را در رابطه خود و همسرتان و دختران ایجاد می کنید. در ادامه مقاله با موضوع ایجاد تعادل در رابطه زناشویی اورده شده است که می تواند راهنما باشد چنانچه نیاز به راهنمایی بیشتر داشتید روانشناسان کانون مشاوران ایران می توانند کمکتان ۸۸۴۲۲۴۹۵کنند و مثبت با همسر ، از عوامل مهم بهبود کیفیت زندگی مشترک و رهایی از مشکلات میباشد. در زندگی مشترک موفق ، زوج ها به رابطهی خود با همسرشان اهمیت میدهند؛ به خواستههای هم توجه دارند؛بیشتر مواقع ، آرامش خود را حفظ می کنند ؛ سعی دارند همیشه خودشان باشند ؛ با مسائل به صورت مثبت برخورد کنند و خود را با شرایط وفق دهند؛ مصمم به تغییر خود هستند ولی درصدد تغییر همسر و دیگران بر نمی آیند چرا که می دانند هیچ کس را نمی توان تغییر داد ؛ شرایط را به جای تحمل ، پذیرا میشوند و در صورت بروز اختلاف همه چیز را منفی نمی بینند و ویران نمی سازند ، با بحرانهای زندگی به آرامی برخورد و عبور کرده و روزهای خوب مشترک گذشته را به کلی نادیده نمی گیرند و به دنبال یافتن راه حل های مثبت و سازنده ای هستند که به دوام زندگی مشترکشان کمک کند.
در یک زندگی مشترک موفق ، زن و مرد به حرفهای یکدیگر توجه دارند و احساسات خود را به راحتی نشان می دهند ، هر چند احتمال دارد که احساساتشان مورد توجه و تایید همسرشان نباشد.
متاسفانه بیشتر افراد از کودکی یاد می گیرند احساسات خود را در درون خود نگاه دارند و به ظاهر خود را آرام نشان دهند ولی بار سنگین عدم بروز احساسهای خویش را سال های سال به دوش بکشند . بیان نکردن احساسها باعث ایجاد مشکلات روانی مانند زودرنجی ، پرتوقعی، زورگویی، گوشهگیری و افسردگی میشود. بنابراین هیچگاه نباید از وجود احساسات غافل شد و آنها را انکار کرد. میبایست احساسات خود را به طریق منطقی بروز دهیم . به فرزندان خود یاد دهیم که ناراحتیهای خود را به طریق صحیح نشان دهند تا سبکبال و آزاد و بدون هرگونه احساس شرمندگی و گناه ، بزرگ شوند. وقتی از بچگی یاد بگیریم احساسات خود را به راحتی بروز دهیم و با آنها به درستی برخورد کنیم در بزرگسالی با آرامش خاطر ، با مسائل برخورد کرده و مسائل را به صورت درست تجزیه و تحلیل میکنیم و عقده های ناشی از پنهان کاری را به خود و دیگران تحمیل نمیکنیم و کمتر رفتار ناپسند از خود بروز میدهیم، از همسر و فرزندان توقع نخواهیم داشت که بدون اراده و به صورت چشم بسته به حرف ما گوش کنند.
ابراز نکردن احساسها باعث ایجاد مشکلات روانی مانند زودرنجی ، پرتوقعی، زورگویی، گوشهگیری و افسردگی میشود
در زندگی مشترک وقتی عشق و مهر و محبت و مشارکت عادلانه بین زوجها حاکم باشد ، صمیمیت به وجود میآید . صمیمیت در روابط زناشویی دارای جنبههای قوی عاطفی و اجتماعی است که به پویایی و تداوم زندگی مشترک کمک فراوان می کند.
جهت تامین بهداشت روانی اعضای خانواده ، داشتن رابطهی صمیمانه بین زوجها ، بسیار ضروری است چرا که این رابطه همواره جایگاه خاص و مثبتی در زندگی دارد . وقتی صمیمیت بین زن و مرد برقرار باشد آنان در برابر مشکلات فردی و اجتماعی توانمند می شوند.
درمان گران خانواده به زوجها توصیه میکنند با هم صمیمی شوید و یکدیگر را تقویت کنید چرا که وقتی با کسی احساس صمیمیت کنید ، با او رفتار خوبی خواهید داشت. برای این که صمیمیت زن و مرد نسبت به هم افزایش یابد ، سعی کنید به نکات مثبت یکدیگر بیشتر توجه و تمرکز کنید.
همسران جوان با وجود اینکه یکدیگر را دوست دارند ولی به علت نبود نگرشهایی مشابه ، تجربه و اطلاعات کافی نسبت به مسائل و پدیده ها و عوامل دیگر ، نگران شده و عدم تعادل بینشان به وجود میآید. برای ایجاد تعادل به منظور داشتن رابطه ی صمیمانه ، نیاز است که یکی یا هردو با افزایش آگاهی تلاش کند تا احساس خود را نسبت به دیگری یا نسبت به عوامل و پدیدههای اطراف تغییر دهد تا صمیمیت شکل گیرد و تعادل و ثبات در زندگی مشترک به وجود آید.
باید توجه داشت وقتی احساس صمیمیت بین زن و مرد برقرار باشد و هر یک تعهدات و وظایف و نقشهای جنسیتی خود را به نحو احسن انجام دهند ، بیشتر به سوی همدیگر جذب شده و موجب نشاط و طراوت و پایداری بیشتر زندگی مشترکشان می شوند؛ در حالی که وقتی یک یا هر دو در زندگی مشترک احساس بی عدالتی و نارضایتی کنند ، از برقراری روابط صمیمانه بین خود و همسر اجتناب کرده و موجب شکست زندگی مشترک می شوند.
برای این که صمیمیت زن و مرد نسبت به هم افزایش یابد ، سعی کنید به نکات مثبت یکدیگر بیشتر توجه و تمرکز کنید.
باید توجه داشت که زنان و مردان ، روابط صمیمانه در زندگی مشترک را با توجه به بینش ، آگاهی و تجربه به صورتهای متفاوت دریافت ، تجربه و ارائه میکنند. با وجود آگاهیهاست که زن و مرد متوجه می شوند که نیازها و چگونگی برطرف کردن آنها برای زنان و مردان چقدر با هم متفاوت هستند ؛ برای مثال برداشت متفاوت زنان و مردان در مورد صمیمیت ، این است که زنان «خود ابرازگری» را نشانهی صمیمیت در روابط می دانند در حالی که مردان صمیمیت را «مشارکت در فعالیتها» تصور می کنند.
وقتی باورهای مثبت و احساس صمیمیت درباره ی خود، همسر و زندگی مشترک داشته باشیم به راحتی می توانیم به همسرمان و دیگر اعضای خانواده ، دلگرمی داده احساسهای خوبی به وجود آوریم. با توجه به اینکه منشاء اصلی باورهای مثبت ، تایید و تصدیق خود است با استفاده از توصیههای مشاوران مجرب و تایید واقعی خود ، می توانیم باورهای مثبت را جایگزین باورهای منفی کرده و زندگی پربار و غنی را تجربه کنیم.