با سلام من تازه پنج ماه عقد کردم تو.این دوران خواهر شوهرم که 16 سالش تیکه های مختلف که هشت سال از من بزرگتری همسن مامان بزرگمی منثور جوابش گفتم ناراحتی داداشت میومد همسن تو می‌گرفت مگه من کفنم بیاد منو.بگیره به شوهرم میگم میکه بچه است هیچی حالیش نیست ناراحتم میکن یا اینکه کل خانوادش موقع عقد کلی حرف درآورده بودن که چهار تا خواهر دارم درصورتی که یه دخترم جلو خودم بهم گفتن عملی همه جاش حالا مگه چه تحفه ایی هست درصورتی که من عادیم هیچ کاری نکردم به شوهرم میگم میگه از حسادت دیگه تحمل ندارم خواهرش بچه است فامیل از حسادت خسته شدم از این حرفا خواهرش منو میبین میگه یاید ببینیم عمل کنم مادرشوهرمم انگار من حرفی زدم دخترم بچه بود بینی اش کوچیک بود خورد دیوار اینجوری شده
در صورتی که من خیلی باهاشون خوبم. هر جا برم براشون کادو میخرم با خودم میبرمشون ازشون نظر مبخوام تو خریدم اما اونا یجور دیگه ان