با سلام خدمت شما
من هیجده سالمه و یک ماهه ازدواج کردم و الان خونه پدر شوهرم هستم
اخیرا انتقاد هایی که در مورد خانواده همسرم بع همسرم میکنم یک روز بعدش تغییر روش میبینم یعنی عکس العمل مثبت نشون میدن و این مسائل منو داره ازار میده که از کجا متوجه میشن چون هیچ جایی برای فهمیدن این مسائل ندارن مسائل که میگم واقعا ضایع هست مثلا گفتم چرا مادر شوهرم باور بلند نمی‌شه فردا پوشید گفتم چرا یخچال خالیه فردا پر شده گفتم خریدا رو با من حساب میشه که موقع خرید بعدی مادر شوهرم گفت ببخشید و یا اشکال نداره چیزی که قبلا نبود خلاصه قبلا نبوده و الان داره همش عکس العمل مثبت اتفاق میفته چیزی غیر قابل باور متاسفانه به همسرم شک پیدا کردم و احساس میکنم با خانوادشه ولی متاسفانه زیر بار نمیره که بهم‌بگه شوهری که همه چیز رو به من گفت الان داره پنهان میکنه خانواده شوهرم باعث اختلاف دارن میشن آمار منو به شوهرم میدن و من مطمئنم که اونا از طریق شوهرم متوجه میشن و شوهرم زیر بار نمیره و اصلا هیچی نمیگه داره زندگیم ک رابطم خراب میشه کمکم کنین با شوهرم صحبت کردم چندین بار ولی بهم چیزی نمیگه و بار سومی بحث شدیدی بین ما صورت گرفت که شوهرم گفت تو به من اعتماد نداری منفی نگری ولی باور کنین من الکی منفی نگری نمیکنم و شاید اصلا نباشم و متاسفانه پنهان کاری همسرم داره همه چی رو خراب میکنه داره اعتماد ها خراب میشه باعث ایجاد یه سری مسائلی میشه که دارم اذیت میشم بهم راهکار بدین من چیکار کنم از رابطه پنهانی شوهرم با خانوادش زجر میکشم تغییر روش داده من چیکار کنم میدونم با خانوادش همش در ارتباط هست و خانوادش تو زندگیمون دخالت میکنن من چیکار کنم چه جوری متوجه اشتباهش کنم و کاری کنم خودش اعتراف کنه دست از پنهانش بر داره جرات ندارم این مسئله رو دوباره بگم چون میترسم شوهرم دعوام کنه من چیکار کنم