سلام
سوالی داشتم برای من مشکلی پیش آمد البته کاملا اتفاقی
چند سالی هست دختری را میشناسم البته آشنایی ما بحث مفصلی داره یک روز او از من درخواست کمک مالی کرد به هر حال بهش کمک میکردم و اصلا قصد دوستی یا بدی نداشتم ولی چند بار به دفتر کاری من مراجعه کرد و در کارها به من کمک میکرد البته چند بار از من درخواست کمک کرد متاسانه نتوانستم کمک ایشان کنم یک روزکامل اتفاقی من از ایشون خوشم اومد و رفتم خواستگاری ایشان که بعد از نیم ساعت زنگ زد و جواب منفی داد دلیلشم پرسیدم ایشان نگفتند فقط تکه کلام گمشو می گفتن بماند بعد از مدتی که ایشان با من تماس می گرفتند می گفتند خواستگاری من دیگه نیای ایشون به هر بهانه با من تماس می گرفتند که دیگر من بعد از منفی شنیدن تماسی نداشتم ولی او به بهانه های واهی تماس می گرفت و بازهم تماس گرفت البته از طریق تلگرام او هنگامی که تماس صوتی با من دارد اصلا دلش نمی آید به من بگوید تو چه برسد به گمشو ولی تو تلگرام آخرسر من گفتم چه عیبی دارم عیباهای مرا یه طومار کرد و برام ارسال کرد گفت سیگار میکشی دندان نداری معتادی و من مرده بودم از خنده نه معتادم و آن قدر هم سیگار نمیکشم ولی میگفت من تو را نمی خواهم ولی باز به من کمک می کنه میگه عیبتو درست کن و من بعضی عیبهام قبول دارم به خدا دیوانه شدم من رفتم خواستگاری ایشان جواب منفی شنیدم گفت حالا به من کمک میکنه عیبامو رفع کنه عیبه امو درست کنم جزو عجیبترین روزگار زندگیم شده این چی میتونه باشه اون دختر به من علاقه داره و یا اینکه نه – هم به من محبت می کنه هم اذیت درضمن اینم بگم دلم براش هم میسوزه هم تنگ میشه و هم خیلی دوست دارم کمکش کنم در هر زمینه ای واقعا بگم عاشقشم البته بخاطر حرفهای این دختر من میگم خوب هم سیگارو گذاشتم کنار هم عیبام دارم درست می کنم ولی نمی دونم چرا دوست دارم حرفشو گو کنم و درضمن درکشم می کنم خیلی برام عجیب دوست دارم ببینم این چی متونه باشه عاشقی که وای به حالم و اگه نه چیه در ضمن ضمن یک تجربه عشق شکست خورده داشتم ولی توهم بود ولی اینقدر دوست دارم که می خوام این ازدواج سر بگیره