سلام من دختری 25 ساله دانشوجوی فوق لیسانس دانشگاه دولتی هستم ترم دوم ارشد همکلاسی من ک پسری24 ساله است ب من درخواست ازدواج داد و از من فرصت خواست و من قبول کردم وضع مالی خانواده من ب شدت خوب و وضع خانوادگی ایشون ب شدت بده اما از روز اول ب ایشون گفتم من فقط اخلاق برام مهمه و حاضرم ت ی اتاق روستا زندگی کنم 6 ماه اول رابطه با من مث ملکه ها برخورد میشد اما الان بعد 1 سال حتی ب من توهین میکنه و زمانی ک گفتم ت ی سال وقت داشتی و جدی بیا خاستگاری گفت شرایطشو ندارم و چرا درکش نمیکنم خانواده های هر دومون از وجود ما مطلعن سوالم اینه ک ایا با توجه ب توهین هایی ک میکنه بهم حتی گاهی فحش هاش باید رابطمو ادامه بدم؟؟؟؟ اگه بله چکار کنم مث روز اول بشه دوم اینکه اگه باید این رابطه رو تموم کنم چطور بتونم با حس دوست داشتنی ک برام ب وجود اومده ت اون 6 ماه مبارزه کنم خودم میدونم ک الان دارم با خیال اون ادم 6 ماه زندگی میکنم و چطور این توهم رو کنار بزارم