با سلام و عرض وقت بخیر
من پسر ۲۹ ساله هستم، مدتی قبل به یه دختر خانوم ۲۸ ساله که از قبل آشنایی داشتیم علاقمند شدم، جفتمون فارغ التحصیل کارشناسی ارشد و شاغل تو شرکت های خصوصی هستیم، مدت کوتاهی ارتباط داشتیم و بلافاصله خانواده هارو در جریان گذاشتیم و یه جلسه خواستگاری هم برگزار شد، همه چی خوب پیش میرفت، بعد یه مدت خانوم یکم سرد شدن مثلا ارتباط حضوری و تلفنی قطع شد و رابطمون در حد چت و اس ام اس شد، خانوم دلیل این کار رو گذشتشون میدونن، قبلا چند سال با یه نفری ارتباط داشتن، البته نه ارتباطای امروزی، رسمی تر، از قضا این آدم همسایه ما هم هستن، واسه همین خانوم میگن سخته که هی جلو چشم هم باشیم و مشکل پیش میاد، البته به گفته خودشون الان هیچ علاقه ای که بهش ندارن هیچ، تنفرم دارن ازشون ولی وقتی میبیننشون یاد گذشته میفتن و بهم میریزن.
یک مورد دیگه هم هست، یه پسر ۲۳ ساله هم چن وقت پیش بهشون ابراز علاقه میکنن، خانوم سفت و سخت رد میکنن ولی پسره ظاهرا مشکلات روانی هم دارن، اقدام به خودکشی میکنن و عکساشو برا خانوم میفرستن، خانواده پسره از خانوم خواهش میکنن که فقط چند روز جواب اس ام اس های پسره داده بشه تا از خودکشی و این کارا منصرف بشه، ایشون هم جواب میدن و بعد چن وقت ارتباطشونو قطع میکنن، الان که پسره متوجه شدن خانوم دارن ازدواج میکنن دوباره همون کارارو شروع کردن، خانوم هم از نظر روحی بهم ریختن
البته من خودمم قبلا با یکی ارتباط چن ساله داشتم دقیقا مثل خانوم. و هردومون همه این چیزارو تو روزای اول بهم گفتیم و مخفی نکردیم.
حالا میگن بخاطر این دو تا مورد نمیخوان منو درگیر این مسائل کنن و میخوان رابطمون قطع بشه، من با حرفام قانع میکنم خانوم رو ولی دوباره بعد چن روز برمیگردیم سر خونه اول، اگه راهنماییم کنین که چجوری از این وضع خلاص بشیم لطف بزرگی در حقم میکنین.
با تشکر