ما یک خانواده پنج نفری هستیم پدر و مادرم و ما سه تا خواهریم خواهر بزرگم ۲۲ ساله‌اس من ۱۶ و خواهر کوچیکم ۱۴
خواهر بزرگم انقدر رویه عصابمه رفتارش که حتی شبا خوابه میبینم که دارم باهاش بحث میکنم و صبا با گریه از خواب پا میشم
اتاق ما مشترکه و اون به ما اجازه نمیده تویه اتاق اهنگ گوش بدیم و کاری کنیم وقتاییم که درس میخونه مارو بیرون میکنه از اتاق یه عالمه کتاب داره و حاضر نیس ازشون دل بکنه و ما مجبوریم دوتا کتابخونه تویه اتاق داشته باشیم و واسه ‌ی میز و اینه که بتونم وسایل ارایشیمو جلوش بچینم هیچ جایی نیس خواهرم خیلی مذهبیه و واقعا ادم خودخواهیه فک میکنه فقط خودش میفهمه و هیچ کاری تو خونه نمیکنه با همه دعوا داره تو جمعای فامیل با کلی بحث میاد دوستای صمیمی کمی داره و خیلی کم از خونه بیرون میره و اونم بخاطر کلاسه برعکس من که خیلی دوستای زیادی دارم و باهاشون بیرون میرم.
خواهرم دانشجوعه دو سه سال بود بخاطر اینکه یه شهر دیگه درس میخوند فقط اخر هفته ها میدیدیمش و میومد خونه خیلی زندگیه خوبی داشتم تو اتاق هرکاری میخاسم میکردم و با خواهر کوچیکم خیلی صمیمیم ولی بخاطر کرونا خواهدم شیش ماهیه که کلا خونس و دعواهای ما خیلی شده و دیروز از شدت عصبانیت بستنی کوبیدم تو صورتش
یکمم وسواسیه و این موضوع همه خانوادرو اذیت میکنه البته بخاطر کرونا اینجوری شده ده بار باید یچیزیو ضد عفونی کنه و اینکه فک میکنه رئیسه و راجب همچی تصمیم میگیره حالم ازش بهم میخوره و انقدر تحملش برام سخته که خیلی وقتا دلم میخواد خودمو بکشم
یچیز وحشتناکیه یعنی اگه اتاقمون مشترک نبود باز یچیزی ولی کل اتاقو پر کرده و اون حق داره با صدای بلند هرچیزی گوش بده تو اتاق ولی ما هیچ حقی نداریم میشه کمک کنید من واقعا حالم بده
همش حس میکنه چون مذهبیه باید نگران من باشه و من متنفرمممممم ازش
تو همچی دخالت میکنه تو کوتاه کردن مویه منو خواهرم تو اینکه خواهرم خیلی دوسداره بره کلاس رقصای مختلف یادبگیره
باید تائید کنه اینکه ما میخایم چیکار کنیم و مامانم چون مذهبیه پشت خواهرنه بیشتر اوقات و پدرم با خواهرم مثل من بشدت دعوا داره منو خواهر کوچیکم همیشه ارزومونه زودتر ازدواج کنه تا راحتشیم!