با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما مشاور گرامی،من خانمی هستم که4ماهه عقد کردم با آقایی که قبل از ازدواج با من یه ازدواج ناموفق داشت و تو گیرو دار طلاق یه دختره3سالش فوت کرده،ایشان خیلی دم دمی مراجه و معتقده خانم سابقش بهش خیانت کرده و مدام مظلوم نمایی میکرد البته ناگفته نماند که اسم یه دخترو رو گردنش تاتو کرده اوایل ازش پرسیدم این اسم چیه حاشا کردو موضوع رو میپیچوند،خلاصه با وجود تمام مشکلات عقد کردیم و از شب دوم عقد شروع کرد به من تهمت و بهتان ناروا زدن حرفایی میزد که سرم سوت میکشید چند دقیقه بعد بغلم میکردو میگفت شرایطشو درک کنم حالش خوش نیست یا میگفت داره شوخی میکنه،حالا 2ماهه کلا عوض شده آدمی که دم به دقیقه زنگ میزد میومد دنبالم حالا 2ماهه که زنگ نمیزنه فقط 2بار دیدمش تو این2ماه البته خودم زنگ میزنم خوب باهام صحبت میکنه دیروز رفتم دیدنش40روز بود ندیده بودمش گفتم میخوام صحبت کنیم میخوای چیکار کنی؟گفت باید جدا شیم گفت قبلا عاشق دختری بوده و اسمشو رو گردنش تاتو کرده گفت نمیتونه از فکره اون دختر بیاد بیرون خودشم دوست داره اونو فراموش کنه اما نمیتونه،تحقیق کردم این دختری که میگه یه زنه مطلقه بدنام که کوچکترین ارتباطی ام با همسرم نداره،نمیدونم چیکار باید بکنم از طرفی زندگیمو همسرمو دوست دارم همه کار کردم برا حفظش خواهش میکنم راهنماییم کنید طلاق برام مثل یه هیولاست بدترین حال و شرایط ممکن رو دارم،ممنون میشم راهنماییم کنید