سلام . من دوسال هست که با پسری دوست هستم که تقریبا نامزد هستیم و خانوادهامون کاملا خبر دارن . ما به چند مشکل کوچیک برخوردیم اما بخاطر علاقه ی شدیدمون بهم نمیتونم از هم جدا بشیم .مشکل اولمون اینه که محمد همیشه به من میگه وقتی عصبانیم تو بلد نیستی منو اروم کنیو بخاطر همین دوسندارم زیاد از مشکلاتم حرف بزنم باهات چون عصبی تر میشم.من تمام سعیمو میکنم تا بهترین حرف یا راه حلی که تو ذهنم میاد رو بگم و مشکلش حل بشه اما توی این دوسال شاید ۳ یا ۴ بار موفق به این کار شدم. و واقعا هرکاری میکنم تا حلش کنم. و مشکل دگ اینه که محمد بیش لز حس سریعا عصبی و یا نگران میشه . من دوبار ازم دزدی شده و حالم خیلی بد شده بعد از اون اتفاقا محمد خیلی میترسه و تا یکم جدی حرف میزنم نیترسه که اتفاقی افتاده باشه و من بهش نگم تا حدی که حالش بد میشه و یا وقتی بحثمون میشه به شدتی عصبی میشه که یهو خون دماغ میشه. برای یه بحث خیلی ساده . و در واقع فقط وقتی بامن بحث میکنه اینجوری میش. جوری که من واقعا فکر میکنم با بودن کنارش دارم زجرش میدم. هر چقدر سعی میکنم درکش کنم توی مشکلات وقتی توی عصبانیتش بهم میگه تو هیچوقت نمیتونی ارومم کنی یهو از کوره در میرمو دعوا بدترو بدتر میشه برای همین هم عصبی تر میشه. ما زیاد دعوا نمیکنیم اما خب باز هم این مشکل کاملا به چشم میاد . خواهشا کمکم کنید