سلام . من دوسال هست که با پسری دوست هستم که تقریبا نامزد هستیم و خانوادهامون کاملا خبر دارن . ما به چند مشکل کوچیک برخوردیم اما بخاطر علاقه ی شدیدمون بهم نمیتونم از هم جدا بشیم .مشکل اولمون اینه که محمد همیشه به من میگه وقتی عصبانیم تو بلد نیستی منو اروم کنیو بخاطر همین دوسندارم زیاد از مشکلاتم حرف بزنم باهات چون عصبی تر میشم.من تمام سعیمو میکنم تا بهترین حرف یا راه حلی که تو ذهنم میاد رو بگم و مشکلش حل بشه اما توی این دوسال شاید ۳ یا ۴ بار موفق به این کار شدم. و واقعا هرکاری میکنم تا حلش کنم. و مشکل دگ اینه که محمد بیش لز حس سریعا عصبی و یا نگران میشه . من دوبار ازم دزدی شده و حالم خیلی بد شده بعد از اون اتفاقا محمد خیلی میترسه و تا یکم جدی حرف میزنم نیترسه که اتفاقی افتاده باشه و من بهش نگم تا حدی که حالش بد میشه و یا وقتی بحثمون میشه به شدتی عصبی میشه که یهو خون دماغ میشه. برای یه بحث خیلی ساده . و در واقع فقط وقتی بامن بحث میکنه اینجوری میش. جوری که من واقعا فکر میکنم با بودن کنارش دارم زجرش میدم. هر چقدر سعی میکنم درکش کنم توی مشکلات وقتی توی عصبانیتش بهم میگه تو هیچوقت نمیتونی ارومم کنی یهو از کوره در میرمو دعوا بدترو بدتر میشه برای همین هم عصبی تر میشه. ما زیاد دعوا نمیکنیم اما خب باز هم این مشکل کاملا به چشم میاد . خواهشا کمکم کنید
نمایش نظرها (2)
سلام به شما دوست عزیز
تگرانی های شما قابل درک و طبیعی می باشد اما عزیزم در اول دقت کن که نامزدی زمانی می باشد که به صورت رسمی دو خانواده باهم دیدار کرده باشند و در مورد موضوعاتی چون مهریه ، زمان ازدواج و... با هم صحبت کرده باشند پس بهتر است زمان آشنایی و دوستی را با زمان ازدواج و نامزدی و عقد اشتباه نگیرید چون اگر شما بخواهید این مراحل را باهم یکی بدانید رفتارهایی دارید که در این مسیر می تواند بر روابط شما تاثیر گذار باشد به عنوان مسائل در مسیر روابط دوستی و شناخت رابطه جنسی معنایی ندارد حتی اگر خانواده ها از این رابطه اگاه باشند .
در مورد اینکه از شما می خواهند ایشان را آرام کنید در اول نیاز است که بدانید منظور ایشان از آرام شدن چیست و توقع چه رفتارهایی را از شما دارند تا بتوانید آن را انجام بدهید در غیر این صورت حدس زدن مکرر شما می تواند نتیجه بخش نباشد و در مورد این موضوع نیاز است که در زمان مناسبی که ایشان در شرایط روحی مناسبی قرار دارند باهم صحبت کنید.
اما در مورد اضطراب و عصبانیتی که این آقا تجربه می کنند به میزانی که از بینی ایشان خون می آید این موضوع پر اهمیتی می باشد و حتی می تواند با نوع درخواست برای آرام کردن شما نیز ارتباط داشته باشد در اول نیاز است که بدانیم این آقا چه افکار و احساساتی را تجربه می کنند تا در کنار ان بتوانیم در این مسیر به شما و ایشان کمک کنیم که در اول این آقا مشکلات اضطرابی خود را بر طرف کنند و بعد در یک تعامل موثر در مورد مشکلات رخ داده شده بتوانید باهم صحبت کنید و نتیجه گیری داشته باشید .
در این مسیر بهتر است ثبل از تصمیم گیری جدی برای ازدواج و نامزدی به صورت حضوری با این آقا برای مشاوره پیش از ازدواج اقدام کنید و مشکلات بینتان را با حضور هردویتان با متخصص مورد بررسی قرار بدهید تا بتوانیم در این زمینه به هردوی شما جهت تصمیم گیری کمک کنیم.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
021-22685741
با سلام خدمت شما دوست عزیز
احساس نگرانی شما درباره موضوعی که مطرح کردید کاملا قابل درک است اگر چه بهتر بود کمی بیشتر درباره خودتان و این که هر کدام از شما چند سال دارید توضیح می دادیدو اطلاعات بیشتری را عنوان می کردید.
اما به طور کلی در این جا چندین موضوع می تواند مطرح باشد.
اول این که زود عصبانی شدن و پرخاشگری یک شیوه کنترل گری است که افراد برای این که رفتارهای دیگران و شرایط را بر طبق خواسته ها و میل خودشان پیش ببیرند دست به چنین رفتاری می زنند.
به این معنا که خشم یک احساس است و مانند تمام احساسات و هیجانات دیگری که ما تجربه می کنیم تحت کنترل مستقیم و اراده خود افراد نیست، در حالی که پرخاشگری یک رفتار است و تحت کنترل مستقیم خود افراد قرار دارد.
بنابراین اگر کسی زیاد و شدید احساس خشم را تجربه می کند و بعد دست به پرخاشگری می زند حتما نیازمند به دست آوردن مهارت مدیریت خشم و بررسی درباره این موضوع است و خود فرد باید به این موضوع آگاه شده و برای اصلاح آن تلاش و تمرین کند.
نکته مهمی که وجود دارد این است که هیچ کسی مسئول برآورده کردن خواسته ها و نیازهای ما نیست حتی اگر آن فرد همسر و یا نامزد ما باشد و این مسئولیت مستقیما متوجه خود افراد است.
این انتظار و خواسته که تو من را آرام کن و بعد سرزنش شدن بابت این که چرا این کار را بلد نیستی و خوب انجام نمی دهی خودش مصداق دیگری برای مسئولیت گریزی است.
چرا که همین رفتارهایی مانند سرزنش کردن، مقایسه کردن، محکوم کردن و بر چسب زدن، توهین و تحقیر، غر زدن، تهدید کردن، قهر کردن، بی توجهی و یا حتی باج دادن هم همگی جزو رفتارهای کنترل گرانه و مخربی هستند که افراد آن ها را با این نیت انجام می دهند که دیگران را وادار به انجام دادن کاری کنند که دلخواه و انتخاب و خواسته خودشان است.
به عنوان مثال وقتی شما را مورد سرزنش و توبیخ قرار می دهند شما هم احتمالا مدتی خودتان را ملزم کنید که خواسته ایشا را اجابت کنید اما در بلند مدت حال بد و احساسات بدی را تجربه خواهید کرد و صمیمیت و کیفیت رابطه کاهش پیدا می کند.
چرا که همان طور که اشاره شد مسئولیت تلاش برای تحقق خواسته ها و نیازهای هر کسی بر عهده خود آن فرد است و قرار نیست باری بر دوش دیگران باشیم.
اما قرار است از طریق برقراری رابطه های دوعضوی و یا ازدواج نیازها و خواسته های خودمان را از طریق مشارکت و همراهی و همکاری با یک فرد دیگر بتوانیم بهتر برآورده کنیم اما نه به این معنا که بار خودمان را بر دوش دیگری بگذاریم و یا این تصور را داشته باشیم که دیگری باید در خدمت نیازها و خواسته های من باشد و اساسا چنین تصور و انتظاری کاملا غیر واقع بینانه و دست نیافتنی است و احساس ناکامی که بعد از آنتجربه می شود هم به همین دلیل است.
پس شما هم می توانید سهم و نقشی داشته باشید و به عنوان مثال زمانی که ایشان احساسات منفی خاصی را تجربه می کنند همدلی و یا حمایت خودتان را اعلام کنید و نشان دهید و از انجام رفتارهای مخربی مانند سرزنش و پرخاشگری و مقایسه کردن و این گونه رفتارها اجتناب کنید.
این موارد جزو مهارت های همدلی و ارتباط موثر بین فردی و یا مدیریت هیجانات کنفی استو اختلافات بین فردی هم تنها شیوه موثر روبرو شدن با آن ها گفتگو و مذاکره کردن است تا با رسیدن به یک ادراک مشترک از طریق گفتگوی درست و اصولی و بدون پرخاشگری و رفتار مخرب، بتوانند دو طرف مذاکره بر سر گزینه مشترکی که تا حدی مورد توافق و رضایت نسبی هر دوی آن ها هست به توافق برسند و به این ترتیب به حل مساله بپردازند.
درباره این موضوع می توانند به جای سرزنش گفتگو کنند و شما می توانید با استفاده از سهم و نقشی که دارید ایشان را دعوت به گفتگو کنید و به جای پرخاشگری در یک موقعیت مناسب درباره این موضوع و افکار و احساساتی که دارید و خواسته و انتظارتان با ایشان صحبت کنید و از ایشان هم بخواهید خواسته و انتظار خودشان ر به صورت دقیق و واضح توضیح دهند که در مواقعی که می گویند دقیقا چه انتظاری از شما دارند و منظورشان از این جملات چیست و اگر چگونه رفتاری ببینند چنین احساسی خواهند داشت که رفتار مناسبی بوده و احساس درک شدن خواهند کرد (البته که شما مسئول آرام کردن ایشان نیستید) و ببینید چگونه می توانید به یک ادراک مشترک و توافق بر سر این موضوع موضوعات مشابه برسید.
نکته بسیار مهم دیگری که خوب است مد نظر قرار دهید این است که قرار است افراد در رابطه احساس امنیت و ارزشمندی دریافت کنند و همان طور که هستند پذیرفته شوند و بتوانند آزادانه بدون ترس از دیدن رفتار قضاوت گرانه و یا سرزنش گرانه و یا پرخاشگرانه صحبت کنند و نظرات مخالف خودشان را به راحتی و بدون نگرانی از واکنش طرف مقابل بیان کنند و این اصول یک رابطه سالم و با کیفیت است.
بنابراین با توجه به تمام این مواردی که مطرح شد به نظر می رسد برای این که بتوانید رابطه خوب و موفق و با کیفیتی داشته باشید اول باید هر کدام از شما سهم و نقش خودتان را در بهبود رابطه و ارتقای کیفیت آن بیابید و هر کسی با پذیرش مسئولیت رفتارهای خودش و همچنین تلاش برای تحقق نیازها و خواسته های خودش از شیوه درست و موثری استفاده کند و رفتارهای موثر تری را انجام دهد به طوری که مانع دیگری برای تحقق خواسته ها و نیازهای اساسی اش نشود و نیازها و خواسته های هیچ یک بر دیگری ارجحیت و اولویت نداشته باشد و در این مسیر اگر لازم است مهارت های جدیدی را بیاموزید و توانمندی های تان را در مواردی تقویت کنید و حتی جلسات مشاوره فردی برای چگونگی انجام رفتارهای موثرتر دریافت کنید.
در آخر توصیه بسیار جدی به شما این است که حتما قبل از تصمیم گیری نهایی برای ازدواج حتما از جلسات مشاوره قبل از ازدواج استفاده کنید چرا که در این جلسات معمولا نکات بسیار مفیدی مطرح می شود که می تواند بسیار مهم و کاربردی باشد و همچنین با توجه به اطلاعات تکمیلی که از انجام ارزیابی ها و بررسی های دقیق تر و تخصصی به دست می آورید می توانید انتخاب آگاهانه تری داشته باشید و با شناخت بیشتر بتوانید بهترین و مناسب ترین تصمیم گیری را در این زمینه داشته باشید.