سلام خسته نباشید من ۹ماهه که ازدواج کردم بین خانواده هامون مشکل پیش اومد و باهم قهر کردن تو حین همون بگو مگو ها پدرم به شوهرم گفت دخترم بدبخت شد در حالی که منو شوهرم هیچ مشکلی باهم نداریم البته من پیش مادرشوهرم زندگی میکنم اونم باهام خیلی خوبه حالا شوهرم خونه مادرم نمیاد وقتی هم که من تنها میرم ناراحت میشه میگه تو به من اهمیت نمیدی با اینکه بابات این حرفو زد و مامانم هم دستمو گرفت موقع دعوا میخواست ببره و بعد گفت اگه من میدونستم اینجوری میشه حیف حالا شوهرم ناراحته میگه تو از من دفاع نمیکنی به مادرم هم میگم زنگ بزنین با شوهرم حرف بزنین میگه اون کوچیکتره باید بیاد ن ما الان ۷ ماهه مادرمینا خونمون نمیان شوهرمم نمیره خدایی شوهرم خیلی پسر خوب و آقایی سر این حرف ناراحت شده حالا چیکار کنم که نه خانواده ام نه همسرم ازم ناراحت نشن میخوام به مادرمینا بگم خودشون باعث این اتفاق شدن منم نمیتونم شوهرم که الویت اول تو زندگیمه از دست بدم چون واقعا همدیگر و دوست داریم شوهرم خدایی خیلی هوامو داره توروخدا کمکم کنین مرسی