سوالتو بپرس
X

اختلاف زناشویی

سلام خسته نباشید من ۹ماهه که ازدواج کردم بین خانواده هامون مشکل پیش اومد و باهم قهر کردن تو حین همون بگو مگو ها پدرم به شوهرم گفت دخترم بدبخت شد در حالی که منو شوهرم هیچ مشکلی باهم نداریم البته من پیش مادرشوهرم زندگی میکنم اونم باهام خیلی خوبه حالا شوهرم خونه مادرم نمیاد وقتی هم که من تنها میرم ناراحت میشه میگه تو به من اهمیت نمیدی با اینکه بابات این حرفو زد و مامانم هم دستمو گرفت موقع دعوا میخواست ببره و بعد گفت اگه من میدونستم اینجوری میشه حیف حالا شوهرم ناراحته میگه تو از من دفاع نمیکنی به مادرم هم میگم زنگ بزنین با شوهرم حرف بزنین میگه اون کوچیکتره باید بیاد ن ما الان ۷ ماهه مادرمینا خونمون نمیان شوهرمم نمیره خدایی شوهرم خیلی پسر خوب و آقایی سر این حرف ناراحت شده حالا چیکار کنم که نه خانواده ام نه همسرم ازم ناراحت نشن میخوام به مادرمینا بگم خودشون باعث این اتفاق شدن منم نمیتونم شوهرم که الویت اول تو زندگیمه از دست بدم چون واقعا همدیگر و دوست داریم شوهرم خدایی خیلی هوامو داره توروخدا کمکم کنین مرسی

Kajol:

نمایش نظرها (6)

  • سلام من حدود یک ساله عقدم شوهرم شب خواستگاری بهم گفت کارت پایان خدمتشو داره اقساطی درست میکنه یعنی سربازیشو بخره این اولین دروغش بود و…همیشه عادت داره سر مادرش داد بزنه چند بار تذکر دادم که کارت اشتباهه ولی تو گوشش نرفت و مادرش گفت اشکال نداره و من این چیزا را چیزیش نمیگیرم و خندید بعدم عادتش شد سر منم داد بزنه و تو جمع سبکم کنه و سرم داد بزنه اولش که دخالتهای مادرش بود و بعد کم کم اخلاق گندش رو شد دروغاش و… همشم سرش تو گوشیشه من دیگه دارم نابود میشم هرچقدم فرصت دادم فایده نداشت تصمیم گرفتم ازش جدا بشم با اینکه دلم نمیاد ولی اون درست بشو نیست همش یا خونه ماست یا منو به زور میبره خونشون لجبازه هزار بار بهش گفتم بدم میاد حتی به شوخی اسم زن دیگه ای جلو من بیاری یا چشم چرونی کنی ولی بازم اذیت میکنه در همه حال و همه وقت بدون اینکه توجهی کنه که امادگی دارم یا نه از من سکس میخواد شکاکه و همیشه گیر میده و دست اخرم من میشم مقصر در ضمن این اقا 6سال پیش اعتیاد داشته و ترک کرده الان هم در جلسه های اعتیاد شرکت میکنه لطفا کمکم کنید دیگه خسته شدم و روانی شدم

    • با سلام و وقت بخیر
      زندگی کردن با افرادی که سابقه اعتیاد دارن و دارای شکاکی هستن ازدواج های های ریسکی هست دوست عزیز بهتره قبل از اینکه ازدواج کنید و در یک خانه زندگی کنید به روانشناس مراجعه کنید به صورت حضوری چون با توضیحاتی که شما دادید ایشون در سکس هم دچار مشکل هستند انشالله با چند جلسه مشاوره مشکلتون برطرف میشه
      با ارزوی شادکامی

    • دوست عزیز بهتره مشکلتونو کامل توضیح بدید گاهی تفاوت های کوچیکی در بین مشکلات افراد وجود داره که راحل ها رو تغیر می دهد.

  • سلام من و شوهرم خیلی همیدیگرو دوست داریم ولی چیزی که منو ازار میده دخالت های بیجای مادر شوهرمه که نمیذاره زندگیمون به راحتی پیش بره همش توی زندگی ما موش میدونه و روزای خوبمونو خراب میکنه تا من میرم خونشون متلک میپرونه (زبونش خیلی تنده)اگرم نرم شوهرم ناراحت میشه...
    راستی ما حدوده1که عقد کردیم و هنوز نرفتیم خونه خودمون و این باعث میشه مجبور باشم برم خونه پدر شوهرم و این واقعا منو ازار میده هرچقدر هم به شوهرم میگم گوشش بدهکار نیست(5تا خواهر داره و خودش تک پسره بخاطر همین میگه همه امید مادر پدرم به منه)می خواستم ببینم با این اوضاع من باید چیکار کنم که کتر توی زنیگیم دخالت بشه مادر شوهرم از یهطرف خواهرهاش شوهرم از طرف دیگه...

    • با سلام خدمت شما دوست عزیز
      گاهی پدرو مادرها بخاطر ترس از تنهایی سعی می کنند فرزندانشان را حتی بعد از ازدواج کنار خود نگه دارند. در دوران عقد وقتی به خانه همسرتان می روید همه چیز را با احتیاط مدیریت کنید. حریم ها را حفظ کنید و وقتی زمان بندی رفتن به خانه پدری همسرتان و میزان ارتباطات کلامی را که باید داشته باشید، برای خودتان مشخص کنید. در کمال احترام و رعایت حرمت ها، میزان و سطح رفت و آمد خود را کنترل کنید. اگر اختلافی پیش آمد و حرف و حدیثی شنیدید، جلوی گسترش آن را بگیرید و نگذارید دامنه بگو مگو بیشتر شود. سعی کنید ماجرا را خودتان و در مرحله بعد، با کمک همسرتان حل و فصل کنید و به گوش پدر و مادر خودتان نرسانید. گاهی مادرشوهرا فکر می کنند که عروسشان رقیبشان است و می خواهد پسرشان را از آنها دور کند از رفتاری که این دیدگاه را تقویت می کند باید خوداری کرد. بدگویی در جلو همسرتان می تواند دید ایشان را نیز منفی کند از این کار باید خوداری کرد . در صورتی که بتوانید از یکی از مشاوران ما به صورت حضوری یا تلفنی نیز مشورت بگیرید نتایج مثبتی خواهید گرفت چون در آن صورت قادر خوایم بود مشکلات و روابط را بهتر بررسی کنیم .
      شاد باشید