سلام . من دختر 25 ساله ای هستم که جنوب کشور زندگی میکنم و همونطور که همه میدونیم اینجا آزادی دختر خیلی کمتره . پدر من از بچگیم عصبی بوده و خانواده منطقی ندارم من در کودکی مشکل بیش فعالی داشتم که متاسفانه با رفتارهای ناپسند دچار افسردگی شدم ولی تونستم که دوباره روپا شم اما برای این ک از سن کم از من میخواستن که ازدواج کنم و خانواده ای که توش بودم از نظر من حاصل ازدواج موفقی نبوده و نیستن همیشه ترس از ازدواج داشتم و نخواستم بهش فکر کنم برای همین با هزار جنگ و دعوا مشغول کار و تحصیل شدم امروز که پیامی رو برای طرح مشکل اینجا ارسال میکنم لیسانسم رو گرفتم و کارافرین هستم اما به خاطر تجردم و به قول خودشون سنم ک داره زیاد میشه اجازه ادامه تحصیل تا ازدواج رو بهم نمیدن با این وجود مشکل اصلی من اینه که من یک دختر 25 ساله هستم ولی اختیار بیرون رفتن از خونه تنها و به اختیار خودم رو ندارم و همیشه شبیه گناهکار با من رفتار میشه من تنها دختر این خانواده هستم و حساسیت هاشون بیش از حد شده تا حدی که فقط وقتایی ک پدرم سرکاره میتونم برم به کارام برسم چون هروقتم باهم بیرون میریم درگیر میشیم و توی همه کارام دخالت میکنم الان تقریبا 2 ماهه ک بیرون نرفتم ب شدت دارم افسرده میشم از ارامبخش استفاده میکنم دیگه کشش ندارم اگر راهنماییم کنید واقعا ممنون میشم