از رفتار پدر مادرم خسته ام
از یک طرف کلی پیام فوروارد میکنن که در خاته بمانید، ازونطرف میرن مسافرت من باهاشون نرفتم ولی به هر حال اگر ناقل باشن مبتلا میشم،
یا در مسایل دیگه مثلا بله برون یا نامزدی و عقد باشه، همش میگیم شلوغش نکنید زیلد دعوت نکنید، میبینیم پسرعمو و پسرعمه ی خودش و خاله و عمو و دایی که کم جمعیت هم‌نیستیم دعوت میکنن ،هر کی میاد یه حرف میزنه توی این مراسم ها،
‌مقاومت خاصی با درک مسایل دارن

من چه کنم که آسایش داشته باشم؟ همش ترس از آینده دارم نکنه با این فامیل گری شون بحث و جدلی در مراسمات من ایجاد بشه
چون من یکبار عقد کردم جدا شدم
سری قبل کلی اشک ریختم بخاطر دخالت فامیل

بهشونم که میگیم میگن باشه، اما به وقتش به قولشون عمل نمیکنن، یک سال تمام بابت این‌مسئله غمگینم
نمیتونم رفتارش رو واسش توجیه کنم
نمیتونم خودم این شرایط رو بپذیرم و قبول کنم
همش حس میکنم عامل عذابم هستن