اختلاف فکری با خانواده
از رفتار پدر مادرم خسته ام
از یک طرف کلی پیام فوروارد میکنن که در خاته بمانید، ازونطرف میرن مسافرت من باهاشون نرفتم ولی به هر حال اگر ناقل باشن مبتلا میشم،
یا در مسایل دیگه مثلا بله برون یا نامزدی و عقد باشه، همش میگیم شلوغش نکنید زیلد دعوت نکنید، میبینیم پسرعمو و پسرعمه ی خودش و خاله و عمو و دایی که کم جمعیت همنیستیم دعوت میکنن ،هر کی میاد یه حرف میزنه توی این مراسم ها،
مقاومت خاصی با درک مسایل دارن
من چه کنم که آسایش داشته باشم؟ همش ترس از آینده دارم نکنه با این فامیل گری شون بحث و جدلی در مراسمات من ایجاد بشه
چون من یکبار عقد کردم جدا شدم
سری قبل کلی اشک ریختم بخاطر دخالت فامیل
بهشونم که میگیم میگن باشه، اما به وقتش به قولشون عمل نمیکنن، یک سال تمام بابت اینمسئله غمگینم
نمیتونم رفتارش رو واسش توجیه کنم
نمیتونم خودم این شرایط رو بپذیرم و قبول کنم
همش حس میکنم عامل عذابم هستن














سلام به شما دوست عزیز
احساسات شما قابل درک هست اما عزیزم دقت داشته باش شما نمی توانی رفتراهای پدر و مادر را تحت کنترل خودت در بیاوری پس تمرکز بر این موضوع تنها باعث می شود که شما فشار روحی بیشتری را تجربه کنید شما می توانید در احترام به انها بیان کنید که مایل به آمدن خودتان نیستید در این سفر و یا مراسمات و… و به آنها نیز بیان کنید که ممکن است این بیماری را دریافت کنند اما تصمیم گیری نهایی با خود آنها می باشد .
در مورد ازدواج کردن خودتان نیز شما یک سال است که به این موضوع می اندیشید که در آینده چه خواهد شد و با حدس و خیالپردازی های منفی شرایط روحی خودتان را بهم می ریزید در هرصورت انها در زمان فعلی که اتفاقی رخ نداده است کار دیگری جز قول دادن نمی توانند انجام بدهند و بهتر است شما نیز از پیش بینی آینده خوداری کنید و اجازه بدهید که در آینده در شرایطی که شما نیاز به یک مراسم داشتید در مورد آن صحبت کنید و در کنار احترام به خانواده دیدگاهای خودت را نیز بیان کن تا بتوانی نتیجه گیری بهتری داشته باشی .