سلام وقت بخیر، خانوم ۲۸ ساله هستم یکبار عقد کردم و پس از سه هفته جدا شدم بع دلیل عدم صداقت آقا در تمام موارد و داشتن بیماری صرع ایشون! دوشیزه هستم. در مراسم بله برونم بزرگان فامیل بودن و شوهر خاله م سخنران مجلس بودن ایشون با بخصوص خودم و بعد خاتوادم افکار و عقاید متفاوتی دارن، بلوایی در مراسم من بابت مهریه و جهیزیه و .. به پا کردن، ما خودمون بحث و مشکلی بابت این مسایل نداشتیم … خب من جدا شدم ، پس از جدایی عشق اول زندگیم اومد جلو و به طور کاملا جدی در ارتباطیم و اما بخاطر تحصیل ایشون در خارج از کشور هنوز نتونستیم رسمی کنیم، ترس بزرگ من این که، نکنه برای نامزدی دوباره ام خاتواده م بخوان باز هم فامیل دعوت کنن و بلوا و اختلاف نظر و بحث مهریه و … به راه بندازن، ضمن اینکه این آقا میگه قضیه جداییت رو از خاتوادم پنهان میکنم چون حتما مخالفت میکنن البته من دوشیزه هستم و شناسنامم سفید شده من فارسم و ایشون ترک هستن راهمون دوره ، اما اختلاف فرهنگ بینمون نیست کلا هیچ مسکلی بینمون نیست ، مسئله ای هم اگر بوده حلش کردیم من ترکی یاد گرفتم که بتونم با خانوادش ارتباط برقرار کنم، من میترسم فامیل خودم، در مراسم نامزدیم یا دیداری چیزی این مسئله رو لو بدن، هر چند که اون آقا گفتن اگر مخالفتی هم بشه من پای حرفم می ایستم ، هزار بار به مادرم گفتم نباید دیگه برای من کسی رو دعوت کنید و قبول کردن اما نمیتونم اعتماد کنم، چون چندین بار دقیقه نود حرفشون عوض شده و آدمهای بشدت فامیل گرایی هستن، من باید با این ترس چطور رفتار کنم؟ اگر روزش برسه و بخوان فامیل دعوت کنن چکار کنم؟ من آدمی ام که خیلی ساده میگیرم، میگم مهریه ۱۴ سکه، جشن عروسی هم مخالفم باهاش اما خاتوادم بعید میدونم قبول کنن ، خسته شدم از این همه اختلاف نظر باهاشون