2
اختلاف
چطور مشکل من همسرم درخصوص اینکه بنده هشت سال کارتم و زندگیم را در اختیارش قراردادم و اعتماد کردم حالا او ناگهان همه چیز را بنام خودش زده و این اخری ماشین را به بهانه وام گرفتن بنام خودش زده حتی من برای تحکیم و اعتماد دو طرف پیشنهاد دنگ کردن را مطرح کردم که نتیجه نداد و …














سلام به شما دوست عزیز
در این مورد بهتر است در کنار احترامی که برای همسرتان قائل هستید در مورد شرایط مالی با یکدیگر صحبت کنید و بیان کنید که مایل هستید استقلال هریک از شما در کنار پیشرفت زندگی مشترک استقلال مالی و سهم مشخص خودتان را داشته باشید .
در هرصورت بهتر است باهم در احترام صحبت کنید و دیدگاها و افکار یکدیگر را بهتر بشناسید تا بتوانید تصمیم گیری بهتری داشته باشید .
با سلام خدمت شما دوست گرامی
دوست عزیز احساس ناراحتی و ناکامی و خشم شما در این زمینه کاملا قابل درک است.
متاسفانه توضیحات شما بسیار ناقص و ناکافی و مبهم است و دقیقا اشاره نکردید که تا به حال روند به چه صورت بوده است و چطور به همچین جایی رسیدید.
اما ظاهرا ادراک شما اکنون این است که ایشان از اعتماد شما سو استفاده کرده اند، به این که آیا فرزندی دارید یا خیر و کیفیت رابطه شما در طول این سال ها چگونه بوده است هم اشاره ای نداشتید اما ظاهرا خیلی مساعد نبوده است که کار به این مرحله رسیده است.
درباره این که تا به حال چه تلاش هایی برای بهبود اوضاع انجام داده اید هم هیچ توضیحی ارائه ندادید اما در هر صورت تنها راه موثری که وجود دارد گفتگو کردن است تا موضوع را بتوانید از زاویه دید ایشان هم ببینید تا بهتر بتوانید مشکل را تشخیص داده و در صدد حل آن برآیید.
برای این که بتوانید در این مسیر موثر تر رفتار کنید بهتر است در ایتدا این نکته را در نظر داشته باشید که هر کسی در چگونگی شکل گیری نوع رابطه و سمت و سویی که در پیش گرفته می شود نقش و سهمی دارد و شما هم بهتر است به جای این که خودتان را صرفا قربانی شرایط و یا بی انصافی و یا ظلم یا هر تفسیر دیگری از سوی همسرتان ببینید، سعی کنید سهم و نقش خودتان را در شکل گیری و ایجاد چنین شرایطی پیدا کنید و بعد با انتخاب رفتارهای موثر و گفتگو و مذاکره کردن بتوانید نقش خودتان را در مسیر تحقق خواسته های تان به درستی انجام دهید چرا که در نهایت هر کسی خودش مسئول رسیدگی به نیازها و خواسته های خودش است و باید متعهدانه و مسئولانه برای آن تلاش کند و به جای قربانی، آغاز ر باشد.
البته گفتگو و مذاکره کردن هم اگر قرار باشد به درستی انجام شود و افراد را به سمت حل مساله هدایت کند اصول خودش را دارد و در واقع یک مهارت اکتسابی است که افراد باید آنرا به دست آورند اما متاسفانه در اغلب موارد از آن محروم هستند و گفتگو کردن معمولا با بحث و مجادله و دعوا کردن اشتباه گرفته می شود.
رفتارهای مخربی مانند قهر کردن، توهین و تحقیر، قضاوت منفی و محکوم کردن، برچسب زدن، غر زدن، سرزنش کردن و یا هر گونه رفتار پرخاشگرانه ای در این میان به بدتر شدن اوضاع و تخریب بیشتر رابطه منجر خواهد شد و گفتگو باید در کمال آرامش و با هدف رسیدن به درک مشترک از موضوع و بعد تعریف مسئله برای رسیدن به گزینه مورد توافق دو طرف برای حل یا مدیریت مساله انجام شود.
بنابراین تلاش برای فهم موضوع و همکاری به جای مقابله کردن از اهمیت بسیار زیادی برخوردر است و در تعیین مسیر گفتگو می تواند نقش تعیین کننده ای داشته باشد که باید آن را حتما مد نظر قرار دهید و به آن دقت کافی داشته باشید.
در نهایت به شما توصیه می شود اگر خودتان از طریق گفتگو به نتیجه مطلوب نرسیدید، با توجه به اهمیت موضوع و بحث اعتمادی که در این میان مطرح است، حتما به یک زوج درمانگر مراجعه حضوری و یا غیر حضوری داشته باشید تا بتوانید در این زمینه کمک حرفه ای و تخصصی دریافت کنید و با استفاده از راهنمایی های دقیق تری که در نتیجه بررسی ها و ارزیابی های تکمیلی به دست می آورید بتوانید سهم و نقش خودتان را برای بهبود رابطه انجام دهید و در مورپ مدیریت مسائل مالی و نحوه کسب درآمد و شریک شدن و خرج کردن آن یک بار به صورت واضح به یک توافق دو سویه ای برسید که تکلیف کاملا مشخص باشد و موضوع برای هر دوی شما واضح و شفاف بشود.