با سلام. دختری 15 ساله هستم. مدتیست از رفتارهای ضد و نقیض خودم عاصی شده ام. در نت به تحقیق پرداختم و متوجه شدم که علائمی که دارم شبیه بیماران اختلال دو قطبی است. برای مثال کم خواب شده ام و احساس اعتماد به نفس زیادی می کنم و انرژی زیادی را در خودم حس میکنم. به تازگی زیاد حرف میزنم و همینطور تند. اشتهایم افزایش یافته. از موضوعی به موضوع دیگر می پرم. پرخاشگر و تندخو شده ام. گاهی اوقات انقدر شادم که احساس می کنم خوشبخت ترین انسان روی زمینم و گاهی اوقات بدون دلیل خاصی با کوچکترین تلنگر و تحقیر از سوی دیگران و خوانواده ام ساعت ها گریه می کنم و احساس ناامیدی میکنم. گاهی اوقات افکار خودکشی به ذهنم میرسد. به خانواده ام اطلاع دادم و ازشان درخواست کردم تا مرا به روانشناس ببرند اما گفتند چیزه مهمی نیست و به زودی خوب میشوم اما من واقعا از برخی افکار خودکشی که به ذهنم میرسد میترسم و بارها در ذهنم به این فکر میکردم که اگر فرصت را مناسب دیدم دست به خودکشی بزنم. لطفا راهنماییم کنید. من زندگی و دوستانم را دوست دارم.
- On مرداد ۲۸, ۱۳۹۵, ۲:۱۲ ب.ظ
F@rn@z
دسته بندی: مشاوره آنلاین فردی
اختلال دو قطبی
اختلال دو قطبیبرچسب:
مطالب مرتبط
نمایش نظرها (4)
با سلام خدمت شما
اینکه شما مبتلا به اختلال دو قطبی هستید یا خیر بایستی توسط یک روان پزشک و روان شناس مشخص شود خود شما فردی نیستید که بتوانید این مسئله را متوجه شوید. ضمنا با توجه یه اینکه شما نوجوان هستید و در سن بلوغ قرار دارید احتمال نوسان های خلقی وجود دارد . بهتر است نه برای این مشکل بلکه به طور کلی به روانشناس مراجعه کنید. روانشناسان کانون مشاوران ایران در این زمینه می توانند کمکتان کنند 22354282در ادامه مقاله ای که در باب اختلال دوقطبی آورده شده است که می تواندی مطالعه کنید .اختلال دو قطبی را بشناسیم و درمان کنیم/ زنان مبتلا می توانند باردار شوند
تهران- بسیاری از روانپزشکان معقتدند که با شناخت و اقدام درمانی به موقع می توان از پیشرفت بسیاری از اختلالات روانی جلوگیری کرده تا فرد مبتلا با انجام درمانی مناسب به جامعه باز گردد این در حالی است که بسیاری از افراد از اختلالات روانی و نشانه های آن بی اطلاع هستند.
کد خبر: 80458827 | تاریخ خبر: 26/09/1391 - 16:46
به گزارش خبرنگار اجتماعی ایرنا، یکی از اختلالات روانی که بیشتر در سنین نوجوانی و بزرگسالی دیده می شود، اختلال روانی دو قطبی یا ˈافسردگی مانیاییˈ است که عموما افراد مبتلا از نشانه های آن بی اطلاع هستند.
براساس این گزارش چنانچه این بیماری در نوجوانی شناسایی و درمان شود از پیشرفت بیماری جلوگیری خواهد شد اما لازمه آن شناخت والدین نسبت به نشانه های این بیماری است.
اختلال دوقطبی که پیش از این «افسردگی مانیایی» یک بیماری روانی است که مشخصه اش نوسان شدید خلق و خو، شامل حالت های هیجانی بالا (مانیا) و پائین (افسردگی) است.
آغاز اختلال دوقطبی معمولا ازاواخر دوره نوجوانی یا اوایل دوران بلوغ است اما امکان بروز آن در سنین دیگر، از جمله در خلال دوران کودکی نیز وجود دارد.
اغلب افرادی که دچار اختلال دوقطبی هستند دو وضعیت و حال مختلف و متناوب را تجربه می کنند، یکی دوران پرانرژی و تکانش (مانیا) و دیگری دوران غم و نومیدی و از دست دادن علایق به فعالیت های مختلف (افسردگی).
این مساله در مورد کودکانی که دچار اختلال دوقطبی هستند نیزصادق است، هر چند نشانه ها و عوارض آن در کودکان ممکن است تا حدودی متفاوت باشد،برای مثال، کودکان و نوجوانان در دوران مانیایی، احتمالا بیشتر از بالغین زود رنج و تحریک پذیرمی شوند و رفتارهای تخریبی نشان می دهند تا رفتارهای شادمانه به علاوه، کودکان بیشتر از بالغین احتمال دارد که این حالت ها را در یک زمان و به طور توام داشته باشند که به آن حالت مختلط گفته می شود.
تغییر حالت از حالت مانیایی به افسردگی در کودکان و نوجوانان به سرعت و گاهی حتی در خلال یک روز، صورت می گیرد. در حالی که این تغییر حالت در بالغینی که دچار اختلال دوقطبی هستند معمولا در دوره های هفتگی یا ماهانه اتفاق می افتد.
علت اختلال دوقطبی کاملا شناخته شده نیست اما ظاهرا واکنشهای شیمیایی مغز، نقش عمده ای در ایجاد آن بازی می کنند.همچنین به نظر می رسد که اختلال دوقطبی دارای ریشه های ژنتیکی باشد.
پزشکان به اولیایی که نشانه ها و رفتارهای مرتبط با اختلال دو قطبی را به مدت حداقل دو هفته در کودکانشان مشاهده می کنند، توصیه می کنند که حتما با پزشک متخصص مشورت کنند. البته تشخیص اختلال دوقطبی در کودکان می تواند دشوار و بحث انگیز باشد زیرا معیار و ضابطه تشخیصی جداگانه ای برای این گونه کودکان وجود ندارد.
با وجود این، بسیاری از بالغینی که تشخیص اختلال دوقطبی برای آنان داده شده اظهار داشته اند که نشانه های بیماری از دوران کودکی در آن ها شروع شده است به علاوه، اختلال دوقطبی در کودکان معمولا به همراه اختلالات دیگری از جمله بیش فعالی بروز می کند.
اختلال دوقطبی معمولا تا اواخر دوران نوجوانی یا اوایل دوران بلوغ در افراد ظاهر نمی شود با وجودی که پزشکان و متخصصان بیماری های روانی اکنون از نقش این اختلال در دوران کودکی آگاهی بیشتری دارند اما بسیاری ازمتخصصان بر این باورند که این بیماری هنوز در کودکان و نوجوانان تشخیص داده نشده است.
ˈشمس الدین کهانیˈ یک روانشناس بالینی در این زمینه در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی ایرنا می گوید: درمان دارویی اساس و پایه درمان در بیماری دو قطبی است و در صورت مصرف نامنظم و یا قطع دارو منجر به عود بیماری می شود.
وی می افزاید:درصورت قطع دارو زندگی خصوصی وحرفه ای این بیماران مرتب دستخوش تلاطم و بحران می شود و گاه با شکست و ناکامی مواجه خواهد شد.
کهانی با بیان اینکه بسیاری از بیماری های انسان علاج قطعی ندارند، تصریح می کند: اما با اقدامات درمانی بسیاری از این بیماریها قابل کنترل هستند وهدف علم پزشکی در تمام عرصه ها ای است که بیمار به فعالیت روزمره خود بازگشته و کیفیت زندگی مناسبی پیدا کند.
وی با بیان اینکه بیماری دو قطبی نیز قابل درمان است، می گوید: اما این به معنای ریشه کن شدن بیماری و عدم نیاز بیمار به ادامه درمان و مصرف دارو نیست.
کهانی با بیان اینکه با پیگیری مرتب درمان ، بیمار وضعیت مطلوبی پیدا خواهد کرد، می افزاید: سن ابتلا به بیماری دو قطبی در محدوده سنی ازدواج است.
وی تصریح می کند: اختلال دو قطبی به صورت معمول در آخر دوره نوجوانی یا اوایل دوره بزرگسالی بروز می کند، این بیماری انواع مختلفی دارد که مهمترین انواع آن اختلال دوقطبی نوع یک و اختلال دو قطبی نوع دو است.
کهانی اضافه می کند: شروع بیماری معمولا با دوره ای از افسردگی شروع می شود و پس از یک یا چند دوره از افسردگی، دوره شیدایی بروز می کند.
کهانی با بیان اینکه در تعداد کمتری از بیماران، شروع بیماری با دوره شیدایی یا نیمه -شیدایی است، می گوید: این نوع اختلال از جمله اختلالاتی است که با دارو درمان می شود.
کهانی اضافه می کند: دوره های شیدایی از چند روز تا چند ماه به طول می انجامد و معمولا شدت آن ها باعث می شود که بیمار نیازمند درمان جدی به صورت بستری یا همراه با مراقبت زیاد باشد.
کهانی تاکید می کند: قطع زود هنگام درمان، خطر برگشت بیماری را بسیار افزایش می دهد و باعث می شود که بیماری در فاصله چند ماه عود کند.
وی به بیماران و خانواده آن ها توصیه می کند که مراحل درمان این بیماری را برای بهبودی کامل به پایان برسانند.
این روانشناس بالینی در مورد بارداری زنان مبتلا به این بیماری می گوید: هیچ ممنوعیتی در بارداری زنان مبتلا به اختلال افسردگی و شیدایی( اختلال دو قطبی) وجود ندارد و زنان مبتلا به این بیماری می توانند باردار شوند.
کهانی می افزاید: یکی از مسایل مهمی که بیماران و خانواده آنها با آن مواجه هستند، مساله بارداری فرد مبتلا به بیماری دو قطبی است به همین دلیل یکی از سووالات بیمار و اعضای خانواده آنها در مورد سرنوشت بارداری فرد در آینده است.
کهانی می گوید: از نظر قدرت بارداری فرقی بین زن مبتلا به بیماری دو قطبی و سالم از نظر روانپزشکی وجود ندارد چرا که به رغم مصرف داروهای مربوط به کنترل بیماری مانیک- دپرسیو(شیدایی و افسردگی) باز امکان باردار شدن برای بیمار وجود دارد.
وی تصریح می کند: البته باردار شدن بیمار مبتلا به دوقطبی نیازمند مراقبت های بیشتری دارد البته فرد مبتلا باید با برنامه ریزی جدی تری تصمیم به بارداری بگیرد.
کهانی می گوید: هر چند که قطع ناگهانی دارو خطر عود این اختلال را افزایش می دهد اما بهتر است برای کاهش عوارض دارویی بر جنین، داروی بیمار قطع شود.
وی تصریح می کند: شانس بروز این بیماری در مادر باردار نسبت به قبل از حاملگی افزایش نمی یابد اما همراه با بروز یا عود بیماری، علایم رفتاری در بیمار ظاهر می شود و می تواند برای مادر و جنین وی مخاطره آمیز باشد.
کهانی با بیان اینکه بیماری دو قطبی به دو شکل برای مادر و جنین مخاطره آمیز است، ادامه می دهد: اثرات بیماری بر مادر و جنین و عوارض داروها بر جنین از خطرات بیماری دو قطبی در زنان باردار است.
براساس این گزارش، تمام بیماریهای اعم از جسمانی و روانی با تشخیص به موقع درمان پذیر هستند براین اساس افراد باید با مشاهده نشانه های غیرعادی به پزشکان متخصص مراجعه کرده تا اقدامات درمانی لازم و به موقع در مورد آن ها انجام شود.
سلام.من دوست صمیمی ای دارم که رفتارهای ضد و نقیضی از خودش بروز میده و از اون جهت که با هم رابطه ی احساسی عمیقی داریم این تضاد ها به شدت زندگی من رو تحت تاثیر قرار داده.مثلا یه روز ابراز علاقه شدیدددددددد میکنه و تمایل به ساختن زندگی مشترک نشون میده و خودش و به هر اب و اتیشی میزنه که دل منو بدست بیاره و فرداش بی هیچ دلیلی میگه نمیخوام ادامه بدم و این روند مدام تکرار میشه.گاهی فکر میکنم بیماری دو قطبی داره و گاهی میگم لینا فقط از خودخواهی و بی معرفتیشه.ولی واقعا این تضادا داره زندگیمو نابود میکنه.نه میتونم به این دل خوش کنم که دوستم داره و اینکه ازم متنفره.واقعا نمیذونم چه کار کنم.سالهاست باهاشم و حس میکنم این اواخر شدت این قضیه به مراتب بیشتر شده.ایا واقعا این بیماری وجود داره در اون؟و اگه اره اید راهی هست با وجود این مشکل باهدش موند؟البته خودشم پسش دکتر رفته و گفته تا حدی این بیماری رو داره.اما من میخوام بدونم میشه با همچین افرادی کنار اومد و زندگی کرد؟
در این رابطه شما تصمیم گیرنده هستید ... چون رفتار ایشون در اینده هم میتونه تکرار بشه ... پس شما اگر با چنین دیدی وارد رابطه بشید باید این نوع رفتارش رو هم بپذیرید
من واقعا دوستش دارم . وقتی هستش زندگیم واقعا سمت و سو میگیره اما یهو بیخود و بیجهت میره .بدون هیچ دعوایی.و دیگه ازش خبری نمیشه و من نابود میشم با این کارش و هر بار نادم و پشیمون بر میگرده و میگه غلط کردم و اینقدر این کارو قشنگ انجام میده که من واقعا باورم میشه که این بار اخره و دوباره روز از نو روزی از نو.ایا این نوع رفتار واقعا نشون دهنده ی دوقطبی بودنشه؟ایا امیدی برا بهبودی هست؟ ایا این تناقض رفتار رفع میشه؟ واقعا من دارم دیوونه مبشم