سلام نمیدونم از کجا باید شروع کنم من ۲۱ سالمه و تا الان رابطه های ناموفق زیادی داشتم که احساس میکنم به همین دلیل دچار اختلال شخصیتی شدم تو محل کارم به مدیرمون که یه مرد متاهل هست و ۲۰ سال از من بزرگ تره علاقه مند شدم و تا الان که دو سال از اون موقع میگذره با هم تو رابطه ی خیلی خوبی هستیم و فکر میکنم اون هم منو خیلی دوست داره البته که اعتماد به نفس پایین من باعث شد که جذب رفتارهای اون بشم و چون خیلی جزابه و همه دخترا دوست دارن باهاش باشن احساس قدرت میکنم تو این رابطه و اینکه همه جوره پشت منه و منو ساپرت میکنه و دیگه همه فهمسدند که ما با هم هستیم انقدر که علنی به من محبت میکنه .در حدود ۸ ماه پیش با یه پسر تو همون محل کارم آشنا شدم و وارد رابطه باهاش شدم که اون آقا رو فراموش کنم ولی متاسفانه نتونستم و همزمان با دو نفر ارتباط داشتم و همزمان جفتشونو دوست داشتم در ضمن این آقا پسر خیلی عاشق من بود و قصدش ازواج بود و شب و روز رو باهم گذروندیم و مسافرت هم رفتسم خانوادم هم بسیار تاییدشون میکردن ولی طی یه اتفاق متوجه رابطه من با اون آقا شد و صربه خیلی بدی خورد ب طوری که پیش روانشناس میرفت در ضمن این آقا پسر با اون آقا طی چند ماهه گذشته شریک کاری شدند و من هروز جفتشونو میبینم .خیلی اذیت میشم چون واقعا خیلی دوسشون دارم جفتشونو و حال روحی خودم اصلا خوب نیست خیلی با خودکشی فکر میکنم و تو افسرگی‌کامل به سر میبرم ولی قدرت هیچکاریو ندارم چند بار خواستم از اون آقا جداشم ولی هربار مانع شد و اون آقا پسر هم چند بار برگشت و خواست منو ببخشه و از نو شروع کنه ولی بعد چند روز دوباره دعوامون میشد به خاطر همین من از همه جا بلاکش‌کردم من هیچ دوست دختری ندارم و خیلی تنهام هیچکسو جز اون آقا ندارم و احساس میکنم جدا شدنم از اون محاله ولی حالم خیلی بده غم تو تک تک سلولام نشسته ولی نمیدونم چرا دچار چند شخصیته بودن شدم خواهش میکنم یه راه منطقی پیش روم بزارین در ضمن از لحاظ شخصیتی و ظاهر هیچی کم ندارم ولی نمیدونم چرا تن به همچین رابطه ایی دادم کلا دوست دارم همش کار های عجیب بکنم کودگی خیلی سختی هم داشتم .ممنون از شما