سلام و عرض ادب
دختری 25 ساله هستم. و مامانم 65 ساله اصلا اخلاقمون با هم جور در نمیاد من با وجود اینکه دوسش دارم گاهی به شدت ازش متنفر میشم. هرکاری بخوام انجام بدم میگه نننننه با اینکه دختر شروری نیستمو سرم تو لاک خودمه. مامانم همش خوابه شب و روز میخوابه و از دنیا بی خبره. تمام کارای خونه بعهده منه اونقد میخوابه ک صبحونه و ناهار نمیخوره. این بشدت منو ناراحتو عصبی کرده اصن داغون شدم همش تو خونم هیجا نمیرم بخاطر مامانم هرجا هم بخوایم بریم میگه من نمیام منم نمیتونم بدون اون جایی برم چون مطمئنم اگه برم همه میگن پ کو مامانت. تنها گذاشتینش خونه چرا نیاوردینش چرا فلان. واقعا کلافه شدم از خونه بودن نمیدونم چیکار کنم. وقتی بهش فکر میکنم و میگم هیچ راه حل دیگه ایی نیست داغون میشم . یه اخلاق تند داره که نمیشه باهاش کنار اومد. گاهی اونقد گریه میکنم که خودم به حال خودم به حال جوونیم دل میسوزونم. نه محبتی نه حرف زدن باهم دیگه ایی نه هیچی نمیدونم گناهم چیه که دارم مسوزم. واقعا سخته. راهنماییم کنید ممنون میشم.