سوالتو بپرس
X

اخلاق بد مادرم

سلام و عرض ادب
دختری 25 ساله هستم. و مامانم 65 ساله اصلا اخلاقمون با هم جور در نمیاد من با وجود اینکه دوسش دارم گاهی به شدت ازش متنفر میشم. هرکاری بخوام انجام بدم میگه نننننه با اینکه دختر شروری نیستمو سرم تو لاک خودمه. مامانم همش خوابه شب و روز میخوابه و از دنیا بی خبره. تمام کارای خونه بعهده منه اونقد میخوابه ک صبحونه و ناهار نمیخوره. این بشدت منو ناراحتو عصبی کرده اصن داغون شدم همش تو خونم هیجا نمیرم بخاطر مامانم هرجا هم بخوایم بریم میگه من نمیام منم نمیتونم بدون اون جایی برم چون مطمئنم اگه برم همه میگن پ کو مامانت. تنها گذاشتینش خونه چرا نیاوردینش چرا فلان. واقعا کلافه شدم از خونه بودن نمیدونم چیکار کنم. وقتی بهش فکر میکنم و میگم هیچ راه حل دیگه ایی نیست داغون میشم . یه اخلاق تند داره که نمیشه باهاش کنار اومد. گاهی اونقد گریه میکنم که خودم به حال خودم به حال جوونیم دل میسوزونم. نه محبتی نه حرف زدن باهم دیگه ایی نه هیچی نمیدونم گناهم چیه که دارم مسوزم. واقعا سخته. راهنماییم کنید ممنون میشم.

الیناز:

نمایش نظرها (5)

  • به هر حال شما هر کاری کنید نمیتونید روی رفتار مادرتون اثرگذار باشید ...ایشون سالها با این اخلاق زندگی کرده و تغییر دادن اخلاق کسی بسیار سخت و بهتره گفت غیر ممکنه
    پس بهتره صبور باشید و با محبت کردن بتونید اعتماد مادرتون رو بدست بیارید
    و سعی کنید این اخلاق رو با خودتون به آینده نیارید ... تا فرزندان شما چنین زندگی رو تجربه نکنن

    در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
    021-22354282

  • سلام دختری 18 ساله هستم امسال کنکور دارم فرزند اخر خانوادم دو سال پیش یه اشتباهی کردم و اعتماد پدر و مادرمو از دست دادم زیاد تلاش کردم اعتماد بابامو بدست اوردم ولی مامانم نه خیلی به من مشکوکه خیلی از رفتاراش اذیتم میکنه علاقه ای نداره که من با اینترنت و گوشی ور برم چن وقته گوشیمو الکی ازم گرفته هیچ جوره باهش راحت نیستم و نمیتونم باهش رابطه برقرار کنم وقتیم که حرف میزنم میزنه زیر گریه و منو از گفتن حرفم پشیمون میکنه همیشه من میشم خطا کار کمکم کنید لطفا به ایمیلم بفرستین

    • دوست عزیز امکان ارسال به ایمیل وجود نداره ... در ادامه باید بدونید اعتماد به سختی بدست میاد و به راحتی از دست هم میره ... پس شما باید تلاش زیادی بکنید تا این اعتماد رو بدست بیارید ... و نیاز به زمان داره و اینکه در رفتارهای خودتون تغییر بدید تا بتونید این دوران رو پشت سر بگذارید ... چاره ای نیست و باید صبور باشید

  • سلام
    اخلاق مادرم بامن خیلی بدشده ازموقعی که پدرم فوت کردن ناگفته نمانداوایل اخلاقش خوب بودتااین که باچندتاازخانومای همسایه که وضع درستی نداشتن رفت و امدکردبعدازاون موقع اخلاقش خراب شدوهمش اسم صیغه میاوردومیگفت اینده ای نداره وبایدصیغه بشه ولی من مخالفت میکردم ومیگفتم حقوق بخورنمیری داریم پس لازم نکرده صیغه یکی دیگه بشی ولی این حرفاتوی گوشش نمیرفت.
    تااین که من نامزدکردم وخودش بهم میگفت میخوای بمونی خونه چیکاربروخونه مادرشوهرت بمون منم قبول کردم ورفتم ولی هرروزمیرم خونه خودمون یه سربه خانوادم میزنم ولی وقتی میرم همش دعواس.وقتی به مادرم میگم کفش یامانتوندارم پول بده برم بگیرم میگه پول ندارم منم دیگه چیزی بهش نمیگم ولی فردای بحث مامیره واسه خودش خریدمیکنه بهش میگم توکه میگی پول نداری چجورمیری واسه خودت خریدمیکنی میگه کاری نکنتوعقد نیاما......
    توروخداکمکم کنید