با سلام من 32سالمه و 6سال بزرگتر از شوهرم هستم الان حدود 5ساله زندگی میکنیم باهم . و همسرم بدون هیچ سرمایه و پشتوانه ای وارد بازار شد برای کار«از 7سالگی پدرشو از دست داده» خلاصه هر کاری میکرد ضرر میشد انواع وام گرفت و زندگی گذشت تا امروز که کلی بدهکاره و با وجود فروش نصف خونه مادرش و صرف حقوق مادرش برا قسطاش، هنوز بیشتر بدهیاش سر جاشه. در ضمن بهم گفته بود تا شرایط زندگی بهتر نشه نمیخواد بچه دار بشیم. منم قبول کردم و با هر شرایطش سازگار بودم . ولی الان حدود یه ماهه که میگه باید از ایران بره منم طلاق میده که وقتم باهاش هدر نشه و آیندمو خراب نکنه. یه هفته پیش بزور مجبورم کرد که طلاق بگیریم ولی وقتی باهاش حرف زدم و اعتراض کردم ، گفت که تو فشاره و از من همه جوره راضیه ولی بخاطر خودمم که شده داره اینکارو میکنه خلاصه برش گردوندم خونه ولی دوباره دو روز بعد رفت و پیام داد که تصمیمشو گرفته و میخواد قاچاقی از ایران بره به خونوادشم گفته هیچ کس منو درک نمیکنه از زنم راضیم ولی من نمیتونم خوشبختش کنم به دردش نمیخورم. در ضمن من بهش گفتم که بیا وسایل خونه رو بفروشیم کمی بدهیات سبک شه ولی میگه دیگه هیچ کاری فایده نداره
لطفا راهنماییم کنین چکار کنم؟