سلام،۳۰سالمه و سه ساله با اقایی اشنا شدم اونم ۳۳سالشه و تا دو ماه دیگه قراره بیان خواستگاری اما یه سری اخلاق های خاصی داره که خیلی اذیتم میکنه،همه چی زود بهش برمیخوره و بقول خودش تو ذهنش میخوره و بعد میشه دعوا و قهر،اوایل ناراحت و عصبی میشدم حتی پرخاش میکردم اونم جواب میداد،الان خیلی خودمو کنترل میکنم حتی وقتی که اون فحش میده من جواب نمیدم.اما وقتی چیزی بهش برمیخوره و بحثمون میشه از اعصاب دستام میلرزه و فشارم میاد پایین،تو این سه سال کلی موی سفید اومده بین موهام،همش استرس اینو دارم که فلان کارم نکنه بهش بربخوره،عکس پروفایل میزارم(عکس خودم نیس) تحلیلش میکنه و ازش هزارجور ایما و اشاره درمیاره ،جایی میرم میدونم بعدش دعواست چون اونجا نمیشه همش باهاش حرف بزنم،اما خودش جایی میره من درکش میکنم تو خیلی موارد من عادی برخورد میکنم خیییییلی توقعش زیاده و به هیچی قانع نیست. خیلی باهاش حرف زدم با ارامش با قربون صدقه گفتم که شرایطو درک کن همه چی بهت برنخوره اما درست نمیشه. خیلی نگران زندگیمم،گاهی میخوام همه چیو ول کنم برم جایی که هیچکس منو نشناسه،برم تنها زندگی کنم