ادامه سوال: چجوری برای طلاق تصمیم بگیرم؟
این هفته خیلی سخت گذشت. چندبار اینجا سوال پرسیدم و psychologist جواب دادید خیلی کمکم کرد هر کدومو چند بار خوندم
از دیروز رفته رفته عصبانیتم کمتر شد و دیگه حسش نمیکنم ولی به جاش غمم چند برابر شده، خیلی دلگیر و ناامیدم
انگار چند صد کیلو وزنه به قلبم وصل کرده باشن
توی دلمم یه آشوبه، انگار ماشین لباسشوییه و هی میچرخه
ولی سعی کردم با اون تکنیک فضا دادن به همه احساسام فضا بدم
با اینکه اصرار داشتم سریع تکلیفمو باهاش یه سره کنم ولی الان دلم میخواد این وضعیتو یه فرصت ببینم و تابآوریمو بالا ببرم میگم یه فرصته که چیزایی که یاد گرفتمو استفاده کنم
فکرام قاطی پاطی میشه یادم میره و یهو میبینم با فکرام تا کجاها نرفتم باز میام توی لحظه و سعی میکنم روی کارام متمرکز شم و کارای عقب افتادهمو که این چند روز ول کرده بودم رو پیش ببرم
کتاب سیلی واقعیتم میخونم
جوابای شما رو هم اززتو ایمیلم چندبار میخونم و هربار بیشتر بهش فکر میکنم
سعی میکنم با همه فکرام بمونم و کارامم پیش ببرم
ولی هنوز تمرکزی برای نتیجه گرفتن ندارم
فقط ناامیدیم از آینده رابطه مدام میاد تو ذهنم که این زندگی دیگه ارزش ادامه دادن نداره
همسرم اصرار کرد این هفته بگذره عصبانیتم کم شه و بعدش بره و برگرده تا یه گلی سر این زندگی بگیریم
هرچند من عصبانی نیستم، بیشتر ناامید و غمگینم ولی باز میگم عجله کردنم منو ازین حال در نمیاره، گیرم همین الان جدا شم
کدوم حسمو بهتر میکنه!














با سلام خدمت شما دوست گرامی
خیلی خوب است که با وجود اینهمه هیجانات شدید و احساسات ناخوشایندی که تجربه می کنید سعی دارید آنها را بپذیرید و حتما کتاب و مطالب و تمرینهای موجود در زمینه ذهن آگاهی و جدا شدن از افکار می تواند در مدیریت موثر شرایط موجود به شما کمک کند.
اینکه بتوانید پذیرای افکارر و احساسات ناخوشایندتان باشید بسیار کمک کننده است چرا که هر گونه اجتناب از احساسات و هیجانات طبیعی و اجتناب ناپذیرمان باعث بدتر شدن اوضاع خواهد شد.
واقعا قرار نیست شما زود یک تصمیم بگیرید و هرچه بیشتر به خودتان فرصت دهید بهتر می توانید مناسترین و بهترین تصمیم را در این زمینه بگیرید.
و اتفاقا هر گونه شتاب در این زمینه ممکن است خودش به نوعی اجتناب و با هدف رهایی از شرایط ناراحت کننده کنونی تان و ناموثر باشد.
انجام تمرینات ذهن آگاهی هم قرار نیست حال شما را بهتر کند و اصلا با این هدف انجام نمی شود ولی اگر شما با انجام آنها حال بهتری هم دارید خیلی عالی است.
اینگونه تمرینات برای این انجام می شوند که بتوانیم در مسیر ارزشهایمان گام موثری برداریم نه با یکی شدن با افکارمان و پذیرش بی قید و شرط آنها و احساسات ناشی از آن از مسیر آنچه می خواهیم و در زندگی ما معنا محسوب می شود، به دلیل عدم تحل و پذیرش این احساسات و افکار، دور نیفتیم و همواره به رفتارمان آگاه باشیم و انتخاب آگاهانه و مبتنی بر ارزشهایماان داشته باشیم.
در این مسیر می توانید خودتان را مانند کشتی گیر افتاده در تلاطم امواج دریا ببینید که آن امواج خروشان احساسات و افکار و به طور کلی تجربه های درونی ناخشایند شما هستند که به هر حال بر خلاف میل شما وجود دارند.
در این مواقع معمولا کشتی لنگر می اندازد تا به دست امواج متلاطم به هر سمتی نرود که انتخاب خودش نبوده است که در غیر اینصورت معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظارش خواهد بود آیا غرق خواهد شد یا به سمتی خواهد رفت که مقصدش نبوده و در هر دو صورت انتخابی نداشته و حرکت امواج برایش انتتخاب کرده اند.
حالا شما هم اگر بخواهید با افکار و احساسات خودتان همراه شوید مسلما به آنچه در نهایت مد نظرتان بوده نخواهید رسید و تمرینات ذهن آگاهی و جدایی از افکار به شما کمک می کنند به زمان حال بیایید و هربار برای شما حکم همان لنگر کشتی را دارد که او را از شر امواج خروشان دریای طوفانی نجات می دهد و تا آرامر شدن دریا او را در انیت حفظ می کند.
پس هرگونه صمیم در این مواقع بیشتر شبیه همراه شدن با همان افکار منفی و هیجاناتمان است تا آن مسیری که واقعا می خواستیم.
در این دوران تا حدودی تجره فقدان را دارید که احساس خشم و بهت و ناراحتی و حتی گناه کاملا واکنش های طبیعی در این موارد محسوب می شوند و خوب است که از آنها آگاه باشید و با خودتان مهربان باشید و اجازه دهید این احساسات بیایند و بروند درست مانند ابرهای سیاه و باران زا و ابرهای سفیدی که در آسمان حرت می کنند و همه آنها فضا و اجازه رفت و آمد دارند و قرار هم نیست تا ابد بمانند و بهتر است فقط بدون اینکه با آنها درگیر شید فقط نظاره گر آنها باشید و بتوانید آنها را مشاهده کنید.
درباره تصمیم گیری هم می توانید به گزینه های مختلفی فکر کنید اما به همراه آنچه در بلند مدت به شما حس و حال بهتری می دهد و به خشنودی و رضایت بیشتر شما کمک می کند.
در این زمینه می توانید تصور کنید که سالها از این ماجرا گذشته و شما وقتی به عقب نگاه می کنید (اکنون)، ببینید که اگر چه تصمیمی در این زمینه گرفته بودید و چگونه عمل می کردید اکنون (چندیدن سال آینده)، حس بهتری نسبت به خودتان و انتخابتان خواهید داشت.
برای بررسی گزینه ها هم عجله لازم نیست، در مطلب گذشته به تلاش های بی ثمر در گذشته از سوی خودتان و همسرتان اشاره کردید که یکی از دلایل تصمیم به جدایی شما همین موضوع است که امیدی به ترمیم و اصلاح رابطه ندارید.
در این زمینه مهم است که بررسی کنید اما با توجه به شواهد درست نه مواردی که تحت تاثیر افکار منفی شما هستند، چون این دو با یکدیگر متفاوت هستند.
به عنوان مثال شاید تلاش های شما و همسرتان ناوثر بوده اند و با اینکه انرژی و زمان شما را گرفتند به شیوه درستی پیش نرفته اند مانند تلاشهایی که از ابتدا محکوم به شکست هستند.
و دغدغه دیگر شما دانستن میزان تخمین برای بهبود بود که برایتان نقش تعیین کننده دارد که بر اساس آن بتوانید تصمیم مناسب و درستی بگیرید و اگر به این داده برای تصمیم گیری نیاز داشته باشید باز هم باید تلاش کنید که از شیوه درست و با استفاده از منابع موثق و تخصصی آن را بررسی کرده و به ارزیابی آن بپردازید.
به عنوان مثال شاید نیاز باشد از یک نفر سوم، از یک درمانگری که با شما کار کرده و یا اکنون مشغول به دریافت مشاوره از ایشان هستید (در صحبتهای قبلی تان به تلاش های درمانی از سوی همسرتان اشاره کردید که برخی از آنها اثر کذار بوده اند و شما تغییر را حس کرده اید) کمک بگیرید تا با در نظر گرفتن پتانسیل های هر یک از شما و رابطه تان بتواند نظر تخصصی تری ارائه دهد و هرگونه نظر از سوی خودتان که درگیر رابطه هستید و دچار افکار و هیجانات نفی هستید ممکن است آلوده به تحریف باشد و مانع دیدن درست واقعیت شود.
بنابراین فعلا همین تصمیم که از این فضا برای رشد خودتان استفاده می کنید و سعی دارید با کمک گرفتن از تمریناتی که به شما کمک می کند درگیر افکار و هیجانات خیلی منفی تان نشوید و آنها را بپذیرید، خیلی خوب به نظر می رسد.
و بهتر است کمی به خودتان فرصت بیشتری بدهید و برای تصمیم نهایی نکات مطرح شده را لحاظ کنید تا با آگاهی بیشتر و با استفاده از آیتم های مشخصی که تا حدودی به شما اطمینان می دهد که مسیر درست را پیش رفته اید و تخمین واقع بینانه ای را در نظر می گیرید، بتوانید بهترین و مناسبترین تصمیم را در این زمینه اتخاذ کنید.