مشکل من ارتباط با پدرمه.
۲۱ سالمه و پیش پدرم کار میکنم، همزمان دانشجو هم هستم.
پدرم دائم نه توی محل کار بلکه توی خونه به من بی احترامی میکنه.
همش انگار که دلش میخواد قدرت نمایی کنه.
چند باری هی گفته اگر بچم نبودی تا حالا اخراج شده بودی.
چند باری خواستم استعفا بدم از کار بیام بیرون ولی اگر اینکارو کنم یجور حرف میشنوم و از طرفی اگر بمونم تو کار فکر میکنم برای همیشه همین آش و همین کاسه‌ست.
من اصلا به اصرار خانوادم رفتم پیششون که کار کنم. همچنین لازمه که بگم توی محل کار پست پدرم با من هیچ ارتباط مستقیم یا غیر مستقیمی نداره.
و مشکل ما فقط به کار ختم نمیشه بلکه کلا توی روابط پدر و دختری اصلا شبیه به بقیه ی پدر و دخترا نیستیم.
انگار نه انگار که منم یه بزرگسال محسوب میشم و میتونم تصمیمات، عقیده و نظر خودم رو داشته باشم. مدام در حال شنیدن صدای بلندش برای ساکت کردن من و ادامه ندادن به بحث و یا حتی ناسزا هستم، طوریکه انگار هیچ شخصیت و غرور و احساساتی ندارم و با اینکار همیشه در حال شکستنم و حرفی نمیزنم.