ازدواج با زن مطلقه
با عرض سلام و احترام
من برادر سی و دو ساله ای دارم که بسیار خوش اخلاق و مهربان است. ایشان حدود سه چهار ماه می باشد که با یک خانومی آشنا شده اند. بعد از سه هفته آشنایی، این خانوم بیان کردند که قبلا یکبار ازدواج نموده اند و بعد از یک ماه زندگی مشترک از همسر قبلی شان جدا شده اند. ایشان علت جدایی را بسیار پرخاشگر بودن ، دروغگو بودن و فساد اخلاقی ……. بیان کردن و همچنین گفتن که چون در دوران عقد هم این خصایص اشکار شد ه بود توانستند حق طلاق را بگیرند. ولی بعلت خواهش های این اقا و علاقه شان به این مرد، اذدواج کردند. اما یک ماه بعد زندگی مشترک به علت رابطه داشتن ان اقا با یک خانوم. با توجه به حق طلاقی که داشتند بدون اطلاع ان مرد توانستند طلاق بگیرند.
این خانوم بیست و شش ساله و تحصیل کرده می باشند. و با توجه به اینکه تقریبا یک روز در میان برادرم را می بینند، برادرم به شدت علاقه مند و شیفته رفتار و مهربانی ایشان شده اند. البته من این خانوم را ندیده ام و تنها شناختم از ایشان از روی گفته های برادرم و عکسی که از ایشان دیده ام می باشد. همچنن برادرم نیز بر اساس این رابطه چند ماهه و تحقیقی اندک از چند همسایه این خانوم، به این باور رسیده اند و کاملا با اطمینان بیان می کنند که همان شخصی است که دنبالش بوده است. و همچنین برادرم نام همسر سابق این خانم را هم تاکنون نپرسیده است به نظر شما دانستن این مسئله لازم است و کمکی می کند؟
من از برادرم خواستم که حداقل نام ان مرد را بداند ، چون فکر می کنم با توجه به اینکه هم برادرم و هم همسر سابق این خانوم هردو مهندس ساختمان می باشند شاید همدیگر را بشناسند و یا دوست مشترکی داشته باشند.
اما برادرم می گوید با توجه به اینکه ان مرد قطعا فرد قابل اعتمادی نیست شناختش تاثیزی ندارد. نظر شما چیست؟
جدا از این مسئله که ذهنم را درگیر کرده است، مسئله اصلی مخالفت شدید خانواده ام می باشد. که به شدت مخالف هستند بطوریکه صرفا به خاطر اینکه این خانوم، ازدواج کرده اند حاضر به آشنایی با ایشان نمی باشند و ندیده مخالف می باشند. پدرم می گوید حتی اگر بهترین زن باشد صرف همین که دوشیزه نیستند مخالف می باشند. لازم به ذکر است بعد یکبار که پدرم از عصبانیت فشارشان بالا رفت و کارش به بیمارستان کشید، برادرم خواستند که رابطه پایان گیرد اما آن خانوم به برادرم گفتن که به علت علاقه ای که بینشان است حیف است که تلاش نکنند برای گرفتن رضایت خانواده. لذا کماکان باهم در ارتباط می باشند.
لطفا من را راهنمایی نمایید که با مسائل ذکر شده چه کاری کنیم که کار درستی باشه؟
سپاسگزارم از شما














اسماعیلی عزیز
در مشاوره مربوط به ازدواج هرگز گفته نمی شود که مراجع « باید » چه کند. فقط اصول تصمیم درست را یادآوری می کنند. در مورد ازدواج هم باید گفته شود که همیشه ازدواجی مناسب تر است که بین طرفین اشتراکات بیشتری وجود داشته باشد. در مورد افراد مطلقه هم کتب مشاوره ای پیشنهاد می کنند که بهتر است مطلقه با مطلقه ازدواج کند(یادتان باشد که قطعیتی وجود ندارد و فقط گفته شده بهتر است).
اینکه آیا باید از همسر قبلی این فرد هم چیزی بداند و یا دیداری داشته باشد نظر شخصی من این است که خیر بهتر است انرژی مورد نظر را صرف تحقیق در مورد این خانم نمایید. اگر چه بعضی از مشاوران پیشنهاد دیدار با همسر قبلی فرد مطلقه را هم می دهند.
در مورد اختلاف نظر در خانواده تان هم پیشنهاد می کنم که بهتر است با گفتگوی آرام و منطقی با یکدیگر صحبت نمایید تا به تعادلی در مورد این موضوع برسید.
موفق باشید
کی گفته مطلقه باید با مطلقه ازدواج کنه ،الان من عاشق یک مطلقه شدم و همچنین اوهم ،،ایا اون حق زندگی نداره ،ایا عشق همیشگیه ک زود فراموش کرد ،