با سلام و احترام
حدود ۵ سال پیش پدر و مادری که دارای یه دختر ۱۲ ساله بودند از هم جدا شدند و پدر با یه خانم که ۱۲ سال از خودش کوچکتر است ازدواج کرد. دختر هم به دلیل‌ عدم توانایی مالی مادرش، مجبور شد با پدر و نامادری خود زندگی کند. در این ۵ سال نامادری این دختر از هیچ تلاشی برای خراب کردن ارتباط بین پدر و دختر دریغ نکرده است و همچنان تلاش می کند که با بدنام کردن و بردن آبروی این دختر او را از چشم پدرش بیاندازد تا شوهرش دست از دخترش بکشد. تا جایی که باعث شده دختر دچار مشکلات اعصاب و قلب شود و قرص آرامبخش مصرف کند.
۵ ماه گذشته پدر به دلیل ماموریت کاری در خانه نبود و نامادری با دختر شروع به دعوا می کند و دختر مجبور می‌شود به خانه پدربزرگ خود برود. در این ۵ ماه دختر در خانه پدربزرگ و عمه خود زندگی می‌کرده است. بعد از گذشت ۵ ماه پدر به دلیل اتمام ماموریت کاری خود قصد دارد دختر را به خانه برگرداند. نامادری بعد از متوجه شدن این موضوع دوباره از دختر بدگویی می کند و با نشان دادن یک ویدئو از دختر، ذهن پدر را دوباره نسبت به بچه اش خراب می‌کند.چون نامادری از پدر این دختر بچه دار شده و دو پسر ۲ و ۴ ساله دارند پدر می‌گوید دیگر نمیتوانم ازش جدا شوم و دخترش را مجبور می کند که با نامادری سازگاری کند و دوباره به زندگی برگردد. نامادری این دختر نه تنها با او بلکه با تمام اعضای خانواده شوهرش برخورد خوبی نداره و با خبرچینی های دروغ همسرش را بر علیه خانواده اش هم تحریک می کند و تازه مدعی است که آنها می‌خواهند زندگی ما را خراب کنند. ولی شوهرش هیچ جور نمیخواد ضعف های رفتاری و شخصیتی همسرش که در گذشته هم دختر سالمی نبوده و روابط ناسالم زیادی داشته است را بپذیرد و فقط دختر و خانواده اش را محکوم می‌کند و می گوید شما باید زن من را بپذیرید و او هر کاری کرد به او محبت کنید.
با توجه به این مسائل و این که دخترش دلش می‌خواهد در خانه پدربزرگ و یا عمه خود زندگی کند تا آرامش داشته باشد و بتواند درسش را با فکر راحت بخواند ولی پدر مصمم است که دوباره او را به زندگیش برگرداند چه راهکاری ارائه می دهید. ناگفته نماند که چند روز است که نامادری این دختر با شوهرش قهر کرده و به خانه پدرش رفته است. پدر دلیل آن را رفتار بد دخترش با او می داند و قرار است همراه با برادر بزرگتر خود به خانه شان برود و او را برگرداند. (پدر و مادر نامادری این دختر هم از هم جدا شدند و نامادری هم بچه طلاق است و کمبود مالی و محبت زیادی در زندگی از طرف خانواده اش تجربه کرده)