سلام دختر29 ساله هستم از نظر درآمدی شغل مناسب و جایگاه اجتماعی قابل قبولی دارم.با آقایی که 9 ماه ازم کوچتر هستند حدود 12 سال است که رفیق هستیم ( خانواده ها آشنا و فامیل دور هستند و سلام علیکی دارند) تقریبا دو سال میشه که نوع رابطه عوض شده و بعد عاشقانه و عاقلانه و اخلاقی هر دومون باهم خیلی مچ و با کیفیت هست دقیقا رابطه ای که هردومون انتظار داشتیم( یه بار پیش مشاور رفتیم و تست های خاصی هم دادیم )حالا تنها مشکل اینه که بعد مادی زندگیشون کاملا وابسته به پدرشون هست. تا حدودی قبول کردم اما بعضی موارد دیگه برام قابل قبول نیست.شغل پدر لوازم خانگی برقی هست قرار بود برا ایشون هم مغازه باز کنن که خبری نیست و الان مثل فروشنده اونجا کار میکه و صحبت اینه که بعد ازدواج ماهی 6-7م پول میدن بهش.حتی ماشین هم میگن میخریم ولی هنوز خبری نیست.خونه مورد نظر برای زندگی طبقه پایین خونه پدرش هست که نیم ساخته هست و هیچ اقدامی نشده. الان 8 ماه پدرشون امروز فردا میکنن.( منو میشناسن و به این وصلت هم راضی هستند) اما من دیگه طاقتم تموم شده از طرفی هم مادرم منو تحت فشار میذاره که با این وضعیت مادی که هیچ اقدامی نمیکنن سنت هم کم نیست تا کی به همه خواستگارا بدون شناخت میخوای نه بگی. لطفا راهنماییم کنید نمیدونم چیکار کنم.
اخلاق و معتویات رو در نظر بگیرم صبر کنم ببینم چی میشه و برم یه عمر زیر بال و پر خانواده همسر زندگی کنم یا قید همه چی رو بزنم!!