الان مدتیه که دوس ندارم همسرمو ببینم، سعی میکنم نگاش نکنم، کمتر باهاش حرف بزنم و ازش فاصله بگیرم
اصلا حس گذشته رو ندارم، دیگه دوسش ندارم انگار
خلقش خیلی بالا پایین میشه، دارو هم میخوره ولی بازم تعادل نداره
از اینکه تحمل میکنم به امید روزی که دارو و مشاوره کمک کنه تا استیبل شه خسته شدم
وقتی سر یه مساله مسخره و کوچیک میبینم به هم میریزه و بهم میپره سعی میکنم ازش فاصله بگیرم و دم پرش نباشم
و این دوری خیلی حس تنهایی بهم میده
میگم خب این چه رابطه‌ایه که توش انقد تنهام!
خیلی ناراحتم