الان مدتیه که دوس ندارم همسرمو ببینم، سعی میکنم نگاش نکنم، کمتر باهاش حرف بزنم و ازش فاصله بگیرم
اصلا حس گذشته رو ندارم، دیگه دوسش ندارم انگار
خلقش خیلی بالا پایین میشه، دارو هم میخوره ولی بازم تعادل نداره
از اینکه تحمل میکنم به امید روزی که دارو و مشاوره کمک کنه تا استیبل شه خسته شدم
وقتی سر یه مساله مسخره و کوچیک میبینم به هم میریزه و بهم میپره سعی میکنم ازش فاصله بگیرم و دم پرش نباشم
و این دوری خیلی حس تنهایی بهم میده
میگم خب این چه رابطهایه که توش انقد تنهام!
خیلی ناراحتم
نمایش نظرها (1)
با سلام خدمت شما
دوست عزیز احساس ناراحتی و ناکامی شما قابل درک است.
اگرچه مشکلتا را خیلی مختصر توضیح دادید اما ظاهرا همسر شما دچار یک مشکل روانشناختی شده و تحت درمان هستند و مدارا کردن با شرایط ایشان برای شما ناراحت کننده و طاقت فرسا شده است.
احساس تنهایی برای هر فردی ناراحت کننده است و لازم است حتما پیگیری شود تا رابطه شما بیش از این آسیب نبیند.
درست است که برخی شرایط وجود دارند و اجتناب ناپذیر است اما حتما شیوه هایی هم برای مدیریت و کنار آمدن با این روند وجود دارند که با انجام آنها می توانید این فرایند را با کمترین آسیب پشت سر بگذارید.
بنابراین به شما توصیه می شد که در کنار مشاوره و درمان فردی ایشان، شما هم مشاوره دریافت کنید و همچنین برای حفظ و ارتقای کیفیت رابطه تان حتما جلسات زوج درمانی دریافت نمایید و از یک متخصص در این زمینه کمک حرفه ای دریافت کنید.