از بین بردن حسادت وطرز پاسخ دادن به حرف های تحقیر آمیز خانواده همسر
با سلام من زهرا دختر ۱۹ ساله هستم البته حدود یک ماه هست که عروسی کردم خانواده همسر من اهل طعنه انداختن و تیکه و اینجور چیزا هستن ومن از وقتی که وارد این خانواده شدم اعتماد به نفسم فوق العاده ضعیف شده و روحیه خودم و میبازم من میخوام به رفتار ها و حرف ها و تیکه های اونا جواب بدم میخوام کاری کنم که دیگه این رفتار نداشته باشن ولی طرز جواب دادن به اونهارو بلد نیستم از طرفی من ۴ تا جاری دارم یکی از اونها ۳۱ سالشه که از قضا خیاطی بلده . تزریقات رفته آمپول زنی یادگرفته . کارهای خونه. آشپذی خوب بلده و مدام اونو میزنن تو سر بقیه و اعتماد به نفس من از همینجا حدود یک سال پیش که نامزد بودیم شروع به ضعیف شدن کرد میدونم اون۱۲ سال از من بزرگتره و اینا ولی چون خانواده شوهرم رفتارشون اینجوری بود منم حساس شدم هرکاری میکنم نمیتونم اعتماد به نفسم و برگردانم میخوام برگردونم. انرژی بگیرم . خودم و دوست داشته باشم . شروع کنم به یادگرفتن و دقیقا از همین پارسال و به خاطر همین موضوعات حس حسادت من هم تقویت شد اوایل فقط نسبت به جاریم بود ولی رفته رفته ذهنم خراب شد شاید یکی از دلایلش این باشه چون هم من شوهرم و خیلی دوست دارم هم اون من و خیلی دوست داره میخوام من براش همه چی باشم همه چی بلد باشم ظاهرا بهتر باشه و میبینم که کسی یه تو یه موضوع بالاتره حسادت میکنم اصلا کلا ذهنم خراب شده خواهش میکنم راهنمایی م کنید هم بتونم اعتماد به نفسم و برگردانم هم بتونم حس حسادت و از خودم دور کنم














سلام به شما دوست عزیز
قابل درک هست که مقایسه شدن برای شما احساسات ناخوشایندی را به همراه دارد اما عزیزم دقت کن که هرچقدر که شما بیشتر به صحبت های آنها توجه کند و بها بدهید اجازه دخالت بیشتر را به آنها می دهید پس بهتر است در کنار احترامی که برای آنها به عنوان خانواده همسرتان قائل هستید سعی کنید که زندگی خودتان را از زندگی خانوادگی جدا کنید و در اینگونه صحبت ها از مقایسه خودت با هر فرد دیگری خوداری کن چون نه از شرایط سنی و نه علایق و حتی دیدگاها و… شما به هیچ فرد دیگری همسان نیستید اما می توانید از تجربه دیگران استفاده کنی و بدون مقایسه کردن خودت و حسادت که کارایی برای شما ندارد سعی کنی که اگر رفتارها و موفقیت یک فرد برایتان جذابیت دارد شما نیز علایقت را بشناسی و برای رسیدن به خواسته هایت تلاش کنی.
در کنار این موراد سعی کن که از توجه نشان دادن و یا اینکه بخواهید به دنبال جواب دادن باشید خوداری کنید چون هرچقدر که شما بیشتر وارد اینگونه صحبت ها شوید در کنار اجازه به دیگران برای دخالت در زندگیتان توجه و تمرکز خودتان را نیز از مسیر اصلی خارج می کنید.
در این مسیر عزیزم نیاز است که شما خودت را بشناسی و اگر هدفی را دنبال می کنی برای رسیدن به آرامش بیشتر خودت و همسرت باشد و نه رضایت دیگران چون اگر بخواهید مداوم به رضایت و دیدگاهای دیگران توجه کنی این احساس رضایت هیچ وقت ایجاد نمی شود .
در کنار این موراد توجه کن که همسرت مسئول رفتارهای خانواده اس نمی باشد پس از سرزنش کردن او بخاطر رفتارهای دیگران خوداری کن و سعی کن حریم خصوصی زندگیت را حفظ کنی.
با سلام خدمت شما دوست عزیز
احساس ناخوشایندی که شما درباره این موضوع تجربه می کنید کاملا قابل درک است.
به طور کلی مقایسه کردن افراد با یکدیگر منطقی به نظر نمی رسد و این رفتار جزو رفتارهای مخرب رابطه است که بهتر است انجام نشود.
اما از سوی دیگر شما قدرت کنترل رفتار هیچ فردی را به جز خودتان ندارید و نمی توانید دیگران را تغییر دهید چرا که هر کسی اراده و اختیار رفتار و گفتار خودش را دارد و در نهایت مطابق اصول و باورها و یا عقاید خودش عمل خواهد کرد حتی اگر کاملا از نظر ما نادرست باشد.
و پیچیدگی اسلی ر.ابط بین فردی هم همین موضوع است که افراد به دلیل متفاوت بودن با یکدیگر انخاب ها و رفتارها و افکار متفاوتی دارند که گاهی با یکدیگر در تناقض و تضاد قرار می گیرد اما چون کاری از ما برای تغییر دادن دیگران ساخته نیست تنها راه این است که آن ها را همان گونه که هستند بپذیریم.
بنابراین چنین خواسته ای که شما بتوانید جل.ی رفتار خاص دیگران را بگیرید و یا آن ها را تغییر دهید اساسا غیر واقع بینانه و دست نیافتنی و غیر ممکن است و با این خواسته فقط احساس ناکامی و خشم بیشتری را تجربه خواهید کرد.
از سوی دیگر هر کسی در زندگی نیازها و خواسته هایی دارد که باید برای آن ها برنامه ریزی داشته باشد و خودش را در برابر خودش مسئ>ل بداند و متعهدنه برای آن ها تلاش کند.
اگر شما اعتماد به نفس تان با قضاوت های مادر همسرتان و یا هر فرد دیگری تضعیف می شود و یا این گونه مقایسه ها برای شما یادآور آن فردی است که می خواهید باشید و تصویری که از خود ایده آلتان دارید با آ» چه اکنون هستید متفاوت است می توانید در این راستا هدف گذاری و برنامه ریزی و تلاش کنید و این موضوع نباید وابسته به قضاوت های دیگران باشد و این به توانمندی ها و احساس ارزشمندی درونی شما برمی گردد که اگر در این زمینه احساس ضعف می کنید بهتر است روی آن کار کنید و در صورت لزوم کمک حرفه ای دریافت کنید چون هر دست آوردی هم که داشته باشید باز ممکن است با یک نظر منفی و یا مقایسع=ه از سوی دیگران حال بدی پیدا کنید.
بنابراین شیوه موثر و شدنی این موضوع تغییر رفتار مادر همسرتان نیست چون اصلا تحت کنترل شما قرار ندارد بلکه تغییر دادن و توانمند سازی خودتان است.
موضوع مهم دیگر این است که با توجه به این که سن کمی دارید ممکن است هنوز خودتان به صور مستقل ندانید از زندگی و ازدواجتان چه می خواهید و باید در این زمینه تکلیفتان را با خودتان مشخص کنید که آیا می خواهید خودتان برای تعیین معیارها و آن چه قرار است باشید یا بشوید و ملاک های همسر ایده ال و محدوده و مرزهای خودتان تصمیم گیرنده باشید یا آن را بر اساسنوع قضاوت دیگران مشخص کنید.
به عنوان مثال همه چیز برای همسرم باشم دقیقا به چه معنایی است؟ آیا به معنای سرویس دادن بیش از حد و نادیده گرفتن نیازهای خودمان است یا معنای دیگری دارد؟
اساسا ازدواج فضایی است که قرار است افراد از طریق مشارکت و همراهی و همکاری به نیازها و خواسته های شان بهتر برسند و قرار نیست هیچ یک از افراد فقط سرویس گیرنده و فرد دیگر سرویس دهنده باشد چرا که این الگو در بلند مدت آسیب رسان خواهد بود.
پس شاید بد نباشد که خودتان را بیشتر بشناسید و از طریق افزایش خودآگاهی تان بدانید دقیقا از خودتان و زندگی مشترک خودتان چه می خواهید و چه خواست هایی دارید و با نیازهای اساسی خودتان هم بیشتر آشنا شوید و همچنین موضوع حق و مسئولیت تا برای همان هدف گذاری و برنامه ریزی داشته باشید و اگر قرار است توانمندی و مهارت جدیدی را به دست آورید برای خودتان و در مسیر رضایت و خشنودی خودتان باشد چرا که هر کسی در نهایت در برابر خودش و خواسته ها و نیازهای خودش مسئول است.
با توجه به این مطالب به شما توصیه می شود که از طریق مراجعه حضوری و یا غیر حضوری به یک روانشناس و یا مشاور در این زمینه اطلاعات بیشتر و راهکارهای دقیق تری را دریافت کنید تا بدانید در مسیر تحقق خواسته ها و نیازهایتان چگونه عمل کنید تا بتوانید اقدامات موثر تری را در این راستا انجام دهید.