از دست دادن بکارت
سلام
خواهش میکنم کمکم کنید و قضاوتم نکنید..واقعا سردرگمم ب کمک احتیاج دارم.
من ی دختر ۲۰ سالم..حدودا یک و سال و نیمه با ی عاقا پسری آشنا شدم ک از خودم یک سال و خورده ایی بزرگ تره..من خیلی دوسش دارم و وقتی باهاش آشنا شدم عاشقش شدم..من قبل ایشونم دوست پسر داشتم ولی خب هیچ وقت اجازه ندادم هیچ کدومشون کوچیک ترین دست درازی بهم کنن چون هم خیلی ب این چیزا مقید بودم و هم اونارو لایق نمیدونسم و فقط رابطه ام باهاشون در حد حرف زدن بوده..اما رابطه ام با این اقا پسر یکم متفاوت بود..واقعا دوسش داشم و وابسته اش بودم..بعد از چن ماه اول رابطمون تو یکی از دیدارامون باهم رابطه داشیم ولی نع رابطه واژینال..یکم ک گذشت این آقا پسر همه جوره دل منو قرص کرد ک میاد جلو (خواستگاری)و واقعا عاشقمه..حتی گفت ک خونوادشو در جریان گذاشه و واقعا مادرشم در جریان رابطه ما بودخلاصه ک منم از روی خریت و احساساتم گول حرفاشو خوردم و تو یکی از دیدارامون حاضر شدم باهاش از جلو ینی رابطع واژینال داشته باشم و پرده بکارتمو از دست بدم..ناگفته نمونه ک من حدود یک هفته فقط خونریزی داشتم..اما خب فکر میکردم مشکلی پیش نمیاد و این آقا پسر میاد جلو..این آقا از نظر ازدواجم مشکلی نداره..هم کار داره و هم ماشین وغیره..خلاصه مدتی از این قضیه گذشت ک ی روز خودش اومد گفت ک من علائم اچ پی وی رو دارم وفکر کنم ک ب این بیماری مبتلام..از اونموقه ترس انداخت تو جون من ک نکنه منم این مریضی رو داشته باشم..یدفه رفت دکتر اومد گفت ک دکتر گفته اچ پی وی نیست و مشکلی نداره اما الان منم علائم این مریضی رو دارمحالا همه اینا ب کنار الان زده زیر همه چی و میگه ما نمیتونیم باهم ازدواج کنیم چون خونوادم نمیذارن و مطمعنم ک مادرم تورو میبره پیش دکتر برای معاینه بکارتت..حالا من موندمو هزارتا درد..از طرفی نع پول درمان اون بیماری رو دارم و نع شرایطشو و از طرفی هم پرده بکارتمم از دست دادم..همینطور تو ی خانواده ب شدت تعصبی زندگی میکنم ک اگ با خبر شن صد در صد میکشنم..کلا آینده ام نابود شد.میخوام خودکشی کنم اما اونم واسم دردسر ساز میشه چون زندگی و آینده خواهرام نابود میشه..نمیدونم با همه اینا چرا هنوز انقد دوسش دارم و نمیتونم ازش دل بکنم..حتی چن با ی کات کردیم ولی دوباره بر گشتیم..آخرین باری ک برگشتم واس این بود ک شاعد راضی شه باهام ازدواج کنه..خیلیم ادعاش میشه ک منو دوست داره..توروخدا بگین چیکار کنم..راهنماییم کنین.ممنونم














سلام به شما دوست عزیز
احساساتی که دارید قابل احترام هست اما عزیزم دقت کنید شما در اوج نوجوانی وارد این ارتباط شده اید و متاسفانه اشتباهی که بسیاری از نوجوان های ما و گاهی حتی جوان ها نیز مرتکب می شوند این است که برای روابط دوستی و دوست داشتن خود حدود و خط قرمز قائل نیستند و فکر می کنند همین که تصمیم به ازدواج داشته باشند کافی نیست اما در زمان فعلی اجازه بده باهم بیشتر صحبت کنیم.
در اول اینکه سرزنش کردن خودت دیگر کمکی به بهبود گذشته نمی کند و در این مسیر نیاز است که با دقت بیشتری این مسیر را طی کنید .
در اول اینکه نیاز است اگر علایم بیماری hpvرا دارید آن را نادیده نگیرید چون این بیماری نیاز به درمان دارد .
ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) یکی از رایج ترین عفونت های منتقله از راه جنسی است . این ویروس می تواند از طریق تماس جنسی پوست به پوست منتقل شود. انواع مختلفی از ویروسHPV وجود دارند.
پس بهتر است در اولین گام برای بررسی این بیماری به پزشک مراجعه کنید چون ممکن است این آقا از ترس داشتن این بیماری را رد کرده باشند پس شما برای سلامت خود و در کنار آن بررسی پرده بکارت به متخصص زنان مراجعه کنید .
اما در مرحله دوم ببین عزیزم دوست داشتن و ترس از آیندتو درک میکنم اما ماندن در یک اربطه که هیچ مسیر مشخصی ندارد تنها می تواند برای شما آسیب زیادتری به دنبال داشته باشد این آقا بیان می کنند مادرشان از ارتباط شما آگاه بوده است و خودشان نیز از فرهنگ خانوادگی خود اطلاع داشته اند خب در این حالت وارد رابط جنسی با شما شدن یک مسیر اشتباه می باشد در کنار اینکه اگر ایشان واقعا قصد ازدواج با شما را داشته باشند پای اشتباهی که کرده می ماند و در احترام به خانواده بیان می کنند که تمایلی به معاینه پیش از ازدواج ندارند و ترجیح میدهند در رابطه جنسی این مسائل را تجربه کنند.
در هرصورت اگر ایشان مسئولیت اشتباه خودش را نپذیرد بهتر است از مجدد وارد رابطه شدن خوداری کنید در کنار اینکه رابطه بهتر است اگر قرار است ادامه پیدا کند شکل رسمی به خود بگیرد .
به هیچ عنوان قبل از خواستگاری رسمی رابطه جنسی دیگری را تجربه نکنید و سعی کنید حدود روابط را حفظ کنید .
اما در احترام از این آقا سوال کنید تصمیم نهایشان چیست و اگر تمایل و مسیر مشخصی برای ازدواج نداشتند بهتر است از رابطه خارج شوید و سعی کنید به خودتان فرصت بیشتری بدهید در آینده بست به اینکه فرد مقابل شما چه دیدگاهای داشته باشد می توانید در مورد این اتفاق رخ داده شده برای ازدواج صحبت کنید و یا اینکه تصمیم به ترمیم پرده بکارت بگیرید و…
سلام..ممنون از اینک وقت گذاشین و پیامم رو خوندین و راهنماییم کردین..متاسفانه میگن ترمیم بکارت کار اشتباهیه . در واقعا کاری انجام نمیدن و در ازای کاری ک انجام نمیدن کلی پول میگیرن…ببنید من واقعا افسرده و نا امیدم و تنها نگرانیم آشکار شدن این قضیه است..چون پدرو مادر ب شدت حساسی دارم..اونقد حساسن ک مطمعنم ک مادرم متوجه این موضوع بشه قطعا از ناراحتی و غصه دق میکنه..و همینطور پدرم خیلی حساس و تعصبی هستند و طاقت بی آبرویی رو ندارن و شک ندارم منو میکشه …من دوتا خواهر کوچیک تر از خودم دارم میترسم ب آینده اونا لطمه وارد بشه..در اصل من بیشتر نگران اونا و آینده اشونم..من ب نقطه ایی رسیدم ک واقعن مرده و زنده خودم برام فرقی نداره و فقط همش ب خواهرام و خونوادم فکر میکنم…برای آزمایش و درمان اچ پی وی حتما اقدام میکنم ولی نسبت ب بکارتم واقعا نا امیدم..متاسفانه خانواده من خیلی دوست دارن ک من ازدواج کنم و میترسم ی موقع تو فشار قرار بگیرم (خانوادم تو فشار بذارنم)و من مجبور شم تن ب ازدواج بدم..متاسفانه تو فرهنگ مام اینجوری جا افتاده ک دختررو معاینه پرده بکارت میبرن و من میترسم تو همین معاینات وضعیتم لو بره و بی آبرویی ب وجود بیاد.من قبول دارم اشتباه کردم ولی واقعا برای پیشمونی دیره..چیکار باید کنم؟ممنون از راهنماییتون
ببین عزیزم درک میکنم که در شرایط روحی سختی هستی و اضطراب زیادی را تجربه می کنید اما در این مسیر بهتر است از سرزنش کردن خودت خوداری کنی و سعی کنید که فعلا روند درمانی خود را طی کنید و سعی کنید در این مسیر با متخصص زنان مشورت کنید تا با بررسی پرده بکارت شما و میزان آسیبی که دیده است در این مسیر تصمیم گیری کنید .
در زمان فعلی اولویت با درمان شما می باشد پس بهتر است که حتما در این مسیر پیش بروید و در مورد ترمیم پرده بکارت هم با متخصص زنان مشورت کنید تا بتوانید در این مسیر در آینده بعد از درمان تصمیم گیری کنید.