1
از زندگی خسته شدم
سلاممن با اینکه ۱۷ سالمه بهترین دوستم ایدشو بهم گفت و گفت تو هم بیا و برای کارش نیاز به سرمایه داشت که منم میتونستم براش تهیه کنم ولی تو یه سال و برای شرو کارش نیاز به ییلمای اموزش داشت که من خریدم با اینگه وضع مالیه خونوادم اصن مناسب نیست و الان تنها همدمم تو کله زندگیم فقط یه قلم و کاقزه چن دکستی ندارم حرفای دلمو توش مینویسم و اگه کسی میخاد با من دوست بشه و من یکم باهاش درد ودل کنم بیاد و یکم بهم کمک کنه من نمیدونم این سایت چیه پس لطفن ترو خدا یکی بهم کمک کنه














با سلام خدمت شما دوست گرامی
دوست عزیز مشکل و مسئله تان را خیلی مبهم مطرح کردید و خواسته تان را واضح و دقیق عنوان نکردید.
به نظر می رسد به دوستتان اعتماد کرده اید و سرمایه او را تامین کرده اید اما در سود شریک نبوده اید.
اگر این گونه است حتما الان باید احساس ناکامی شدیدی داشته باشید که احتمالا هم به دلیل از دست رفتن اعتماد و رابطه دوستی شما با دوست صمیمی تان است و هم به دلیل اساس قربانی شدن و تنهایی تان.
اما متاسفانه این بخشی از واقعیت است که اطرافیان ما حتی گاهی آن ها که به نظرمان عزیز و نزدیک و صمیمی هستند ممکن است رفتارهایی داشته باشند که برای ما ناراحت کننده و یا آزار دهنده باشد.
معمولا این گونه تجربه ها به ما می آموزد که بتوانیم سهم و نقش خودمان را در این مسائل پیدا کنیم تا بتوانیم از آن در رابطه های بعدی مان استفاده کنیم.
اکنون شما هم خواسته و انتظاری داشته اید که برآورده نشده است و برای همین احساس ناکامی شدیدی را تجربه می کنید و بهتر است احساسات ناخوشایند خودتان را بپذیرید و با آن ها روبرو شوید وبعد ببینید چگونه می توانید در مسیر تحقق نیازها و خواسته هایتان اقدامات موثری انجام دهید و با بررسی سهم و نقش خودتان فعالانه در این مسیر تلاش کنید.