دختری30ساله هستم. مدرک فوق لیسانس دارم ولی بیکارم.با خانوادم در شهر کوچکی زندگی میکنم . از همون دوران کودکی با مشکلات زیادی مواجه بودم از وقتی یادم میاد خونواده پرتنشی داشتم.پدر و مادرم مرتب باهم دعوا میکردن. دوتا برادر معتاد دارم که به غیر از اعتیاد کارهای ناپسند دیگه هم انجام میدن . توی محله ای که زندگی میکنیم بخاطر همین کارهای برادرام و البته شغل پدرم که توی اجتماع شغل مقبول و آبرومندی نیست مردم محله مارو خونواده مناسبی نمیدونن. علی رغم اینکه همیشه سعی کردم درست زندگی کنم و ادامه تحصیلات دادم و به گفته اطرافیانم چهره زیبایی هم دارم ولی بخاطر موقعیت خانوادم خواستگار مناسبی ندارم. الان مشکل من فراتر از ازدواج و پیدا کردن شغل مناسبه! من واقعا از زندگی کردن توی چنین خونواده ای خسته شدم. اینم بگم که پدر و مادرم و حتی برادرام اصلا خودشونو مقصر نمیدونن! تازه هروقت من و خواهرام اعتراضی کردیم با واکنش شدیدشون مواجه شدیم و حتی چندبار کتک خوردیم! همیشه احساس حقارت میکنم و واقعا دوست دارم از این خونه و از این شهر برم. خیلی دوست دارم مستقل زندگی کنم. متاسفانه توی این شهر کوچیک نمیتونم برم خونه بگیرم واسه خودم. هیچ ایده ای به ذهنم نمیرسه که چطور میتونم برم یه شهر دیگه و مستقل زندگی کنم. اصلا واسه یه دختر مجرد همچین چیزی ممکنه؟ هر روز دعا میکنم وقتی از خواب بیدار میشم دیگه توی این خونه نباشم. واقعا دیگه خسته شدم. احساس پوچی میکنم. یجورایی دیگه از خونوادم ناامید و حتی متنفر شدم. خواهش میکنم راهنماییم کنین. خیلی ممنون