3
افسردگی
سلام خسته نباشید دختری ۲۰ ساله هستم گاهی اوقات احساساته بدی سراغم میاد احساس پوچی بهم دست میده و همه مسائله اطرافم برام مبهمه و دلم هیچی نمیخواد و یجورایی از همه چی و همه کس بدم میاد یا اینک خنثام و هیچی برام مهم نیس و زندگی و کلا دنیا مسخره و مزخرف ب نظر میاد احساس میکنم عصبانی هم میشم اما نمیدونم دقیقا از چی و دلم میخواد تو دنیا تنها باشم و این حالتم شاید چن روزی بیشتر نباشه و دوباره برمیگردم ب حالت نرمال اما این اتفاق باز تکرار میشه و شاید خیلی زمان بعد شایدم کمتر دوباره این حسا سراغم میان میخواستم بدونم آیا من افسرده ام و یا مشکلم چیه؟؟
ممنون🙏














با سلام خدمت شما دوست عزیز
در این مورد اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار بدهید تا باهم بیشتر صحبت کنیم.این علایم می تواند نشانه های افسردگی محسوب شود اما نیاز به بررسی دقیق تر دارد تا بتوانیم در این مورد نظر دقیق تری بیان کنیم.
۱٫ چند سال دارید؟
۲٫ چند مدت این علایم در شما نمایش داده می شود و بر عملکرد درسی ، کاری و اجتماعی شما تاثیر می گذارد ؟
۳٫ در طول این زمان تغییراتی در خواب و تغذیه خود احساس می کنید؟
۴٫ روابط شما با دوستان و اعضای خانواده چگونه می باشد؟
۵٫ بعد از پایان این دوره شما احساس سرزندگی و انرژی بیشتری می کنید و رفتارهای پرریسک و یا احساس شادی بالاتری دارید؟
سلام من بیست سالم هست و تقریبا دو سه سالی هست که حال روحی متغییری دارم سال اول مشکلاتی داشتم و همون سال سال کنکورم هم بود و خیلی ناراحت و غمگین بودم بعد اون دو سال دیگ پشت کنکور بودم اما خب درس نمیخوندم .دیگ اون مشکلاته قبل رو نداشتم و ازشون ناراحت نبودم اما خب اون مشکلات مشکلات دیگه ای از قبیل همین شکست تو کنکورم ایجاد کرد و احساس شکست داشتم مشکلم از این بود که نمی تونم درس بخونم کم کم احساس پوچی سراغم اومد اینک خیلی از کارا دیگ برام لذت بخش نبود الان سعی کردم بعد اون سالا شروع کنم ب درس خوندن و الان خیلی بهترم و میتونم درس بخونم اما از لحاظ روحی خوب نشدم فک میکردم شاید اگر بتونم درس بخونم حالم خوب بشه و این علائم که تو پست قبلی گفتم جدید هستن و اینک الان غمگین نیستم اما حال روحیم بشدت متغییر هستش و این احساساتی ک گاهی اوقات میان سراغم بشددددت من رو بی انگیزه میکنه و هدفی ندارم و خوابم بیشتر میشه شاید تنها کاری ک دوس دارم همینه و اشتهام کمتر و بعد این دوره انگیزم خوب میشه و هدفمند میشم و رفتار های پر ریسک رو تو همون دوره ک حالم خوب نیس دوس دارم انجام بدم ن بعدش و یک چیز اینک من اوایل همون سالا مریض شدم مشکل جسمی (گوارشی) و این هنوز باهامه و خیلی از اینم ناامید میشم و واقعا آرزومه ک خوب بشه اما وقتی تو اون دوره ام دیگ حتی خوب شدنمم برام مهم نیس هیچی برام مهم نیس. روابطم با خانوادم خوبه و دوست صمیمی هم دارم اما تو اون دوره بازم احساس تنهایی میکنم و تنهاییمو بیشتر دوس دارم یا اینک دوس دارم همه آدما اطرافم عوض شن و جدید بشن ، جنس مخالف برام جذابیت نداره و اینک اصلام دوس ندارم ازدواج کنم چون حوصله کسی بغییر خودمو ندارم و همه آدما بنظرم بد میان و وقتی حالم نرمال میشه این احساساتو ندارم
دوست عزیز علایمی که شما بیان می کنید می تواند علایم افسردگی و دو قطبی باشد که البته نمی توان نظر دقیق قبل از بررسی و مصاحبه بالینی عنوان کرد اما دقت کنید که شرایط روحی شما تاثیر زیادی در مورد دیدگاهایتان در مورد آینده و عملکرد فعلیتان دارد بهتر است در اول برای بهبود شرایط روحیتان به صورت حضوری به رواننشاس مراجعه داشته باشید تا در مسیر بهبود شرایط روحیتان به شما کمک شود و در کنار آن بتوانید با شماوره حمایتی در مسیر کنکور که برایتان اهمیت دارد اقدام کنید و نتایج بهتری بدست بیاورید .
گوشه گیری ، کاهش اشتها ، تغییرات خواب، بی انگیزگی و… همه نشانه افسردگی محسوب می شود و نیاز به پروسه درمانی دارد.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۶۸۵۸۹۵